پیام هفتگی مدیر کل دفتر مرکزی میسیونری جهانی (شماره ۲۸) ارائه شده در ۷ اوت ۲۰۲۶

اعضا و خانواده‌های برکت‌گرفته‌ی محبوب در سراسر جهان،

ضرب‌المثلی چینی می‌گوید: «به‌جای سرزنشِ تاریکی، شمعی کوچک روشن کن.» تاریکی هرچقدر هم که عمیق باشد، توان غلبه بر کوچک‌ترین نور را ندارد. در طول هفته‌ی پیشِ رو، صمیمانه دعا می‌کنم که همه ما نخستین کسانی باشیم که آن نور کوچک را می‌افروزند، به ملازمتِ عینی با والدین آسمانی می‌پردازند و اعضای خانواده‌های برکت‌گرفته‌ای باشند که برای مادر راستین شادمانی به ارمغان می‌آورند.

۱. خلاصه‌ای از پیام هفته گذشته

هفته گذشته، با هم در این باره تعمق کردیم که چرا اکنون باید «جریان دوم» یعنی زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین را فرا بگیریم و به کار ببندیم، و پیشینه و اهمیت آن را بررسی کردیم. همان‌طور که بنی‌اسرائیل پس از اسارت بابل هویت خود را به عنوان قوم برگزیده دوباره تثبیت نمود، توضیح دادم که ما نیز در این عصر نو، باید زندگی خود را به عنوان قوم برگزیده‌ی جدیدی که به ملازمتِ عینی با والدین آسمانی می‌پردازد، شعله‌ور سازیم. امروز می‌خواهم یک گام فراتر رفته و به زیستن در پادشاهی ملکوتی بر روی زمین و چگونگی پیوند آن با «خوشبختی» که بشریت در طول هزاران سال تاریخ به دنبال آن بوده است، بپردازیم.

جستجوی خوشبختی، همان هدفی است که والدین آسمانی، انسان‌ها را برای آن بیافریدند؛ این امر نقطه آغازین دین و ارزش غایی است که بشریت در طول تاریخ همواره در پی آن بوده است. کتاب تبیین اصل بنیادین در مقدمه خود توضیح می‌دهد که هر فردی در تلاش برای غلبه بر سیه‌روزی و بدبختی، به دنبال خوشبختیِ حقیقی است. مادر راستین در مناسبت‌های گوناگون بر خوشبختی تأکید ورزیده و آموزش داده‌اند که خوشبختیِ خانواده‌های برکت‌گرفته، هویت ما را آشکار می‌سازد؛ این امر علت زیستن ما برای مشیت الهی است و هدف نهایی مردم است—هدفی که باید از طریق زیستن در پادشاهی خدا بر روی زمین محقق گردد.

۲. سفر بشریت در جستجوی خوشبختی

پس بشریت در طول تاریخ به دنبال چه نوع خوشبختی بوده است؟ تاریخ بشر در نهایت فرایند یافتن پاسخی برای این پرسش بوده است که: «انسان‌ها چگونه باید زندگی کنند تا به خوشبختی حقیقی دست یابند؟» اگرچه ادوار تاریخی، فرهنگ‌ها، ادیان و فلسفه‌ها همگی متفاوت بوده‌اند، اما سفر بشریت در جستجوی خوشبختی حقیقی حتی برای یک لحظه نیز متوقف نشده است.

ارسطو، فیلسوف یونان باستان، خوشبختی را هدف نهایی زندگی انسان می‌دانست. اما خوشبختی مورد نظر او صرفاً حالت لذت یا آسایش نبود. بلکه او توضیح داد که خوشبختی، زندگیِ پرورشِ مداومِ خلق‌وخو، ممارست در فضیلت، و تحقق بخشیدن به پتانسیل و هدف انسان به عنوان یک موجود بشری است. به بیان دیگر، پرسشِ مطرح‌شده توسط فلسفه باستان این بود: «چگونه باید زیست؟» زیستنِ یک زندگیِ حقیقتاً انسانی، عادلانه و بافضیلت، خود به خود به معنای زیستنِ یک زندگی خوشبخت بود.

عصر دین این پرسش را یک گام فراتر برد. دین به‌جای آنکه فقط بپرسد «چگونه باید زیست؟»، این پرسش را مطرح ساخت که «برای چه باید زیست؟» و به دنبال معنا و هدف زندگی و علت وجودی ما به عنوان موجودات بشری بود. ادیان همواره آموزش داده‌اند که انسان‌ها با زیستن برای یگانه متعال، برای همسایگان خود، برای جامعه خویش و برای هدفی والاتر از خود، خوشبختیِ حقیقی را کشف می‌کنند. از طریق دین، بشریت آموخته است که خوشبختی صرفاً یک احساس نیست، بلکه پیوندی جدایی‌ناپذیر با معنای زندگی دارد.

در دوران معاصر، روان‌شناسی مطالعه علمیِ خوشبختی را آغاز کرده است. مارتین سلیگمن، بنیان‌گذار روان‌شناسی مثبت‌نگر، بر اساس تحقیقات گسترده، خوشبختی را از طریق پنج عنصر اساسی توضیح داده است. او آموزش داد که انسان‌ها تنها زمانی بهزیستیِ واقعی را تجربه می‌کنند که احساسات مثبت، اشتیاق و درگیری از طریق به کارگیری توانمندی‌ها، روابط خوب، یافتن معنا در زندگی، و دستیابی به دستاوردهای واقعی، در هماهنگی با یکدیگر وجود داشته باشند. بدین ترتیب، روان‌شناسی معاصر نشان داده است که خوشبختی احساسی مبهم نیست، بلکه امری است که از تعادل و هماهنگی عناصر اساسیِ سازنده زندگی بشر پدیدار می‌شود.

نکته شگفت‌انگیز این است که اگرچه فلسفه، دین و روان‌شناسی معاصر هر یک در ادوار مختلف و با واژگان متفاوتی سخن گفته‌اند، اما همگی به یک نتیجه بنیادینِ یکسان دست یافته‌اند. خوشبختی از ثروت، قدرت یا لذت‌های زودگذر حاصل نمی‌شود؛ بلکه در طول فرآیندِ تمام‌عمرِ پرورشِ شخصیتِ اصیل، بنا نهادن روابط سالم، یافتن معنا در زندگی و به کمال رساندنِ وجود خویش تحقق می‌یابد.

پژوهش‌ها درباره خوشبختی تا به امروز ادامه دارد. اخیراً دانشگاه هاروارد نتیجه مهمی از طولانی‌ترین مطالعه جهان درباره خوشبختی منتشر کرده است؛ پیگیریِ زندگیِ صدها نفر برای بیش از هشتاد و پنج سال از سال ۱۹۳۸. اغلب مردم بر این باورند که راز خوشبختی در ثروت، موفقیت یا پرستیژ نهفته است. اما قوی‌ترین عامل پیش‌بینی‌کننده خوشبختی که در این مطالعه شناسایی شد، روابط خوب بود. طی چندین دهه تحقیقات علمی، تأیید شده است که میزان خوشبختی نه با مقدار داشته‌های ما، بلکه با روابطی تعیین می‌شود که در طول زندگی خود بنا نهاده و پرورش داده‌ایم.

۳. پاسخ آسمان به خوشبختی

پس در نهایت، پاسخ به خوشبختی که بشریت هزاران سال در پی آن بوده است را در کجا می‌توان یافت؟ بصیرت‌های حاصل از فلسفه، دین و روان‌شناسی معاصر همگی به یک سمت‌وسو اشاره دارند. فلسفه نحوه زیستن یک زندگی خوشبخت را توضیح داده است، دین هدفِ خوشبختی بشر را تبیین نموده و روان‌شناسی معاصر شرایط خوشبختی را تشریح کرده است. با این حال، یک پرسش پایانی همچنان در میان همه آن‌ها مشترک باقی مانده است: «چرا انسان‌ها به‌گونه‌ای آفریده شده‌اند که در پی خوشبختی باشند؟» دقیقاً برای همین پرسش است که تبیین اصل بنیادین در هدف اصیل آفرینشِ بشریت، بنیادی‌ترین پاسخ را ارائه می‌دهد.

اصل بنیادین به توضیح عناصر خوشبختی بسنده نمی‌کند. بلکه توضیح می‌دهد که چرا انسان‌ها برای دنبال کردن خوشبختی آفریده شده‌اند و چگونه این خوشبختی می‌تواند از طریق هدفِ آفرینشِ والدین آسمانی به کامل‌ترین شکل محقق شود. تجلیِ عینیِ آن هدفِ آفرینش در زندگی انسان، برکات سه گانه بزرگ است. برکات سه گانه بزرگ صرفاً یک آموزش دینی نیستند؛ بلکه طرح اولیه والدین آسمانی برای نیل بشریت به خوشبختی و در نهایت، سیری به سوی کمالِ روابط هستند.

خوشبختی هرگز در انزوا یافت نمی‌شود. انسان‌ها در اصل آفریده شده‌اند تا روابطی لبریز از عشق با والدین آسمانی، با یکدیگر و با تمامی موجودات آفرینش برقرار سازند. از این رو، خوشبختی در روابط آغاز می‌شود و از طریق روابط به تحقق می‌رسد. به همین دلیل، والدین آسمانی طرح اولیه برکات سه گانه بزرگ را به بشریت عطا فرمودند تا بتوانیم خوشبخت‌ترین زندگی ممکن را داشته باشیم. نخستین برکت، تکامل شخصیت فردی است که از طریق آن، شخصیتی سرشار از عشق راستین را از طریق رابطه خود با والدین آسمانی به کمال می‌رسانیم. دومین برکت، تکامل خانواده است که از طریق آن، خانواده‌ای راستین را از طریق روابط میان زن و شوهر، والدین و فرزندان—و با همسایگانمان—بنا می‌نهیم. سومین برکت، تکامل حاکمیت (سروری) است که از طریق آن، با عشق بر تمامی موجودات آفرینش سروری سرپرستانه اعمال می‌کنیم و جهانِ آفریده‌شده را در زیبایی و آراستگی پرورش می‌دهیم.

برکات سه گانه بزرگ، سبک زندگی و راهی است که از طریق آن رابطه‌ای درست با والدین آسمانی، با سایر انسان‌ها و با تمامی موجودات آفرینش برقرار می‌سازیم. مرکزی که تمامی این روابط را به یکدیگر پیوند می‌دهد، عشق راستین است.

فلسفه پرسید: «چگونه باید زیست؟» دین آموزش داد: «برای چه باید زیست؟» روان‌شناسی معاصر بررسی کرد که: «چه عناصری خوشبختی را می‌سازند؟» اصل بنیادین تمامی این پرسش‌ها را در قالب یک «اصل آفرینش»ِ یگانه یکپارچه می‌سازد. زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین، همان زندگیِ ممارست در هدفِ آفرینشِ والدین آسمانی—یعنی برکات سه گانه بزرگ—در حیات روزمره ماست. به بیان دیگر، زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین صرفاً یک شعار ایمانی نیست. این کامل‌ترین پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان به خوشبختی حقیقی که بشریت در طول اعصار به دنبال آن بوده است دست یافت؛ و آن، زندگیِ یک فرزندِ راستینِ ”چان ایل گوگ“ است که روابط لبریز از عشق را با والدین آسمانی، با دیگران و با جهانِ آفریده‌شده به کمال می‌رساند.

بنابراین، زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین یک روش یا راهکار ویژه برای به دست آوردن خوشبختی نیست. این همان زندگیِ مبتنی بر هدفِ آفرینش است که والدین آسمانی از نخستین لحظه آفرینش انسان آماده ساخته‌اند، و خودِ زندگیِ خوشبختیِ حقیقی است.

خوشبختی ثمره و میوه روابط است.

عشق، اصلی است که روابط بر پایه آن شکل می‌گیرند.

برکات سه گانه بزرگ، طرح اولیه والدین آسمانی برای به کمال رساندنِ این روابط هستند. و زیستن در پادشاهی آسمان بر روی زمین، راه و روش فرزندان راستینِ ”چان ایل گوگ“ است که بر اساس آن طرح اولیه آفرینش و با عشق راستین زندگی می‌کنند.

۴. تمرین این هفته: کلامی که نخست دل را می‌گشاید

اعضای و خانواده‌های برکت گرفته گرامی،

خوشبختی با دستاوردهای خارق‌العاده آغاز نمی‌شود؛ بلکه با اقدامات کوچک در گرامی‌داشتِ روابطمان با نزدیک‌ترین کسانمان آغاز می‌گردد. در طول هفته پیشِ رو، اگر کسی هست که بر دل و خاطرتان سنگینی می‌کند، شما را تشویق می‌کنم که نخست شما پیش‌قدم شوید و ارتباط برقرار کنید. اگر دیدار حضوری دشوار است، یک تماس تلفنی یا حتی یک پیام متنی کفایت می‌کند. با صمیمیت و از ته دل، کلامی ساده بگوئید که نخست دل را می‌گشاید؛ جملاتی مانند: «مرا ببخش»، «سپاسگزارم»، «حالت خوب است؟» یا «در سلامت کامل هستی؟».

تاریکی هرچقدر هم که عمیق باشد، توان غلبه بر یک شمع کوچک را ندارد. به همین ترتیب، رابطه‌ای هرچقدر هم که سرد و دور شده باشد، نمی‌تواند در برابر تقدیمِ چند واژه صمیمانه مقاومت کند. کلامی پرمهر که دلی را می‌گشاید، به نخستین گام برای بازسازی یک رابطه بدل می‌شود و به زندگیِ لبریز از شادمانی در پادشاهی ملکوت بر روی زمین می‌انجامد.

امروز با هم در این باره تعمق کردیم که «خوشبختیِ» حاصل از زیستن در پادشاهی ملکوتی بر روی زمین حقیقتاً چیست. پس، چگونه می‌توان آن خوشبختی را در زندگی روزمره تحقق بخشید؟ دفعه بعد، با تمرکز بر روابط—که در قلب و مرکز خوشبختی جای دارند—در این باره گفتگو خواهیم کرد که چگونه می‌توانیم زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین را به صورتی عینی و ملموس در زندگی خود جاری سازیم.

صمیمانه دعا می‌کنم که ما نخستین کسانی باشیم که انوار کوچک را می‌افروزند و با هم پادشاهیِ مورد انتظار والدین آسمانی را—در خانواده‌هایمان، مراکز کانون خانواده و سراسر جهان—بنا می‌نهیم. باشد که هر یک از آن انوار کوچک، روابط را یکی پس از دیگری بازسازی کند. بیایید همه با هم ”چان ایل گوگِ“ شادمان و خوشبختی را بسازیم. صمیمانه‌ترین دعاهای خود را برای این امر تقدیم می‌دارم. سپاسگزارم.