مقدمه: کلام، بذر هستی و آینه روح
ای جویندگان نور و حقیقت، امروز بر روی موضوعی تأمل میکنیم که مرز میان حیات و ممات روحانی ماست: زبان و کلام ما.
در ابتدای خلقت، خداوند جهان را با «کلام» آفرید. کلام دارای فرکانس، نیرو و روح است؛ صرفاً صوت و ارتعاش هوا نیست، بلکه بذر خلقت است. وقتی انسان سخن میگوید، در واقع در حال خلق کردن است؛ یا در حال آفرینش صلح، عشق و برکت است، یا در حال تولید تاریکی، تفرقه و ویرانی. پاکسازی سخن یا کلام، اولین قدم برای همراستا شدن با اراده و خواست والدین راستین و والدین آسمانی است.
وقتی ما به والدین راستین پیوند خورده، تولد دوباره مییابیم و برکت ازدواج را دریافت میکنیم، به طور قلبی به عنوان دختران و پسران راستین و مقدس والدین آسمانی به او متصل میشویم. در نتیجه، اگر به طور جدی به خود به عنوان ماهیتی مقدس نگاه کنیم و به این حقیقت ایمان داشته باشیم، آنوقت هر عضو وجود ما نیز مقدس خواهد بود؛ از جمله زبان ما. بنابراین، کلامی که از زبان مقدس ما جاری میشود نیز باید کلامی مقدس باشد. کلام مقدس به این معناست که دقیقاً بسان آغاز خلقت که خدا همهچیز را با کلام آفرید، بخشنده حیات و جهانشمول باشد.
با این همه، وقتی به خود و اطرافمان نگاه میکنیم، دنیا را مملو از مردمی میبینیم که زبانشان کلام خودخواهی، خودمحوری و نابودکننده در تمامی سطوح است. این انحراف از سقوط بشر آغاز شد و تمامی اجداد ما را درگیر خود ساخت؛ تا جایی که تاریخی پر از دروغ، نیرنگ و نابودی آفریدند. اکنون ما که ادعا میکنیم ناجی عصر حاضر و والدین راستین را شناخته و به آنها پیوند خوردهایم، متأسفانه بدون اینکه متوجه باشیم، در پیروی از فرهنگمان و یا عرف عمومی جامعه، همچنان ارثیه زبان اجداد سقوطکردهمان را حفظ کرده و به آن تداوم میبخشیم!
پدر راستین در چان سانگ گیانگ میفرمایند: ”اندام تناسلی مردانه، وضعیتی مشابه با وضعیت بزرگ فرشته (لوسیفر) پیش از سقوط دارد. آن فرشته، قربانی خود را با لبان فریبندهای که به زبان دوشاخهی مار میمانست، گمراه ساخت؛ سپس او را به ورطهی اغوا کشاند و بهطور کامل به دوزخ افکند. اکنون نیز آن فرشته، انسانها را وامیدارد تا با اندامی که شباهتی تام به سرِ مار دارد، به همان عملِ سقوط مبادرت ورزند؛ اندامی بسان مار که نیش میزند. به عبارتی، مردان از آن ارگان مارگونه برای تسخیر و بلعیدن زنان استفاده میکنند. وقتی در عرف و تداول عامه میگویند: «آیا آن زن را شکار کردی و بلعیدی؟»، چه معنای دیگری میتواند داشته باشد؟ این تعبیر تنها دلالت بر هتک حرمت و آلودنِ ذات مقدس مؤنث بدین شیوه دارد. اندام تناسلی مرد [در دنیای سقوطکرده]، چنین ارگان سهمگینی است؛ ماهیتی شبیه به لوسیفر و شمایلی ملموس از سرِ مار.“
بخش اول: هشدار کتاب مقدس؛ افسار زدن به اسب سرکش زبان
کتاب مقدس با جدیتی بینظیر به ما هشدار میدهد که بدون انضباطِ زبان، تمام ادعاهای دینداری و معنویت ما توخالی است. در رساله یعقوب (۱: ۲۶) آمده است: ”آن که خود را دیندار بداند، امّا مهارِ زبان خود را نداشته باشد، خویشتن را میفریبد و دیانتش باطل است.“
این آیه زبان را به سکان یک کشتی بزرگ یا جرقه کوچکی تشبیه میکند که میتواند جنگلی را به آتش بکشد. زبان عضو کوچکی است، اما قدرت آن فوقالعاده است. در دنیای سقوطکرده، زبان وسیلهای برای ترویج سم کلامی از جمله سخنچینی، غیبت، شکایت، کنایهگویی، تملق و چاپلوسی، عیبجویی، ملامتگری، تحقیر، دروغ در تمامی سطوح و منفیبافی شده است. این رذایل از زبان انسان اسلحهای حتی مخربتر از بمب اتم ساخته است! شیطان با استفاده از زبان من و تو، فرزندان خدا را در اطرافمان مورد هجوم و نابودی قرار میدهد؛ و اینگونه است که هر روز، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، افراد بسیاری در تمامی سطوح فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی و جهانی زیر پای این کلام ناپاک له و نابود میشوند.
برخی از سم کلامی ما عبارتند از:
- سخنچینی: بردن حرفی از یک شخص پیش دیگری برای ایجاد کینه، اختلاف و دشمنی میان آنها.
- غیبت: بدگویی پشت سر کسی و بازگو کردن عیوب پنهان او در غیابش.
- تملق و چاپلوسی: تعریف و تمجید دروغین و بیش از حد از کسی به قصد منفعتطلبی یا جلب توجه.
- شکایت: ابراز نارضایتی، گلهمندی و نق زدن مداوم از شرایط، آدمها یا روزگار.
- کنایهگویی: زدن حرفهای نیشدار و طعنهآمیز به صورت غیرمستقیم برای رنجاندن یا تمسخر دیگری.
- عیبجویی: تمرکز روی نقاط ضعف و نقصهای دیگران و جستوجو برای پیدا کردن اشتباهات آنها.
- ملامتگری: سرزنش کردن، سرکوفت زدن و مقصر دانستن مداوم دیگران در هر اتفاقی.
- تحقیر: کوچک، بیارزش و پست جلوه دادن دیگران برای تخریب شخصیت یا ابراز برتری خود.
- دروغ: پنهان کردن حقیقت و گفتن کلام غیرواقعی (از دروغهای کوچک روزمره تا فریبکاریهای بزرگ)
- منفیبافی: دیدن جنبههای تاریک هر چیز، آیه یأس خواندن و آلوده کردن فضا به ناامیدی و فرکانسهای منفی.
عنکبوت ماده اغلب به دلیلی هولناک بیوه میشود؛ او به طور منظم هر که را بر سر راهش قرار گیرد—از خواستگاران گرفته تا مهمانان—میبلعد تا تاریکخانه او به یک سالن تشریح بدل شود. مگسی که به دام او میافتد، شاید از بیرون سالم به نظر برسد، اما عنکبوت تمام امعا و احشای او را مکیده و نوشیده است، تا جایی که مگس به تابوت خالی خویش تبدیل میشود.
علت این فرآیند مرگبار آن است که عنکبوت ماده معده ندارد و قادر به هضم غذا در درون خود نیست. بنابراین، با نیشهای ریز خود، شیره گوارشیاش را به درون بدن مگس تزریق میکند تا احشای او را تجزیه و به سوپی گرم تبدیل کند. او این سوپ را حریصانه سر میکشد؛ درست همانگونه که بیشتر ما جان و روان یکدیگر را میمکیم. ما ابتدا یکدیگر را در آنزیمهای اسیدی و مرغوبی چون احساس گناه، تحقیر، قضاوتهای شخصی و عشقِ بیرحمانه میپزیم و سپس وجود هم را نابود میکنیم.
حکمت ملل و فرهنگهای مختلف نیز همواره درباره خطرات این عضو کوچک هشدار داده است:
- ضربالمثل یونانی اعلام میدارد: «زبانِ بیاستخوان، چنین کوچک و ضعیف، میتواند استخوانها را در هم بکوبد و به قتل برساند.»
- ضربالمثل تُرک تأکید میکند: «هلاکتی که زبان بر انبوه تودهها وارد میآورد، بسی فراتر از ضربت شمشیر است.»
- ضربالمثل پارسی با حکمت میگوید: «زبانِ سرخ، سرِ سبز میدهد بر باد!»
- چینیها میگویند: «زبان میتواند کلامی را جاری کند که سرعتش از اسبهای تیزرو پیشی گیرد.»
- حکیمانِ عرب آوردهاند: «انبارِ بزرگ زبان، دل است.»
- این پندِ حکمتآمیز از فرهنگ عبری نشأت گرفته: «اگر پایت بلغزد، بسی بهتر از آن است که زبانت بلغزد.»
- و آنچنانکه گفته شده: «هر که زبان خود را مهار کند، جان خویش را پاس داشته است.»
بخش دوم: شهادت چان سانگ گیانگ؛ کلام به عنوان تجلی قلب و ریشه برکت
در چان سانگ گیانگ، والدین راستین نگاه عمیقتری به این موضوع میاندازند. در این آموزهها، عنوان شده است که کلام ما مستقیماً به «قلب» و «انضباط درونی» متصل است. اگر میخواهیم برکت الهی را در زندگی جذب کنیم، باید خروجی وجودمان یعنی کلاممان را پاک کنیم.
به طور عمیقتر، یادمان نرود که والدین آسمانی میخواهند از طریق زبان ما به فرزندان گمشدهشان در سرتاسر دنیا تولد دوباره داده و آنها را به جایگاه اولیهشان در باغ عدن بازسازی کنند. دقیقاً به همین دلیل است که ما نمیتوانیم اجازه دهیم هر کلامی بهواسطه خواست فردی، نیاز شخصی و خودخواهانه از زبان ما خارج شود؛ بلکه باید هر لحظه را بهگونهای سپری کنیم که کلامِ زندگیبخش از زبان ما خارج شود، صرفنظر از اینکه چه کسی در برابر ما قرار گرفته و چه رفتاری با ما دارد.
در کتاب چان سانگ گیانگ آمده است:
«انسان باید در کلام خود صادق و دقیق باشد. کلام شما باید منعکسکننده قلب و نیت پاک شما باشد. کسی که زبان خود را کنترل نمیکند، مانند ظرفی ترکخورده است که هر چقدر هم برکت و عشق در آن بریزید، از دست میرود. اگر میخواهید با خدا و حوزه الهی هماهنگ شوید، ابتدا باید کلام خود را از حسادت، کبر و دروغ پاک کنید. کلامِ برخاسته از عشق راستین، قدرت شفا دادن روحهای مرده را دارد.»
این متن بلندمرتبه به ما یادآوری میکند که انضباط زبان، یک تمرین ظاهری یا صرفاً رعایت ادب اخلاقی نیست؛ بلکه یک رزمایش روحانی برای حفظ برکاتی است که خداوند به ما عطا میکند. کلام تند و ناپاک، دیوارهای محافظ روحانی ما را فرو میریزد و ما را در برابر تاریکی بیدفاع میسازد.
بخش سوم: طهارت کلام و رسیدن به «عشق راستین»
چگونه میتوان به تنقیح کلام دست یافت؟ با سرکوب کردن زبان؟ خیر. زبان مهار نمیشود مگر اینکه منبع آن، یعنی قلب، دگرگون شود. عیسی فرمود: شخصِ نیک از خزانۀ نیکوی دل خود نیکویی برمیآورد، و شخصِ بد از خزانۀ بدِ دل خود، بدی. زیرا زبان از آنچه دل از آن لبریز است، سخن میگوید. (لوقا ۶: ۴۵)
بر اساس آموزههای والدین راستین در کتاب چان سانگ گیانگ، معیار نهایی تمام اعمال ما «عشق راستین» است. و همینطور هدف زندگی جسمی ما نیز نیل به کمال روحی از طریق عشق راستین است. وقتی قلب ما مملو از عشق راستین به والدین آسمانی و فرزندان او (بشریت) شود، کلام ما خود به خود تغییر میکند و با ماهیت مقدس و الهیمان همخوانی مییابد.
تطهیر کلام شامل سه مرحله اساسی و عملی است:
- سکوت آگاهانه: قبل از سخن گفتن، ابتدا کلام را در ترازوی وجدان و نفس اصیل و در محضر حضور خدا بسنجیم.
- شکرگزاری به جای گلایه: گلایه و شکایت، انرژی تاریک تولید میکند؛ در حالی که قدردانی و شکرگزاری، کلام و فضای اطراف ما را نورانی میسازد.
- کلام برکتدهنده: زبان ما باید ابزاری برای تولد دوباره دادن به دیگران و ترفیع آنها باشد، نه تخریب و زیر پا له کردن آنها. همانطور که در رساله به افسسیان (۴: ۲۹) میخوانیم: ”دهانتان به هیچ سخن بد گشوده نشود، بلکه گفتارتان بهتمامی برای بنای دیگران به کار آید و نیازی را برآورده، شنوندگان را فیض رساند.“
نتیجهگیری
بیایید از امروز عهدی روحانی با والدین آسمانی و والدین راستین خود ببندیم. عهد ببندیم که نگهبانِ هوشیارِ دروازه دهان خود باشیم. بگذاریم کلام ما مرهمی بر زخمهای این جهان سقوطکرده باشد، نه خنجری که دلها را میشکند. وقتی زبان خود را منضبط کنیم، ذهن و بدن ما به اتحاد مقدس میرسند و روح ما آماده دریافت عمیقترین الهامات بهشتی میشود.
ما فرزندان مقدس والدین راستین و والدین آسمانی هستیم و تمامی اعضای وجود ما نیز مقدس است. حتی یک لحظه هم این حقیقت را فراموش نکنیم. بیایید همیشه به عنوان دختر و پسری مقدس برای والدین آسمانی، هر روزمان را زیبا و باشکوه بسازیم و کاری کنیم که به هر کجا گام برمیداریم، آنجا را به بهشت موعود و ایدهآل تبدیل کنیم؛ بهگونهای که مردم در هر سطحی، مشتاقانه و با اراده خود بخواهند به آنجا بیایند و با والدین آسمانی و والدین راستین ملاقات کنند.بیایید با هم دعا کنیم: والدین آسمانی عزیز و والدین راستین گرامی، ای معماران کلام و حیات. اعتراف میکنیم که بارها با کلام نسنجیده، قضاوتها، ارثیه تاریک اجدادی و تندیهای زبانمان، قلب تو و فرزندانت را آزردهایم. از تو میخواهیم که لبان ما را با آتش عشق راستین خود تطهیر کنی. به ما انضباط زبان و حکمت تنقیح کلام عطا فرما تا از دهان ما که اکنون به لطف والدین راستین پاک و مقدس شده است، چیزی جز برکت، صلح، امید و عشق جاری نشود. بگذار کلام ما آینه پاکی از حضور شاهانۀ تو بر روی زمین باشد. آجو