پیامی از رورند کن دو، مدیر کل کانون خانواده به مناسبت تولد مطهر والدین راستین آسمان، زمین و بشریت و سیزدهمین سالگرد روز تأسیس چان ایل گوک – ایراد شده در ۲۲فوریه ۲۰۲۶، تالار اصلی مرکز آموزش چانبو
خانوادههای برکتگرفتهی مورد احترام و عزیز و اعضای نهضت هماهنگ در سراسر جهان؛
در حالی که به استقبال سال نو و چهاردهمین سال براساس تقویم چان ایل گوک میرویم، صمیمانه دعا میکنم که فیض بیکران و صلح والدین بهشتی به وفور بر خانوادههای شما ارزانی شود. امروز، در ششمین روز از ماه اول تقویم بهشتی، با قلبهایی مالامال از قدردانی گرد هم آمدهایم تا ۱۰۶مین سالگرد تولد پدر راستین و ۸۳مین سالگرد تولد مادر راستین را گرامی بداریم.
ششمین روز از ماه اول در تقویم بهشتی — همان روز مقدسی که هر دو بزرگوار، پدر و مادر راستین، در آن به این جهان قدم نهادند — معنایی بسیار فراتر از میلاد رهبرانی بزرگ برای هدایت یک عصر دارد. این روز، نشانگر ظهور ناجی بازگشتی پس از دو هزار سال و تجسم یافتن مادر بهشتی برای نخستین بار در تاریخ ۶۰۰۰ سالهی بشری است؛ حقیقتی که مدتها برای بشریت مفقود مانده بود. این رویدادی از شادی عمیق و جهانی در تاریخ بشر است.
از این رو، ششمین روز از ماه اول، نه تنها روز جشن تولد مطهر والدین راستین است، بلکه روزی تاریخی است که از طریق ظهور ایشان، بشریت بار دیگر به آغوش مادر بهشتی — که قرنها در اشتیاقش بود — بازسازی شد. این حقیقتی است که هرگز نباید فراموش کنیم.
در این مناسبت که تولد مطهر، جهانی و مشیتی والدین راستین را جشن میگیریم، کوشیدهام تا هدایت قلبی مادر راستین را درک کنم؛ اینکه برای تجلیل و برافراشتن شأن و شکوه والدین راستین، چه وظیفهای بر عهده داریم.
هشدار رنج؛ فراتر از مفاهیم، در مسیر واقعیت زنده
با نگاهی به گذشته، سال ۲۰۲۵ — سال مار (Eulsa) — سالی بود که تجربیات دراماتیکی از درهمتنیدگی نور و سایه را برای ما به همراه داشت. سالی بسیار پرمعنا که نه تنها با رویداد بیسابقه و تاریخیِ ملازمت با حضور عینی والدین بهشتی همراه بود، بلکه با اعلامیه باصلابت مادر راستین مبنی بر «سپیدهدم عصری نو و تاریخی جدید از طریق هماهنگی و صلح» شناخته شد.
همانطور که مار پوست میاندازد و با زندگی جدیدی ظاهر میشود، از ما نیز خواسته شد تا خودِ قدیمیمان را رها کرده و نقطه عطفی مقدس را پذیرا شویم — تا در روح و حقیقت دوباره متولد شویم. با این حال، پیش از آنکه بتوانیم غل و زنجیرهای گذشته را کاملاً کنار بگذاریم و در هماهنگی و صلح دگرگون شویم، با آزمون سختِ حبسِ مادر راستین روبرو شدیم.
اعضای عزیز، مار برای زنده ماندن باید پوست بیندازد. ماری که نتواند پوستاندازی کند، نابود خواهد شد. مهمتر از همه، وقتی مار پوست میاندازد، غشای کدر روی چشمانش را نیز دور میاندازد. اگر این پرده برداشته نشود، مار نمیتواند مسیر خود را ببیند، راه را گم میکند و از گرسنگی میمیرد.
زندگی ایمانی ما نیز تفاوتی ندارد. اگر نتوانیم پردهی تیره و تار مفاهیم منسوخ و پیشفرضهای قدیمی را کنار بزنیم، نخواهیم توانست والدین بهشتی را که اکنون در واقعیت عینی با ما هستند، به وضوح مشاهده کنیم. در این صورت، به ناچار با خطر نابینایی روحی روبرو خواهیم شد. بنابراین، اگرچه از سال مار عبور کرده و وارد سال اسب شدهایم، تلاش ما برای نوسازی درونی — دگرگونی به سوی هماهنگی و صلح — باید بدون وقفه ادامه یابد.
عزیزان، تاریخِ قبل و بعد از سال ۲۰۲۶ هرگز یکسان نخواهد بود. برای شش هزار سال، والدین بهشتی همواره موضوع اشتیاق و ایمان بشریت بودهاند. اما اکنون، ما در عصری بیسابقه زندگی میکنیم که در آن با والدین بهشتی در واقعیتی ملموس و عینی در همین زمین ملازمت میکنیم.
رنجی که مادر راستین این روزها متحمل میشوند، پیامی عمیق و باصلابت برای همهی ما دارد. همانطور که مشتاقانه آرزو داریم هرچه زودتر به بازگشت مادر راستین به چانجانگگونگ خوشآمد بگوییم، زمان آن فرا رسیده است که ایمان ما نیز دستخوش دگرگونی بنیادین شود. آن دگرگونی این است: خدایی که شاید تنها در مفاهیم و اندیشههای ما باقی مانده بود، اکنون باید به عنوان یک واقعیت زنده و عینی — که پیش چشمان ماست — ملازمت شود. با همان قلب پردرد و پرشوری که مشتاقیم مادر را از حبس برهانیم، باید مسئولیت خود را برای متجلی کردن والدین بهشتی در واقعیت ملموسِ هر مکان و هر لحظه از زندگی روزمرهمان به انجام برسانیم.
سال ۲۰۲۶ اولین صفحه از فصل دوم مشیت الهی را میگشاید — عصری که در آن ما نه به عنوان یک ایدهآل انتزاعی، بلکه به عنوان یک واقعیت زنده و عینی با والدین بهشتی ملازمت میکنیم. این «سال نخست از عصر ملازمت با والدین بهشتی» است. با ایستادن بر این آستانهی تاریخی، بیایید با چهار تعهد قاطع به پیش برویم و جسورانه فصلی نو در داستان در حال ظهور تاریخ بنگاریم.
نخست آنکه، باید معیار ایمان خود را با تبدیل زندگیِ «ملازمت» به تمرین روزانه، ارتقا دهیم. ما از عصرِ تنها باور داشتن به خدای نادیدنی عبور کردهایم و وارد دورانی شدهایم که با والدین بهشتی — که به عنوان یک واقعیت زنده و عینی حضور دارند — با هم زندگی میکنیم. در گذشته، با تکیه بر ایمان و قلبی سرشار از ملازمت، به سوی هدف خود پیش میرفتیم و حتی در جاهایی که هنوز راهی ساخته نشده بود، بیباکانه قدم میزدیم. با این حال، همانطور که شاهد آزمون سختی هستیم که مادر راستین پشت سر میگذارند، به درکی دردناک رسیدهایم: در راه ایمان، هیچ راه میانبری وجود ندارد.
اکنون ما باید تنها در مسیر راستین و اصولی قدم برداریم؛ مسیری که توسط طرح مشیتیِ از پیش تعیین شدهی والدین بهشتی ترسیم شده است. هر قدمی که برمیداریم و هر عملی که انجام میدهیم، بازتابی از آسمان است. بنابراین، بیایید جسورانه آداب کهن و عادتهای ریشهدار گذشته را دور بریزیم و به عنوان پسران و دخترانی که در زندگی واقعی خود با والدین بهشتی ملازمت میکنند، اولین صفحهی این تاریخ جدید را با زندگیهایی سرشار از بلوغ، پاکی و جانگسانگ آغاز کنیم.
دوم، ما باید تاریخ زندهای از «هیوجانگ» بنویسیم؛ یعنی وفاداری و فرزند خلف بودن که از طریق انجام وفادارانهی سهم مسئولیتمان متجلی میشود. این عصر، چیزی بیش از فرزند خلف بودن در کلام یا آمار را میطلبد؛ بلکه مسئولیتی است که باید در تار و پود زندگی روزمرهمان جاری باشد. این بدان معناست که الگوهای ملموسی از عشق راستین و «نهضت خانواده راستین» را در حوزههای مأموریتی و خانههای خود ایجاد کرده و با ثمراتی که از این نوع زندگی حاصل میشود، سهم مسئولیت خود را در پیشگاه آسمان به انجام برسانیم. چنین زندگیهایی به عنوان ارزشمندترین و زیباترین فصل در تاریخ چان ایل گوک ثبت و به یادگار خواهد ماند.
سوم، ما باید رکورد غرورآفرین و انکارناپذیری از حقیقت برای جهان به جا بگذاریم. سوءتفاهمها و پیشداوریهایی که امروز با آنها روبرو هستیم، شاید به این دلیل باشد که ما هنوز با شیوهی زندگیمان، به طور کامل به ارزشهای آسمانی ویتنس نکردهایم. اکنون باید از محدودهی یک جامعهی بسته فراتر رفته و به مجموعهای بالغ تبدیل شویم که با جامعه همنفس است و بشریت را با صمیمیت در آغوش میگیرد. در انجام این کار، باید چنان تاریخچه صادقانهای از حقیقت بسازیم که جهان چارهای جز پذیرش آن نداشته باشد.
چهارم، ما باید به عشق راستین و «شیمجانگی» که در درونمان است، بیانی ملموس ببخشیم و از این طریق چان ایل گوکی را محقق سازیم که از مرزهای مذهب فراتر میرود. زمانی که پدر راستین نهضت اولیه را بنیان نهادند، اعلام کردند: «من تابلوی نهضت هماهنگ را برای ایجاد مذهبی دیگر برافراشته نکردم؛ روزی خواهد رسید که این تابلو پایین کشیده شود.» منظور ایشان این بود که ما فراخوانده شدهایم تا از عصر مذهب — عصری که تنها بر ایمان تمرکز دارد — فراتر رویم و ملت عینی والدین بهشتی را بر پایهی عشق راستین بنا کنیم.
تا به امروز، ما با والدین بهشتیِ نادیدنی ملازمت کردهایم و عشق راستین و شیمجانگ را تنها در خلوت ذهن خود پرورش دادهایم. اما در این عصر — که با زندگی خود با والدین بهشتی در واقعیت عینی ملازمت میکنیم — عشقی که مدتها در درون گنجانده بودیم، اکنون باید شکلی مرئی و ملموس به خود بگیرد. این عشق باید به حضوری زنده تبدیل شود که همسران، فرزندان و همسایگان ما بتوانند آن را مستقیماً ببینند، حس کنند و تجربه نمایند. اگر ما به تجسم عشق تبدیل نشویم، تابلوی کلیسا برای ما یک بارِ اضافه خواهد بود. اما اگر خودمان به جوهر زندهی عشق بدل شویم، آنگاه حتی بدون تابلو، جهان تشخیص خواهد داد که چان ایل گوک در میان ماست.
قطعنامه تولد دوباره
در این نقطهی عطف سرنوشتساز در سال ۲۰۲۶، همزمان با گشودن فصلی نو در تاریخ، باید جسورانه پوستهی مفاهیم قدیمی را که دیرزمانی است ما را محصور کرده، دور بیندازیم. همانطور که مسیحیت نوید تولد دوباره از طریق صلیب را میدهد، ما نیز در مواجهه با رنج عمیق مادر راستین، باید تولد دوباره و زندگی دگرگونشده را پذیرا شویم. به عبارت دیگر، ما فراخوانده شدهایم تا در وحدت قلبی و هدفی با مادر راستین، به سوی جایگاه رستاخیز پیروزمندانه گام برداریم.
تولد دوبارهی ما صرفاً یک تصمیم ذهنی نیست، بلکه باید در زندگیمان از طریق این چهار دگرگونی نشان داده شود. اکنون زمان آن است که پیلهی مفاهیم را بشکنیم، با قدرت برخیزیم و اجازه دهیم عشق و شیمجانگ عینیِ ما تا دورترین نقاط زمین گسترش یابد. ضرباتی که از جهان دریافت میکنیم، نشانهی طرد شدن نیست، بلکه هشدار عاشقانه آسمان برای بیدار کردن ما از خواب است. اگر ماری نتواند پوستاندازی کند چه میشود؟ ما باید تغییر کنیم — و در واقع، میتوانیم تغییر کنیم.
اعتراف من: از مفهوم تا واقعیت عینی
این «تجسم عشق بودن» امری والا یا دشوار نیست. امیدوارم یک اعتراف متواضعانه از سوی من، سرنخی کوچک برای شما باشد. من به عنوان یک مرد سنتی کرهای، کسی بودم که حتی نمیدانستم چگونه یک کلمه «دوستت دارم» به همسرم بگویم. پس از دریافت برکت، در کارهای دشوار به او کمک میکردم، اما او بیش از اعمال من، مشتاق شنیدن یک کلام گرم بود.
در سال ۲۰۰۷ که همسرم در آمریکا با پنج فرزندمان تنها ماند، دچار اختلال پانیک شد. آن زمان بود که شروع کردم هر روز به او زنگ بزنم و کلماتی را که تمام عمر در قلبم دفن کرده بودم، نثارش کنم: «عزیزم، دوستت دارم!» تقریباً شبیه یک معجزه، حال او رو به بهبودی رفت. من متوجه شدم که مهم نیست چقدر عشق در قلبم دارم یا چقدر در ظاهر کمک میکنم؛ اگر آن را ابراز نکنم، طرف مقابل هرگز نمیتواند آن عشق را کاملاً حس کند.
نتیجهگیری: بیایید بستهی عشق را باز کنیم
اعضای عزیز، شما افرادی هستید که صاحب قلبهایی نیکوتر از هر کسی در جهانید و در مکتب شیمجانگ آموزش دیدهاید؛ اما با این حال، جهان همچنان دچار سوءتفاهم نسبت به ماست. حتی دردناکتر اینکه در درون جامعهی ایمانی خودمان، صداهایی به گوش میرسد که از خشکیدن چشمهی محبت گلایه دارند.
شاید به این دلیل است که عشق و شیمجانگِ درون ما، فقط برای «خودمان» باقی مانده و هرگز به طور کامل به اشتراک گذاشته نشده است. به یاد بیاورید زمانی را که با بخشیدن عشق به دیگری، شادیتان دوچندان میشد. ما جوهر اصلی و معنای واقعی عمل داد و دریافت را که از طریق آن عشق و شیمجانگ مدام رشد میکند، فراموش کردهایم.
اکنون زمان آن است که جسورانه بستهی عشق و قلبی را که در اعماق وجودمان ذخیره کرده بودیم، باز کنیم. جایی که ما این بستهی عشق را میگشاییم، همانجا چان ایل گوک است. و در آنجاست که والدین بهشتی و والدین راستین سرانجام مأوای خود را خواهند یافت. لحظهای که ما این عشق را ابراز کنیم، رنج مادر راستین به شکوه تبدیل خواهد شد.
بیایید نخستین صفحهی تاریخ جدید در سال ۲۰۲۶ را با رکوردِ عشق راستینِ عینی، به زیبایی مزین کنیم!
با دعا برای پیروزی همهی شما در عشق بیکران والدین بهشتی. ممنونم. دوستتان دارم. امیدوارم در این سال نو، برکات فراوانی دریافت کنید.