مقدمه مشیت بازسازی

… اگر حالت اصیل چیزی خسارت یا صدمه دیده است، برای بازسازی به حالت اولیه اش باید میزان خسارت یا صدمه را ارزیابی کرده و آن را جبران کنیم. بعنوان مثال اگر در جائی کاری کردیم که به آبروریزی ختم شده است، ما باید رفتار خود را عوض کنیم، یا برای جبران افت منزلت خود باید کار و تلاش سختی را برای کسب نتایج بهتر در زندگی پیش بگیریم.

ادامه مطلب

تقدیر

… باید به خاطر بسپاریم که بر اساس اصل الهی، مشیت بازسازی تنها با انجام سهم مسئولیت انسان + سهم مسئولیت خدا تکمیل خواهد شد. ما درواقع به یک همکاری بین خدا و انسان براساس یک عمل داد و گرفت نیاز داریم. و به این خاطر، وجود سهم مسئولیت انسان درواقع یک برکت بسیار باشکوه است. و این نکته به این معنا است که خدا انسان را در جایگاه یک همکار و شریک خود در مسیر بازسازی قرار می‌دهد.

ادامه مطلب

رستاخیز 2

… سرانجام تمامی ارواح از طریق وجدانی که از جانب خدا دریافت کرده‌اند، نجات یافته، رستاخیز یافته و راه خود را بسوی عشق خدا پیدا خواهند کرد. زیرا والدین بهشتی ما، بدنبال هر گمشده‌ای به هر گوشه‌ای می‌رود و برای بازگرداندن ما و تغذیۀ درست ما و بازسازی روح ما، دست به هر کاری میزند.

ادامه مطلب

رستاخیز 1

… در طول تاریخ مردم بسیاری باور داشتند که مرگ جسمی طبیعی نبوده و بواسطه سقوط آدم و حوا بوجود آمده است. و از آنجائیکه کتاب مقدس رستاخیز را بازگشت از مرگ به زندگی معرفی کرده است، مومنان فکر می‌کردند که در رستاخیز مقدسینی که مرده‌اند بطور جسمی زنده خواهند شد.

ادامه مطلب

رستگاری 3

… ما فردی را که بسان پدرش در بهشت کامل است، چگونه معرفی و یا توصیف می‌کنیم؟ او فردی است که هدف آفرینش را به واقعیت درآورده است. او بطور کامل با خدا هماهنگ شده و قلب او را در عمق وجودش تجربه می‌کند. او دارای طبیعت و سرشتی الهی بوده و بطور طبیعی در همراهی با خدا زندگی می‌کند.

ادامه مطلب

رستگاری 2

… آیا براستی دنیا در آخر زمان در آتش سوخته شده و از بین خواهد رفت؟ در سفر پیدایش عنوان شد که در نخستین آخرزمان یعنی در زمان نوح زمین تخریب شده و نابود خواهد شد. اما چنین چیزی رخ نداد. در جای دیگر در کتاب جامعه عنوان شده است که نسلهایی می‌آیند و نسلهایی میروند اما زمین برای همیشه باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب

رستگاری 1

… مردم نمی‌دانند که خدایی وجود دارد یا نمی‌دانند که دنیای روح وجود دارد، یا درد همسایۀ خود را احساس نمی‌کنند و حتی بصورتهای مختلف در پی لطمه وارد آوردن به آنها هستند. به این ترتیب ما دنیایی را بوجود آوردیم که در آن از شیطان خدا ساخته‌ایم. مردم با چنین خصوصیاتی در جهنم بر روی زمین زیسته و سرانجام بدنبال از دست دادن بدن جسمی بر روی زمین به جهنم در دنیای روح خواهند رفت.

ادامه مطلب

سقوط بشر 3

… خدا از طریق اصل کار کرده و براساس اصل تمامی موجودات را آفریده و تمامی فعالیتهایش را به انجام می‌رساند. او تنها از طریق اصل، قدرت لایتناهی خود را به نمایش می‌گذارد. درواقع قدرت خدا هرگز در مسیری برخلاف اصل نمی‌تواند بنمایش گذاشته شود. چون خدا، خدای اصل است و برای حفظ مطلق و کامل بودن اصل خدا در جریان عمل سقوط دخالت نکرد.

ادامه مطلب

سقوط بشر 2

… اگر قدرتی متضاد با خدا از همان آغاز وجود داشته است، درگیری خوبی و بدی پایان ناپذیر خواهد بود. در این صورت زندگی مذهبی که ما در آن سعی داریم تا در پی خوبی، زیبایی و حقیقت جهان شمول باشیم، چیزی پوچ و بیهوده خواهد بود. درواقع با وجود این تضاد و تقابل بین خوبی و بدی، اساسا شکل گیری آفرینش حتی نمی‌توانست آغاز شود.

ادامه مطلب