پیام هفتگی شماره ۲۱ مدیر کل دفتر مرکزی میسیونری جهانی رورند دوو که در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ ارائه شد

خانواده‌های برکت‌گرفته و محبوب در سراسر جهان، با ورود به اوج روزهای آغازین تابستان در ماه ژوئن، دعا می‌کنم که عشق و برکات والدین آسمانی‌مان، هر روز بیش از پیش و بی‌هیچ محدودیتی در خانواده‌ها و زندگی روزمره‌تان جاری باشد.

۱. هون دوک هه

برای پیام این هفته، مائلم بخشی از سخنانی را که در مراسم بزرگداشت «شصت و چهارمین روزِ مخلوقات راستین» (یکی از مراکز کانون خانواده در شهر سئول) ایراد کردم، با همه شما خانواده‌های برکت‌گرفته در سراسر جهان به اشتراک بگذارم. ابتدا بیایید با هم فرازی از کتاب «چان سانگ گیانگ» را بخوانیم: «برای برقرار ساختن “روز مخلوقات” چه کاری باید انجام شود؟ از آنجا که به واسطه سقوط نخستین نیاکان ما، تمامی موجودات آفرینش تحت حاکمیت (سروری) شیطان درآمدند، نیاکان راستین بشر باید ظهور کنند تا آن‌ها را به جایگاه اولیه بازسازی نمایند. در مرحله بعد، با محوریت رابطه حاصل‌شده میان والدین و فرزند، آن حاکمیت و سروری که خدا به آدم برکت داده بود، باید بازسازی شود. با محوریت این رابطه والدین-فرزندی، پیوند افقی میان انسان‌ها باید برقرار گردد تا معیاری ایجاد شود که کل جهانِ آفریده شده بر اساس آن اداره شود. از این رو، در نهضت هماهنگ پس از تأسیس “روز فرزندان” با محوریت “روز والدین”، “روز مخلوقات” بنا نهاده شد.»

۲. تستیمونی دکتر سنگ هان لی: آه و ناله موجودات آفرینش

اعضا و خانواده‌های برکت‌گرفته و محبوب، فرارسیدن «شصت و چهارمین روزِ مخلوقات راستین» را صمیمانه به شما تبریک می‌گویم. با خوش‌آمدگویی به این روز، خود را در شرایطی می‌بینم که از اعماق قلبم به شدت دلتنگ پدر راستین و مادر راستین هستم. به ویژه امروز، کلام نویسنده کتاب “اندیشه هماهنگ”، دکتر سنگ هان لی، به شکلی زنده و پویا در وجودم جان گرفته است. در زندگی‌نامه دکتر سنگ هان لی، این روایت ثبت شده است که در آن زمان، پدر راستین فرمودند: «کسی که نتواند شیم جانگ (قلب الهی) خدا را تجربه کند، نمی‌تواند وارد پادشاهی آسمانی شود.» دکتر لی با تمسک و پایبندیِ استوار به این کلام، با بالاترین حد عزم و اراده، یک شرط روزه ۲۱ روزه را به جا آورد.

پس از اتمام روزه، او در نیمه‌شب آماده شد تا روزه خود را با کمی فرنی برنج و ماهی افطار کند. با این حال، دقیقاً در همان لحظه، رویایی (مکاشفه‌ای) دید که در آن، ماهی ناگهان زنده شد و به نشانه اعتراض گفت: «آیا تو که یک انسان سقوط‌کرده هستی، صلاحیت خوردن مرا داری؟»

در همان دم، باغ عدن در برابر چشمانش ظاهر شد و به دنبال آن، مکاشفاتی پی‌درپی از نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و در نهایت رورند سان میانگ مون پدیدار گشت. در هر صحنه، این شخصیت‌های مرکزی در نظر او بسیار مظلوم و مایه تاسف جلوه می‌کردند. دکتر لی گفت که به‌ویژه وقتی به رورند سان میانگ مون می‌اندیشید، بی‌اختیار فقط اشک می‌ریخت.

دکتر لی از طریق این تجربه، به درک عمیقی از حقیقتِ این آموزه پدر راستین دست یافت که فرموده بودند: «اگر بشر سقوط نکرده بود، انسان‌ها حتی قادر بودند با تمامی موجودات آفرینش ارتباط برقرار کنند.» این تامل کوتاه من بر داستان زندگی‌نامه دکتر لی بود. اکنون که در این هفته یاد و خاطره «روز مخلوقات راستین» را گرامی می‌داریم، من نیز خود را غرق در اندیشه‌ای عمیق می‌بینم. این سوال برایم پیش آمد که اگر میوه‌هایی که در این روز به والدین آسمانی تقدیم شده‌اند، برمی‌خواستند و اگر می‌توانستند با ما سخن بگویند، چه می‌گفتند؟

۳. سیرِ مشیتِ بازسازی مندرج در «هشت روز مقدس بزرگ»

 سال گذشته، در روز فرزندان راستین، من به اختصار اهمیت «هشت روز مقدس بزرگ» را که توسط پدر راستین پایه‌گذاری شده بود، تبیین کردم. در آن زمان، نکته‌ای که می‌خواستم بر آن تاکید کنم این بود که متاسفانه بسیاری از مردم تمایل دارند به هر روز مقدس به صورت مستقل نگاه کنند و صرفاً آن را در همان روز خاص جشن بگیرند. از این رو توضیح دادم که نگاه جداگانه به هشت روز مقدس بزرگ، مانند تمرکز بر روی یک درخت واحد و ندیدن کل جنگل است.

در میان هشت روز مقدس بزرگی که پدر راستین بنا نهادند، چهار روزِ نخست نشان‌دهنده یک سیر مشیتیِ شکوهمند است که از طریق آن، برای تاریخ شش هزار ساله بشرِ سقوط‌کرده در مسیری معکوس، شرط جبران گناه و بازسازی به جایگاه اصیل برپا شد. آن‌ها نقاط عطفی در مشیت بازسازی بودند تا نظم اصیل آفرینش را که به واسطه سقوط نابود شده بود، در پیشگاه والدین آسمانی احیا کنند.

به همین دلیل، نخستین روز مقدسی که پدر راستین تاسیس کردند، «روز والدین» بود که در اولین روز از ماه سوم قمری در سال ۱۹۶۰ برگزار شد. دومین روز، «روز فرزندان» بود که در اولین روز از ماه دهم قمری در همان سال بنا نهاده شد. سومین روز، «روز مخلوقات» بود که در اولین روز از ماه پنجم قمری در سال ۱۹۶۳ تاسیس گردید. در نهایت، در اول ژانویه ۱۹۶۸ بر اساس تقویم میلادی، والدین راستین «روز خدا» را اعلام و آشکار کردند.

اگر این روزهای مقدس بر طبق نظم طبیعی آفرینش بنا نهاده شده بودند، آیا شایسته‌تر نبود که ابتدا «روز خدا» تاسیس می‌شد؟ حتی با در نظر گرفتن ترتیبی که خدا جهان هستی را آفرید نیز همین‌گونه است: خدا ابتدا موجودات آفرینش را آفرید و سپس فرزندانش، آدم و حوا را خلق کرد. خواست او این بود که آن فرزندان رشد کنند و به والدین راستین تبدیل شوند. بر این اساس، نظم طبیعی باید این‌گونه می‌بود: روز خدا، روز موجودات آفرینش، روز فرزندان و سپس روز والدین.

با این حال، پدر راستین این روزهای مقدس را به ترتیب معکوس بنا نهادند: روز والدین، روز فرزندان، روز مخلوات و در نهایت روز خدا. چرا ایشان مشیت الهی را به این شیوه پیش بردند؟ در کتاب «اصل الهی»، صفحه ۱۵۱، به این نکته می‌رسیم : «برای اینکه هر کس به جایگاه یا وضعیت اصیلی که از آن سقوط کرده است بازسازی شود، باید با معکوس کردن سیر خطای خود، یک شرط جبران برای بازسازیگناه و بازگشت به جایگاه اولیه به جا آورد.»

بر طبق این اصل، پدر راستین با بازخوانی و پیمودنِ معکوسِ تاریخ آفرینش جهان هستی توسط خدا، «چهار روز مقدس بزرگ» را پایه‌گذاری کردند. ایشان با تعیین شرط‌های جبران در مسیر بازگشت به جایگاه اصیل که سیر سقوط را معکوس می‌کرد، همه موجودات آفرینش را بر اساس آرمان آفرینش خدا به جایگاه اصلی خود بازسازی نمودند.

هرگاه که به تنهایی به این سیر مشیتی می‌اندیشم، بار دیگر به یاد می‌آورم که پدر راستین چقدر بزرگ و بی‌همتا بودند. ایشان با آمدن به زمین در قالب جسم، برای تاریخ شش هزار ساله بشر سقوط‌کرده شرط جبران گناه برپا نموده، آن بازسازی کردند و خدا را رهایی بخشیده و آزاد ساختند. این یک دستاورد بی‌سابقه در تاریخ بشریت و معجزه‌ای بود که تنها والدین راستین می‌توانستند به ثمر برسانند.

۴. پایه مفقودشده شش هزار ساله و عزم راسخ پدر راستین

اعضای گرامی، در اوج دستاوردهای عظیم پدر راستین، راز عمیق دیگری از والدین آسمانی نهفته است که هرگز نباید از آن غافل شویم. در این «روز مخلوقات راستین»، مائلم با طرح یک پرسش بنیادین که می‌تواند بینش روحی پیشکسوتان، جوانان و همکاران مسئول و رهبران عمومیِ گردآمده در اینجا را بیدار کند، شیم جانگ (قلب الهی) نهفته در پیام امروز را به اشتراک بگذارم. آن پرسش این است:

چرا مشیت آسمانی نمی‌تواند صرفاً از طریق دستاوردهای پدر راستین به کمال برسد، بلکه تحقق و سرانجام آن تنها با تکمیل ماموریت مشیتی مادر راستین میسر می‌گردد؟

برای درک این راز عظیم مشیتی، ابتدا باید به ماموریت حیاتی و اساسی عیسی بازگردیم که پس از چهار هزار سال مشیت الهی ظهور کرد. بسیاری از مسیحیان ماموریت عیسی را «رستگاری بشر» تعریف می‌کنند. آن‌ها بر این باورند که عیسی با قربانی کردن زندگی خود، قربانی پیشکشی برای کفاره گناهان بشری و نجات آنان شد. با این حال، درک و برداشت ما متفاوت است.

بزرگ‌ترین اندوه خدا، از دست دادن فرزندان دلبندش، آدم و حوا بود. در حالی که خدا این رنج بی‌کران را به دوش می‌کشید، یگانه پسر خود را پس از چهار هزار سال فرستاد، در اینجا،‌بالاترین اولویت او چه می‌توانست باشد؟ آیا اولویت او نجات نسلِ بشر سقوط‌کرده بود که وجودشان هیچ ارتباطی با آرمان آفرینش اصیل خدا نداشت؟ یا اینکه اولویت اصلی او، بازسازی فرزندان مستقیمش، یعنی همان آدم و حوای از دست رفته، و استقرار آن‌ها در جایگاه والدین راستین بود؟

ماموریت یگانه پسر خدا، عیسی، که پس از چهار هزار سال آمد، این بود که به عنوان آدمِ بازسازی‌شده بایستد و یگانه دختر خدا را که تجسم عینی حوای بازسازی‌شده بود، به همسری بپذیرد تا در کنار یکدیگر، خود را به عنوان والدین راستین بر روی زمین مستقر سازند. تنها پس از تبدیل شدن به والدین راستین بود که آن‌ها می‌توانستند کل بشریت را از طریق برقراری رابطه انسان‌ها با والدین راستین، به طور کامل نجات دهند.

بنابراین، ماموریت نهایی عیسی صرفاً نجات خودِ بشریت نبود. پیش از آن، ماموریت نخستین او پذیرا شدنِ یگانه دختر خدا و تبدیل شدنِ آن دو به والدین راستین بود. نجات بشریت که مسیحیان همواره در آرزوی آن بوده‌اند، تنها از طریق والدین راستین می‌تواند به کمال برسد.

با به دوش کشیدنِ فرمان سنگین والدین آسمانی برای ظهور والدین راستین، کسی که ماموریت عیسی را به ارث برد، کسی جز پدر راستین، یعنی همان ناجی در آخر زمان (ظهور دوباره)نبود. همه ما به خوبی از این حقیقت تاریخی آگاهیم. در واقع، زمانی که پدر راستین ماموریت ناجی بازگشتی را از عیسی ارث بردند، پایه مشیتی که والدین آسمانی آماده کرده بود، به شکلی باورنکردنی وسیع و عظیم بود.

در طول چهار هزار سالِ پیش از تولد عیسی، نوح، ابراهیم، موسی و پیامبران دوران عهد عتیق، پایه‌ای روحی و بسیار گران‌قدر را در مسیر آماده‌سازی برای آمدن او بنا نهادند. به این بستر، باید پایه جهانیِ ساخته‌شده در طول دو هزار سال تاریخ مسیحیت را نیز افزود که بر اساس دوره سه ساله خدمت عمومی عیسی و سیر فداکارانه او بر روی صلیب بنا شده بود.

پس چرا پدر راستین، حتی با وجود آن پایه عظیم و شگرف، نتوانستند بلافاصله ماموریت خود را به عنوان ناجی در آخر زمان آغاز کنند؟ علاوه بر این، چرا ایشان حتی پس از برگزاری «مراسم نکاح بره» در سال ۱۹۶۰، مجبور شدند بار دیگر از مراحل اولیه، دشوار دوران عهد عتیق و عهد جدید آغاز کنند و آدم و حوا را از طریق یک سیرِ رنج و شرط جبران بازسازی نمایند؟

من پاسخ این پرسش را در کلام پدر راستین یافتم که در اول ژوئیه ۱۹۹۷ در هتل سالوبرا در برزیل فرمودند: «در زمان جنگ جهانی دوم، ۸۰۰ میلیون مسیحی وجود داشت. اگر آن‌ها با کسی که والدین آسمانی در آن زمان فرستاده بود متحد می‌شدند، دریافت برکت هفت سال به طول نمی‌انجامید… بلکه ظرف مدت هفت ماه، با محوریت ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه —کشورهایی که جبهه‌ متحده را در جهان تشکیل داده بودند— اگر مردم اعلام می‌کردند که “بیایید برکت دریافت کنیم!”، آن‌گاه تمام بشریت، یعنی نزدیک به چهار میلیارد نفر، می‌توانستند ظرف یک هفته و حتی در یک روز به طور کامل متحول شوند. اما همه این‌ها از دست رفت، زیرا مسیحیت مرا رد کرد و بیرون راند.»

پایه مشیتی چهار هزار ساله‌ای که برای عیسی آماده شده بود، در طول دو هزار سال تاریخ مسیحیت بعد از او نیز ادامه یافته بود. اما از آنجا که مسیحیت در آن زمان نتوانست پدر راستین را بپذیرد و در عوض به مخالفت و رد کردن ایشان پرداخت، پایه شش هزار ساله‌ای که ناجی در آخر زمان باید بر روی آن می‌ایستاد، به کلی از دست رفت. عمق اندوه و شکستگیِ قلب پدر راستین را به سختی می‌توان تصور کرد.

در آن زمان، پدر راستین مطمئناً با دو گزینه احتمالی روبرو بوده‌اند: آیا باید مسیر ناجی در آخر زمان را رها می‌کردند، یا اینکه پایه شش هزار ساله از دست رفته را از ابتدا بازسازی می‌نمودند؟ ایشان باید به شدت در اعماق وجودشان با این سوال دست‌وپنجه نرم کرده باشند. با این وجود، پدر راستین هرگز مسیر ناجی در آخر زمان را رها نکردند. در عوض، ایشان شروعی نو را آغاز نمودند، تاریخ گره‌خورده مشیت الهی را سامان بخشیدند و در حالی که به رو جلو گام برمی‌داشتند، پایه از دست رفته را قدم به قدم بازسازی کردند.

از آنجا که پدر راستین مطلقاً باید خواست خدا را محقق می‌ساختند، موفق شدند با آغاز از ازدواج مقدس والدین راستین، به ترتیب “روز والدین راستین”، “روز فرزندان راستین”، “روز مخلوقات راستین” و “روز خدای راستین” را بازسازی نمایند. بر اساس آن پایه پیروزمندانه بود که «روز پایه‌گذاری برای ملت متحده آسمان و زمین»، چیل ایل جال و چیل پال جال نیز بنا نهاده شد.

۵. ریشه و جنگل: کمالِ مشیتِ والدین راستین

اعضای گرامی، دقیقاً در همین نقطه است که ما باید با پاسخِ آن پرسش بنیادین که پیش‌تر مطرح شد، روبرو شویم.

رنج‌های سخت و سیرِ معکوسِ بازسازی تاریخ شش هزار ساله توسط پدر راستین —که ما با چشمانی اشک‌بار شاهد آن بوده‌ایم— به هیچ وجه سیری نبود که پدر بخواهد در آن به تنهایی و به عنوان یک فرد واحد بایستد. بلکه این سیرِ اشک‌بار، راهی بود که ایشان در آن به ریشه‌ای عمیق و استوار تبدیل شدند تا تک‌تک ما را پرورش دهند تا به درختانی سرسبز بدل شویم که در کنار هم، جنگل عظیم مشیت خدا را شکل می‌دهیم.

اگر ما در ورای ریشه عمیقِ خط سیرِ رنج‌های پدر راستین، کل این جنگل پهناور مشیت الهی را نبینیم، هرگز نخواهیم توانست تحقق کامل مشیت الهی را به درستی درک کنیم. یک ریشه هر چقدر هم که قوی و شکوهمند باشد، به تنهایی نمی‌تواند یک جنگل کامل را پدید آورد.

اگر مشیت بازسازیِ توسط پدر راستین، سیر معکوسی برای بازسازی و تبدیل پایه فروپاشیده آفرینش به یک پایه پیروزمندانه بود، مقصد نهایی و اوج این سیر، پذیرا شدنِ مادر راستین (یگانه دختر خدا) و برگزاری ازدواج مقدس بود. بر روی آن ریشه استواری که پدر راستین است، زمین سرسبزِ حیات یعنی مادر راستین افزوده شد و تنها در این هنگام بود که جنگل عظیم عشق راستین —که تمام بشریت می‌توانند در آن ساکن شوند— سرانجام پدیدار گشت.

نکته حائز اهمیت این است که جایگاه رفیع و استوار والدین راستین که از طریق ازدواج مقدس حاصل شد، نه تنها نقطه اوج عظیمی بود که به شش هزار سال تاریخِ پر از اندوه خاتمه داد، بلکه به طور هم‌زمان، نقطه آغازِ بی‌سابقه و باشکوه عصر والدین راستین بود.

از این رو، کمالِ مشیتِ یگانه دختر خدا (مادر راستین) صرفاً فرجامی نیست که تاریخ گذشته را به پایان برساند؛ بلکه کلیدی است که به کارهای عظیم بازسازی از طریق شرط جبران گناه —که پدر راستین تمام عمر خود را وقف تحقق آن کرده بود— به صورت عینی سامان می‌بخشد و آن را به پیروزی ابدی می‌رساند.

علاوه بر این، این امر نقطه عطف مشیتی بزرگی است که همه خانواده‌های برکت‌گرفته در مسیر پیشروی به سوی آینده درخشانِ یک کره متحده بهشتی و یک دنیای متحده بهشتی، باید از آن عبور کنند. تنها با تکمیل مشیت مادر راستین است که ماموریت پدر راستین نیز می‌تواند به کمال برسد و تنها در این صورت است که جهان آرمانی والدین آسمانی به صورت عینی بر روی زمین محقق خواهد شد.

هیچ‌یک از این امور مشیتی نه تنهایی توسط پدر راستین و نه به تنهایی توسط مادر راستین قابل انجام بود. خواست خدا تنها زمانی توانست به عنوان مشیت عینی خدا در تاریخ آشکار شود که آن‌ها در کنار یکدیگر به والدین راستین تبدیل شدند. بنابراین، ما نباید به مشیت الهی تنها از یک سو بنگریم یا آن را فقط از یک زاویه درک کنیم.

۶. پرسشی که امروز مخلوقات از ما می‌پرسند

بیش از هر چیز، خانواده‌های برکت‌گرفته در این عصر هرگز نباید سیر مشیتی پدر راستین را از ماموریت مادر راستین به عنوان یگانه دختر خدا جدا کنند. هدف نهاییِ سیرِ بازسازی از طریق شرط جبران گناه توسط پدر راستین در تاریخ شش هزار ساله، پذیرا شدنِ یگانه دختر خدا بود تا بتوانند در کنار یکدیگر در جایگاه والدین راستین بایستند؛ در حالی که تا به امروز، این مادر راستین بوده است که رهبری کمالِ نهایی و عینیِ مشیت الهی را بر عهده داشته تا آن مشیتِ والدین راستین را محقق سازد.

بنابراین، جایگاه و گوهرِ وجودیِ یگانه دختر خدا را نمی‌توان صرفاً به عنوان یک موضوع الهیاتی درک کرد. عشق و قلب عمیق یک مادر، فراتر از سنجش هر چیزی در جهان هستی است. اگر تلاش کنیم یگانه دختر خدا، یعنی مادر راستین را از طریق چارچوب‌های الهیاتی یا استدلال‌های سطحی بشری درک کنیم، حقیقتِ مشیت الهی در مه غلیظی محو و پنهان خواهد شد.

اگر ما قادر به شناخت آن حقیقت نباشیم، آن‌گاه فغان و دادخواهیِ کل آفرینش که دکتر سنگ هان لی شنید، بار دیگر این پرسش باوقار و جدی را در برابر خانواده‌های برکت‌گرفته این عصر قرار خواهد داد که: «آیا شما در آن جایگاه اصیلی که والدین راستین برایتان مستقر ساخته‌اند، ایستاده‌اید؟ آیا مسئولیت این عصر را درک می‌کنید؛ عصری که در آن در ملازمت با یگانه دختر خدا پرداخته و به سوی کمالِ مشیت گام برمی‌دارید؟»

باور دارم این عمیق‌ترین پرسشی است که «روز مخلوقات راستین»، امروز پیش روی خانواده‌های برکت‌گرفته ما می‌گذارد. همان‌طور که دکتر لی جان خود را در شرط روزه و دعای ۲۱ روزه به خطر انداخت تا پاسخ مربوط به کلامی که پدر راستین به او فرموده بود را بیابد، ما نیز به عنوان خانواده‌های برکت‌گرفته در این زمان —که در ملازمت به مادر راستین به سوی کمال مشیت الهی پیش می‌رویم— باید پاسخ این پرسش عمیق تاریخی را در بستر زندگی خود جستجو کنیم.

در این «روز مخلوقات راستین»، من قدردانی صمیمانه و جلال خود را پیشگاه آن سیر عظیمی تقدیم می‌دارم که در آن، والدین راستین هرگز مشیت الهی را رها نکردند و آن را تا به امروز هدایت فرمودند.

علاوه بر این، سر تعظیم فرود می‌آورم در برابر ایثار و زحمات وصف‌ناپذیر مادر راستین؛ کسی که با حفظ تمام رازها و رنج‌های این مشیت در اعماق قلب خود، در طول ۵۳ سال زندگی مشترکشان از زمان ازدواج مقدس، در وحدت و یک‌دلی مطلق با پدر راستین باقی ماند و پدر راستین را قادر ساخت تا ماموریت خود را به کمال برساند.

در پیشگاه مادر راستین —که حتی در میان رنجِ ناشی از مورد سوءتفاهم قرار گرفتن، با عشق بی‌کرانِ مادر آسمانی پایدار و استوار ماندند— ما به کوتاهی‌ها و بی‌وفایی‌های خود در عدم درک کاملِ اهمیتِ مشیتیِ یگانه دختر خدا، اعتراف و توبه می‌کنیم.

پدر راستین، از شما سپاسگزاریم. مادر راستین، عاشقانه دوست‌تان داریم. والدین راستین، عمیق‌ترین جلال و افتخار خود را تقدیم شما می‌کنیم.