سخنان و دعای پدرِ راستین در ۹ اوت ۱۹۹۷ (هفتمین روز از هفتمین ماه قمری۱۹۹۷) ساعت ۰۷:۰۷:۰۷ صبح در مرکز آموزش مرکزی، سو تک دونگ، سئول-کره که در طی آن پدر اعلامیه قلمرو شبّات (سبتِ) کیهانی برای والدین آسمان و زمین را ارائه دادند.
دعای پدر راستین
والدینِ آسمانیِ محبوب، امروز، هفتمین روز از هفتین ماه ۱۹۹۷، ساعت ۷ و ۷ دقیقه و ۷ ثانیه، با محوریت برکتِ ۳ میلیون و ششصد هزار زوج، ما شعار امسال را محقق ساختهایم: “بیايید با تحقق برکتِ ۳ میلیون و ششصد هزار زوج، به والدینِ راستین افتخار کنیم و والدینِ راستین را دوست بداریم.”
شما چقدر سختی کشیدهاید و بارِ شیمجانگِ پر از رنج را بر دوش کشیدهاید! ما به عنوان فرزندانِ شما، والدینِ راستین، در این عصر تاریخی همراه با دیگر فرزندانتان که از قلب شما ناآگاهند، در اینجا حضور داریم. در این میان، شما والدینِ راستین را به زمین فرستادید تا بتوانیم پایهای بنا کنیم که در آن، بشریت بتواند قلب شما را درک نموده و درباره شرایط درونی شما آموزش ببیند. از طریق آن پایه، ما دریافتیم که چه تاریخ غمانگیزی بوده است؛ از آنجا که آدم و حوا در نوجوانی سقوط کردند و کانونِ خانوادهی آنان با نیرنگ شیطان فروپاشید، بشریت به جای نسبِ الهی، به کانونِ خانواده آدمِ سقوطکرده و نسبِ شیطان پیوند خورد.
بنابراین، تا کنون، تاریخ نسبِ قلمرو بزرگفرشته و نسبِ شیطان را حفظ کرده است. وقتی به بنیانگذاریِ قلمرو دین فکر میکنیم تا تاریخِ جایگاهِ بزرگفرشتهی جدید را در پادشاهیِ ملکوتی استوار سازیم، میدانیم که مشیتِ بازسازیِ فردی، همان تاریخِ پسگرفتنِ حقِ فرزندیِ ارشد از قلمرو بزرگفرشته است.
عصر بازآمدنِ (ظهور دوباره) ناجی
ما سپاسگزارِ این زمانِ عظیم هستیم که در آن با عصر بازآمدنِ ناجی روبرو هستیم؛ مرکزی برای رستگاریِ جهانی از طریق اعصار عهد عتیق، عهد جدید و عهد تکمیل شده. اکنون ما میتوانیم مشکلات فروپاشی کانونِ خانواده و انحطاط اخلاقی جوانان را که در اصل ناشئ از سقوطِ آدم بود، برطرف سازیم.
در سال ۱۹۴۵، در پایان جنگ جهانی دوم، مسیحیت و ملل متحد که ماموریت عروس را برای استقبال از ناجیِ بازآمده داشتند، در مسئولیت خود به عنوان عروس ناکام ماندند. این از دست رفتنِ ملت در سطح جهانی، یک ملت هابیل، و یک ملت حوا از کانونِ خانواده آدم—که سروریِ پیروزمندانه را در مشیتِ الهی در سطح جهانی بر دوش داشت—دردی بزرگتر و رنجی عمیقتر از دست دادن یک کانونِ خانواده در باغ عدن ایجاد کرد.
اگر مسیحیت با محوریت ملل متحد، بازآمدنِ ناجی را پذیرا شده بود، ما میتوانستیم مراسم برکتِ بزرگ و تاریخیِ جهانی را برگزار کنیم تا بشریت بتواند از طریق پیوند با نسبِ والدینِ راستین، پس از یگانه ساختنِ رنجِ عیسی (که روح و جسماش توسط شیطان از هم جدا شد)، از طریق برکت رها شود و دنیایی متحد با محوریت فرهنگ مسیحی آماده سازد. در آن زمان، با همکاری ۸۰۰ میلیون مسیحی، خواست یگانهِ متعال برای استقرار پادشاهیِ ملکوت بر روی زمین ظرف هفت سال، یعنی تا سال ۱۹۵۲، کامل میشد.
با این حال، فرهنگ مسیحی مسئولیت عروسگونه خود را در پذیرش ناجیِ بازآمده رد کرد. همانطور که کانونِ خانواده آدم دنیای سقوطکرده را در دوره رشد و ثمردهی به شیطان واگذار کرد، مسیحیت و یک ملت در نقش حوا و عروس نیز در مسئولیت خود ناکام ماندند و پایه پیروزمندانه در سطح جهانی را یکباره به شیطان تسلیم کردند. در نتیجه، اندوهِ سقوط بار دیگر بر روی زمین سایه افکند.»
مسیرِ بیابانِ پدرِ راستین
تاریخِ غمانگیزی به ما یادآوری میشود که در آن پدرِ راستین مجبور بود به تنهایی مسیرِ بیابان را بپیماید. شیمجانگِ پر از رنجی که خانواده آدم بر ملکوت و زمین باقی گذاشت، با مسیر پدرِ راستین قابل مقایسه نبود. مسیر پدرِ راستین دورانی از اندوهِ عمیقتر در مقایسه با مسیرِ عیسی بود که نتوانست مردم را بر اساس کانونِ خانوادهی خود متحد سازد.
با این حال، من دریافتم خواستِ یگانهِ متعال این بود که با رهاسازیِ بشریت حول ایدئولوژیِ یک خانوادهی جهانی که کل تاریخ را بازسازی و جبران کند، به نسبِ شیطان پایان دهد. همچنین، به خواستِ شما پی بردم که در جستجوی جایگاهی برای آرامش و آزادی در ملکوت و زمین بودید.
ای یگانهِ متعال، شما طی هفت هزاره از تاریخ، مشتاقِ دنیایی هزارساله بودهاید. من میدانم که آن چقدر سخت و شگرف است! شما کوشیدید با نگه داشتنِ حرمتِ روز سبت در روز هفتم توسط مسیحیت، معیارِ آرزوی خود را حفظ کنید.
از آنجا که همه این امور به پایان نرسید، میدانم که شما تنها بر عرشِ خویش در ملکوت نشستهاید و تاریخِ تحملناپذیرِ قلمروِ شیطان را همچون یک زندانی تحمل کردهاید. من شیمجانگِ والدینیِ شما را یافتم؛ همان که هیچکس تا به حال از آن آگاه نبود. شما مجبور بودید شرایطی را که نمیتوانستید فراموش کنید، از یاد ببرید، شرایطی را که نمیتوانستید وجودِ خود را در آن جاری سازید دوباره بازآفرینی کنید، و به مردمی که نمیتوانستید دوستشان داشته باشید عشقِ راستین بورزید. بهرغم اندوه و حتی مرگ، من راهی را هموار کردم که در آن بتوانم قلب و شیمجانگِ شما را تسلی دهم، و آزارهای بسیار را تحمل کردم تا با عزمِ مواجهه با هرگونه مسیرِ مرگبار، بر گردنهی چهلساله پیروز شوم.
مسیر چهلسالهی بازسازی
سرزمین مادری که میبایست ملتِ مرکزیِ همه ملل با محوریت دنیای متحدِ شمال و جنوب باشد، و تمام فرهنگِ شرق و غرب از دست رفت. حتی آن قبیلهای که برای تکمیلِ برکت آماده کرده بودید نیز از دست رفت. اعضای نهضتِ هماهنگ درک میکنند که من مجبور بودهام مسیرِ بازسازی را به مدت چهل سال بپیمایم. میان دنیای دمکراتیک و دنیای کمونیستی جنگ و ستیز درگرفته است زیرا تمامی نسلهای قبیلهای که قرار بود قبیلهی ملکوت شوند، با وضعیتِ تفرقه و جدایی روبرو شدند.
من درک میکنم این چهل سال نشاندهنده ۴۰۰۰ سال تاریخِ مشیت الهی است. با این حال هیچکس از اندوهِ تلخ شما آگاه نبوده است که طی سالها والدینِ راستین توسط دولتهای حاکم بر دنیای سقوطکرده—که روزگاری مسیحیت، مسیحیان و دیگر ادیان و مردمشان را آزار میدادند—تحت جفا قرار گرفتهاند. این نیروها با خواستِ شما برای دربرگرفتنِ کل جهان مخالفت ورزیدند.
تماماً تنها، تماماً تنها، تنها توسطِ خودِ شما. طبق رهنمودهایی که توسط شما ارائه شد، شمایی که راه را هموار کردید، من به مدت چهل سال جنگیدهام و بر گردنهی جفا پیروز شدهام. اینجا میدانِ نبردی بوده است برای اعلامِ جایگاهِ آرامشِ فردیِ شما و نیز جایگاهِ آرامش برای یک زوج، یک کانونِ خانواده، یک قبیله، یک ملت، جهان و کلِ کیهان. این مکان، محیطِ آزاد و آرمانیِ آفرینش بوده است که شما میتوانید آن را قلمروِ آزادیِ خود بنامید. اکنون این امر کامل شده است، ای یگانهِ متعال. اکنون با محوریت والدینِ راستین، ما در حالِ انجامِ اعلامِ شگفتانگیزِ قلمروِ سبتِ کیهانی هستیم.
پسرِ شما، ”سان میانگ مون“، که رویای جوانیاش در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگیاش را از دست داد، در حالی که شیمجانگِ عظیمِ والدینِ آسمانی را به ارث میبرد و تحمل میکرد، بر گردنههای چهل سال تاریخِ پردرد و رنج پیروز شد و بر شکستهای بیشماری که آکنده از اهانت و تلخی بود، غلبه کرد.
در نتیجه، برکتِ ۳ میلیون و ششصد هزار زوج با موفقیت کامل شد. به جای خانواده آدم، این خانوادهها در سطح جهانی میتوانند یکباره برکتی را دریافت کنند که خانواده آدم در دستیابی به آن ناکام ماند. قلمروِ سبت، جایی که میلیاردها انسان وارد قلمروِ رهایی میشوند، میتواند هم به پادشاهیِ آسمان در ملکوت و هم بر روی زمین فراروید. شما را برای آن سپاس میگویم.
حقِ فرزندیِ ارشد باید ابتدا بازسازی میشد، سپس حقِ والدینی و حقِ پادشاهی باید بازسازی میگشت. ای یگانهِ متعال، شما را برای تکمیلِ برکتِ ۳ میلیون و ششصد هزار زوج که فراتر از حدودِ مراحلِ سهگانه میرود، سپاس میگویم.
حقِ فرزندیِ ارشد در سطح کانونِ خانواده میتواند بر روی زمین پایدار بماند. حقِ یک کانونِ خانواده در سطح ملی و در سطح کیهانی نیز میتواند بر روی زمین پایدار بماند. بنابراین، از آنجا که این زمان، دورانِ دریافتِ عصرِ پادشاهی با محوریت یک کانونِ خانواده است، از امروز رهاییِ واقعی میتواند اعلام شود. این سبت برای والدین آسمانی است، خدایی که نتوانسته بود در یک کانونِ خانواده آرام گیرد. بار دیگر، خالصانه شما را برای آن سپاس میگویم.
امروز، هفتمین روز هفتمین ماه ۱۹۹۷، ساعت ۷ و ۷ دقیقه و ۷ ثانیه است. همچنین، پسر شما، ”سان میانگ مون“، در سن ۷۷ سالگی است. این هشت بار وقوعِ عدد هفت نشان میدهد که عدد هفت میتواند به عدد هشت متصل شود و فراتر از اعداد هفت و هشت، به روزِ شبّات (سبتِ) و روزِ آغازینِ جدیدی تبدیل گردد. همه اینها با عدد هفت در پیوند است. اکنون تمامی اعضای نهضتِ هماهنگ، با محوریت خانوادهای که سنت، شیمجانگ و اقتدارِ ملکوت را به ارث میبرد، میتوانند به ملازمت با والدین آسمانی بپردازند. اکنون یگانهِ متعال میتواند در یک ملت، در جهان و در کلِ کیهان آرام گیرد. ما با زمانِ پیروزمندانهای روبرو هستیم که در آن، پادشاهیِ ملکوت بر روی زمین و در دنیای روح به طور همزمان استقرار مییابد. پایه و بنیادِ سبت، جایی که یگانهِ متعال و والدینِ راستین میتوانند آزادانه سیر کنند، از سطح خانواده تا سطح کیهانی گسترش مییابد.
برای انجام این کارِ عظیم، مادرِ راستین، که میتواند نمایندهی ملتِ حوا باشد، میبایست به ایالات متحده آمریکا که ملتِ بزرگفرشته است و به سازمان ملل متحد میآمد تا اقبالِ هماهنگی و اتحاد را ترویج کند، تا بتواند این اقبال را بر روی کره تقسیمشده بپراکند؛ جایی که پایگاه اصلی برای رهاییِ کانونِ خانواده میتواند برای نمایندگیِ رهاییِ مردم تأسیس شود. به لطف هدایت و حمایت شما، مادرِ راستین توانست سه تور سخنرانی انجام دهد که طی آنها کلامِ والدینِ راستین را جاری ساخت. مادرِ راستین با ایراد سخنرانی در ۱۶ مکان، راه برکت را برای مقامات عالیرتبه گشود. با فرارفتن از عدد ۱۶، برکتی که عموداً رخ داد، مقدستر از هر زمان دیگری شده است.
مادرِ راستین در تمامی تورهای سخنرانی خویش از سوی مهمانانی که نماینده زنان تمامی ملل با محوریت زنانِ شمال و جنوب بودند، مورد استقبال قرار گرفته است. امروز، روزِ اعلامیهای است که بر پایه این سخنرانیها بنا شده است. فردا ما برکتِ دیگری خواهیم داشت تا قلمروِ پیروزمندانه پادشاهیِ ملکوت را در برابر مقامات عالیرتبه کرهای—که نماینده اشخاصِ مرکزیِ بنیادین و نمایندگانِ دولتهای مستقل جهان هستند—اعلام کنیم. این بدان معناست که ما در حال ورود به عصر پادشاهی در سطح خانواده هستیم. ما این برکت را که نهضتِ هماهنگ به عنوان تیمِ نخستِ برکتِ خانوادگی دریافت کرده است، به مسیرِ پر از تلاش و رنجِ شما نسبت میدهیم. اگر به خاطر شما نبود، کره هیچ جایی برای بقا نداشت. اما از آنجا که شما و مادرِ راستین در کنار هم تلاش میکنید، ما از این فرصتِ عظیم برخورداریم، و من بسیار قدردانم، ای یگانهِ متعال.
هزاران بار سپاس از شما، ای والدین آسمانی، برای اینکه توانستیم بنیانِ ۴۰ سال پیروزی و «اعلامیه قلمرو شبّات (سبتِ) جهانی برای والدینِ آسمان و زمین» را به طور همزمان به کمال برسانیم.
از آنجا که بنیانِ سبتِ عصرِ پادشاهی در سطح خانواده، سطح ملی، سطح جهانی و سطح کیهانی بر روی زمین استوار گشته است، خواستِ شما با زمانی روبروست که این کشور به عنوان مرکز مشیتِ رستگاریِ یگانهِ متعال خوانده میشود؛ مشیتی که جهان را رها ساخته و دنیای عشقِ راستین را به ارمغان میآورد. لطفاً این را با شادمانی به یاد داشته باشید.
اکنون من مسافتی را که پسر شما با اشک پیموده است تقدیم میدارم و آنگاه این روز را به عنوان یک روز سالگرد اعلام میکنم. لطفاً به من اجازه فرمایید چنین کنم. از این لحظه به بعد، من عصر رهایی را اعلام میکنم. همانطور که مشتاق بودهاید با تمامی اقتدار و همه چیز بر تمامیتِ وجود عمل کنید، لطفاً آرزوهای خود را محقق سازید. لطفاً مدعی قلمرو رهاییِ بشریت شوید. من صمیمانه آرزو و درخواست دارم که برکتِ شما برای حرکت به سوی پادشاهیِ ملکوتِ رهاشده جاری گردد.
اکنون، روز و زمانِ آن فرا رسیده است که اشکهای اندوه بازایستد و تمام اشکهای ریختهشده و لکههای اشک از خانوادهی والدینِ راستین پاک شود. صمیمانه آرزو دارم که این اعلامیه رهایی را به نام والدینِ راستین بپذیرید. باشد که آرزویتان برای داشتن شکوه و جلال جهت سفرِ آزادانه در میان فرزندانِ محبوب، کشورها، جهان و کل کیهان محقق شود. باشد که خانوادههای والدینِ راستین که برای رهایی شما تلاش میکنند، بتوانند آزادانه به سراسر جهان سفر کنند و بدون هیچ مشکلی به خانه بازگردند.
پس لطفاً این زمانِ «اعلامیه قلمرو سبتِ جهانی برای والدینِ آسمان و زمین» را بپذیرید! لطفاً آن را بر بهشت و زمین اعلام فرمایید! پرچم پیروزمندانه اتحاد جهان را در ملکوت و زمین برافرازید و به اهتزاز درآورید! من این روز را به نام والدینِ راستین اعلام میکنم! آجو! آجو! آجو!
سخنرانی پدر راستین
شما باید قداستِ نام ”والدینِ راستین“ را بدانید. تمام آفرینش برای قلمروِ تجسمِ عینیِ والدینِ راستین آفریده شده است. قلمروِ آرمانیِ والدینِ راستین باید تحقق یابد، حتی اگر به بهای تمامِ آنچه آفریده شده باشد. آفرینش وجود دارد تا به این قلمرو دست یابد. یگانهِ متعال همه چیز را با این مفهوم، که پیش از آفرینش داشت، آفرید. نام ”والدینِ راستین“ که آسمان هزاران سال به دنبال آن بوده است، به تمام آشفتگیهای جاری در جهان پایان داده و دنیای آرمانی را تحقق خواهد بخشید، که چیزی نیست جز جهانیسازیِ خانوادههای برکتگرفته.
اعلام قلمروِ رهاشده
چگونه خانوادههای برکتگرفته را جهانی کنیم؟ والدینِ راستین خواهند آمد و پیامدهای انحرافِ آدم را که در شانزدهسالگی رخ داد و منجر به عشقِ کاذب و فروپاشی خانواده شد، بهطور کامل معکوس خواهند کرد. با محوریت والدینِ راستین، راهی که از طریق آن تمام مردمِ روی زمین میتوانند وارد پادشاهیِ ملکوت شوند گشوده شده است—راهی که از طریق آن، خانوادهی آدم کاملشده، که شایستهی آفرینشِ اصیلِ پیشبینیشده در آغاز است، از نسبِ الهی خواهد بود، برکت را دریافت میکند، به ملازمت با والدین آسمانی میپردازد و نسبِ الهی را به یادگار میگذارد.
پادشاهیِ ملکوت تا کنون خالی بوده است. خانوادهی آدم وارد آن پادشاهی نشد و هیچیک از نیاکان نیز تا کنون وارد نشدهاند. به لطف والدینِ راستین، ما در قالب نسلِ اول و نسلِ دوم سازماندهی خواهیم شد و پادشاهیِ ملکوت را کاملاً پر خواهیم کرد. امروز روزی است که از طریق آن، این قلمروِ رهاشده را اعلام میکنیم. امروز چه روزی است؟ روز ”اعلامیه قلمرو سبتِ کیهانی برای والدینِ آسمان و زمین“ است.
در طول تاریخ، تنها حوزهای که یگانهِ متعال میتوانست به تصرف خود درآورد، قلمروِ سبت بود. با این حال، هر چیز دیگری متعلق به شیطان بود. فرزندان متعلق به والدین آسمانی نبودند، و نه تمام آفرینش و نه حتی ملت. هیچ چیز متعلق به یگانهِ متعال نبود. برای بازگرداندن همه چیز به والدین آسمانی، والدینِ راستین باید میآمدند.
خانوادهی آرمانی ما، خانهای است که یگانهِ متعال در آن آرام میگیرد. بنابراین، ما باید درک کنیم که والدین آسمانی در چه نوع خانهای میتواند آرامش یابد. والدین آسمانی خانهای را که میتوانست در آن آرام گیرد از دست داد. از این رو، یافتن خانوادهی آرمانی برای یگانهِ متعال به معنای یافتن آن خانهای بود که بتواند در آن آرامش یابد. آیا همه میتوانند به آن سطح از خانهای که والدین آسمانی در آن آرام میگیرد برسند؟ آن چه سطحی است؟ خانهی آرامش در سطح فردی، سطح زوجین و سطح خانواده وجود دارد. خانهای در سطح خانواده شامل فرزندان میشود. سپس، خانهای که یگانهِ متعال میتواند در سطح خانواده در آن آرام گیرد، نیازمند قبیله است؛ یک خانهی قبیلهایِ آرامش. فراتر از خانهی سطح قبیلهای، خانهای در سطح ملی قرار دارد. پس از آن خانهای در سطح جهانی، خانهای در سطح کیهانی و در نهایت خانهی آرامشِ یگانهِ متعال است. چند سطح از خانهها وجود دارد؟ هشت سطح وجود دارد.
شکلگیری این خانهی آرامش حول چه چیزی محوریت یافته است؟ والدینِ راستین و فرزندانِ راستین. یک خط کامل باید با محوریت این خانواده شکل گیرد. به همین دلیل است که اعضای نهضتِ هماهنگ باید به ناجیانِ قبیلهای تبدیل شوند. شما باید به ناجیانِ خانوادگی و ناجیانِ قبیلهای تبدیل شوید. پس از تشکیل یک ملت، شما به یک ناجیِ ملی و سپس به یک ناجیِ جهانی تبدیل میشوید. ناجیِ جهانی، شاهِ شاهان است. وقتی این اتفاق بیفتد، پادشاهیِ ملکوت بر روی زمین شکل میگیرد.
ما در حال ترویج پاکدامنی و اخلاق جنسیِ مطلق هستیم. رابطه جنسیِ مطلق، رابطهای بر اساس عشقِ راستین است؛ به همین دلیل است که ما جنبشِ پاکدامنی و خانوادهی راستین را رهبری میکنیم. عشقِ راستین مرکز این جنبشِ پاکدامنی و خانوادهی راستین است. یک خانواده با محوریت عشقِ راستین به یک خانوادهی پاک و راستین تبدیل میشود. بدون عشقِ راستین، نه پاکدامنی و نه خانوادهی راستین پدیدار نمیشود.
رستگاری از طریق بازآفرینی
مشیتِ رستگاری همان تاریخِ بازسازی است که باید بر اساس اصلِ غرامت و جبران از فرآیندِ بازآفرینی بگذرد؛ در غیر این صورت، کمال دستیافتنی نیست. تاریخی که بر مبنای این معیار باشد چقدر تکاندهنده است! به همین دلیل است که شما باید تمام فرزندان شیطان را فراموش کنید. درد و رنجِ یگانهِ متعال در جایگاهی که نمیتواند کسانی را که ترجیح میدهد فراموش کند، فراموش سازد، چقدر عظیم است؟ والدینآسمانی چه میزان از جایگاهی نامفهوم برای کسانی که نمیتواند فراموششان کند سرمایهگذاری کرده است؟ پس یگانهِ متعال با اینگونه سرمایهگذاری به دنبال دستیابی به چیست؟ او در جستجوی یک طرفِ مفعولیِ عشقِ راستین است.
چه کسی میتواند شرایطِ تنهاییِ والدین آسمانی را در عشقورزیدن به کسانی که نمیتوان آنان را دوست داشت درک کند؟ یگانهِ متعال در جایگاهی است که حتی اگر ما راهی را بپیماییم که به نابودی کلِ جهان منجر شود، نمیتواند مداخله کند، و نیز نمیتواند کسانی را که ترجیح میدهد فراموش کند، از یاد ببرد. اگرچه او میبایست پیوند خود را با آنان قطع میکرد، اما به سرمایهگذاری بر روی آنان ادامه داد. این پایانِ کار نیست؛ او باید آنان را بیش از آدم و حوای اصیل دوست بدارد.
با توجه به اینکه او قادر نیست آنچه را ترجیح میدهد فراموش کند از یاد ببرد، چه کسی میتواند قلبِ والدین آسمانی و میزان تنهاییِ او را درک کند؟ چه کسی میتواند شرایط یگانهِ متعال را بهدرستی درک کند، در حالی که برای هزاران سال بارها و بارها سرمایهگذاری کرده، سرمایهگذاریِ خود را فراموش کرده و دوباره بر روی مردمی که قابل بازآفرینی نبودهاند سرمایهگذاری کرده است؟ چه کسی میتواند قلبِ والدین آسمانی را بهدرستی درک کند آنگاه که به مردمی که بدترینها را بر جای گذاشته و جراحاتِ بسیار یافتهاند—مردمی که ترجیح میداد دوستشان نداشته باشد—عشقِ راستین ورزیده است؟
از آنجا که من از آن سنت آگاه بودم، حتی جانم را سرمایهگذاری میکنم تا فرزندانِ دشمنان را نجات دهم؛ مردمی که سزاوارِ کتک خوردن و افکنده شدن به جهنم هستند. شما باید آگاه باشید شرایطی که والدینِ راستین در آن قرار دارند ایجاب میکند که چنین فرزندانی را حتی بیش از فرزندانِ خود دوست بدارند، حتی اگر به قیمت قربانی کردن فرزندانِ خودشان باشد. به همین دلیل است که هر چقدر هم که باشد، آبِ دریاهای موجود برای پر کردن درهای که از اشکهای ریختهشده تشکیل شده، کافی نیست. تنها عشقِ راستین میتواند این دره را پر کند.
ما باید راهِ فراموش نکردنِ حتی آنچه را ترجیح میدهیم فراموش کنیم، سرمایهگذاری در کسانی که نمیتوانیم در آنان سرمایهگذاری کنیم، و عشق ورزیدن به کسانی که نمیتوانیم دوستشان داشته باشیم را دنبال کنیم. حتی اگر قرار باشد انسان یک بار، دو بار، سه بار بمیرد، باید پس از رستاخیز نیز آن راه را ادامه دهد. عصر عهد عتیق ناکام ماند. عصر عهد جدید ناکام ماند. عصر عهد تکمیل شده ناکام ماند. اینکه من مجبور شدم دوره چهلساله بیابان را طی یک نسل بگذرانم، دردناک است. شکست یک نسل از خانوادهی آدم مسئلهای نیست؛ این اندوهی بزرگتر از آن است که عیسی نتوانست بر همه ملتها حکومت کند.
از آن جایگاه، من راهی را هموار کردهام که میتواند درِ رهایی را به روی همه ملتها، بر اساس خانوادههای برکتگرفته در سراسر جهان بگشاید و همه مردم را در یک جهت هدایت کند.
همانطور که قوم اسرائیل هنگام تحمل رنج در مصر برای تشکیل یک ملت حرکت کردند، خانوادههایی که شیطان زندانی کرده بود، به خانوادههایی در پادشاهیِ ملکوت آرمانی تبدیل شدهاند که میتوانند وارد پادشاهیِ ملکوتِ رهاشده شوند. این دقیقاً همان لحظه است و این واقعیت که ما میتوانیم در آن سهیم باشیم، در واقع چیزی است که باید برای آن قدردان باشیم و با تقدیم جلالِ شایسته به آن پاسخ دهیم. این لحظه چیزی نیست جز ”اعلامیه قلمرو سبتِ کیهانی برای والدینِ آسمان و زمین“.