(مقدمه) سخنان والدین راستین در چان سانگ گیانگ:

”اگر ذهن/نفس و جسم متحد نباشند، آن قلمروِ گسستگی و بی‌انضباطی به قلمرو و تصرف شیطان تبدیل می‌شود. نه جهنم و نه بهشت، هیچ‌کدام مستقل و جدا از وجود شما نیستند، بلکه هر دو در درون خودِ شما قرار دارند. تنها زمانی که به مرکزیت عشق [الهی]، در جهتِ انضباط بخشیدن به جسم خود مجاهدت کنید، از حیات [جسمانی] خویش فراتر روید، و دیگران را فراتر از تبار و نسبِ فردی خود دوست داشته و به آن‌ها خدمت کنید، می‌توانید پایانی کامل بر این جهانِ شریر و دنیوی رقم بزنید. از طریق چنین تعالیم آسمانی، هنگامی که اخلاق الهی در سطح خانواده، قبیله، قوم، ملت و جهان استوار گردد، ملکوت خداوند بر روی زمین تجسم خواهد یافت. و انسان‌هایی که در این ملکوتِ زمینی زندگی می‌کنند، همان‌گونه که هستند [با همان کیفیت روحانی]، به ملکوت خداوند در جهان روح منتقل خواهند شد.“

”کمالِ انسان برای تحقق بخشیدن به آرمانِ عشقِ متعالی، تنها در صورتی ممکن است که ما سهم مسئولیت خود را در قبال عشق بپذیریم. این مسئولیت به معنای آن است که باید شکرگزار خداوندی باشیم که به ما آزادیِ عاشق شدن را عطا کرده است، و [هم‌زمان] باید از طریق انضباط شخصی و انکار نفس، به سروران و حاکمانِ آن آزادی تبدیل شویم. ما مسئولیت خود را در قبال عشق، بر اساس قوانین [خشک بشری] یا نگاه و قضاوت افکار عمومی حفظ نمی‌کنیم؛ بلکه حفظِ آن بر پایهٔ خودکنترلی و عزمِ برخاسته از ارادهٔ خویشتن است که در یک رابطهٔ عمودیِ زنده با یگانهٔ متعال ریشه دارد.“

امروز می‌خواهیم پیرامون حقیقتی سخن بگوییم که بسانِ یک شاقولِ دقیق، کجی‌های وجود ما را راست می‌کند و جان‌های تشنهٔ ما را به تپش‌های قلبِ پدر و مادر آسمانی‌مان گره می‌زند؛ حقیقتی به نام «فیضِ انضباط روحانی».

بسیاری از ما وقتی واژهٔ «انضباط» یا «تأدیب» را می‌شنویم، ناخودآگاه ذهنمان به سمت یک پادگان نظامی، یا مجموعه‌ای از قوانین خشک و شریعت‌زده می‌رود. اما پولس، در نامهٔ خود با صراحت می‌فرماید:

تو را با افسانه‌های کفرآمیز و حکایتهای پیرزنان کاری نباشد، بلکه خود را در دینداری تربیت کن (انضباط بخش). زیرا گرچه تربیت بدن را اندک فایده‌ای است، امّا دینداری برای همه چیز فایده دارد، و هم زندگی حال را وعده می‌دهد، هم حیات آینده را. این سخن درخور اعتماد و پذیرش کامل است که ما امید خویش را بر خدای زنده نهاده‌ایم که نجات‌دهندۀ جملۀ آدمیان، بخصوص مؤمنان است؛ و برای همین نیز زحمت می‌کشیم و جدّ و جهد می‌کنیم“. (اول تیموتائوس فصل 4 آیات 7 تا 10)

این آیه، بوی باشگاه‌های ورزشی باستان را با خود دارد؛ بوی عرقِ یک جهاد و عرق‌ریزان روحانی!

۱. فلسفهٔ انضباط: عریانیِ مقتصدانه و حاکمیت نفس اصیل و وجدان بر جسم

ریشه‌شناسی غنیِ واژهٔ انضباط نشان‌دهندهٔ یک خودتکانیِ آگاهانه از تمامی موانع و زوائد، و سپس سرمایه‌گذاریِ مصمّمانهٔ تمام انرژی‌های فرد است. در روزگار باستان، ورزشکاران یونانی برای اینکه در میدان مسابقه هیچ مانع و سنگینی نداشته باشند، تمام لباس‌ها، وابستگی‌ها و زوائد خود را کنار می‌گذاشتند و به‌صورت «عریان» می‌دویدند تا شیرهٔ جانشان را در مسیر سرمایه کنند.

این درک که انضباطِ جدیِ روحانی لازمهٔ تقواست، با این فهمِ همگانی هم‌خوانی دارد که انضباط برای دست یافتن به هر چیزی در این زندگی ضروری است. انضباطِ ادبیِ عظیم «ارنست همینگوی»، شیوهٔ کاربستِ زبان را در سراسر جهانِ انگلیسی‌زبان متحول ساخت. طرح‌های فراوانِ «میکل‌آنژ»، «لئوناردو داوینچی» و «تینتورتو» و انضباطِ کمیّتیِ آثارشان، راه را برای کیفیتِ کیهانی و ماندگارِ آن شاهکارها هموار کرد. «وینستون چرچیل»، سخنور قرن بیستم، هر چه بود، یک استعدادِ ذاتی نبود—مگر اینکه منظور ما از «ذاتی»، مردی به‌طور ذاتی منضبط باشد که با سخت‌کوشیِ فراوان و تلاش مضاعف بر لکنت‌ها و موانعِ چشمگیر خود چیره شد. «ایگناتسی یان پادرفسکی»، پیانیست برجسته، جانِ کلام را در پاسخ به یکی از ستایش‌گرانِ افراطی‌اش بیان کرد: «بانو، من پیش از آنکه یک نابغه باشم، یک جان‌کن (سخت‌کوش) بودم.»

انسانِ منضبطِ مذهبی—مخصوصاً در کانون خانواده—نیز باید خود را از هر عادت، گرایش و وابستگیِ خودمحوری که مانعِ پیوند قلبی به یگانهٔ متعال می‌شود، عریان سازد. چرا ما به این عرق‌ریزان نیاز داریم؟ زیرا ما در دنیای سقوط‌کرده‌ای زندگی می‌کنیم که تحت تسلط شیطان است؛ جائی که هیچ‌کسی به‌طور فطری و غریزی پارسا و جویای خدا بار نمی‌آید. آموزهٔ سقوط به ما یادآوری می‌کند که گناهِ نخستین، کنشِ دهش و پذیرشِ راستین ما را با خدا گسست و این شالودهٔ مقدس را وارونه کرد؛ به طوری که جسمِ ما، بر وجدانِ ما حاکم شد.

شالودهٔ اصلی انضباط روحانی در مشیت والدین راستین، چیزی جز «اتحاد ذهن و روان با جسم» و سروریِ مطلقِ نفس اصیل و وجدان بر کالبد جسمی نیست. والدین راستین می‌فرمایند که وجدان ما، از پدر و مادر، از معلم و حتی از رهبران روحانی به ما نزدیک‌تر است؛ او پیش از خدا شاهدی بر پنهان و آشکار ماست. انضباط یعنی تمرینِ مقتدرانهٔ دادنِ افسارِ «منِ جسمانی» (خواسته‌های غریزی، تنبلی و راحت‌طلبی) به دست «منِ روحانی» (وجدان الهی). تا انضباط نباشد، تلمّذ (حواری ناجی) حاصل نشود! تا عرق‌ریزان نباشد، قدّاسات (پارسایی) پدید نیاید! تا جهد و تکاپو نباشد، الهام و شهود رخ ندهد! تا رنج نباشد، گنج نباشد! تا بلوغِ مردانگی و زنانگی نباشد، کمال حاصل نگردد!

والدین راستین در کتاب «چان سانگ گیانگ» اهمیت این جهادِ خستگی‌ناپذیر را از تجربه‌ٔ شخصی خود این‌گونه آشکار می‌کنند:

«از طریق زندگیِ سرشار از دعا و تفکر مداوم از سنین جوانی بود که من سرانجام با یگانهٔ متعال مواجه شدم و حقیقت مطلق او را دریافت کردم… این حقیقتِ بی‌سابقه، یک جهان‌بینی و کیهان‌شناسیِ جدید است… مشیتِ الهی و تاریخ را آشکار می‌سازد (کتاب اول: خدا، فصل ۱، بخش ۱:۱).

برادران و خواهران، همانطور که بخوبی می‌دانید کتاب تبیین اصل بنیادین (اصل الهی) راز بزرگ تکامل ما را در یک فرمول شاهکار خلاصه می‌کند: سهم مسئولیت انسان.

خداوند جهان را با کلام و قدرتِ مطلقِ خود آفرید، اما تحقق نهاییِ سه برکت بزرگ (کمال فردی، تشکیل خانوادهٔ ایده‌آل، و سروری بر آفرینش) را منوط به سهم مسئولیت خودِ انسان قرار داد. در واقع انسان با این قدرت شکل گرفت که در آفرینش خود نقش مستقیم داشته باشد. خدا این کار را کرد تا ما نه به عنوان برده یا ربات، بلکه به عنوان شریکِ خلاقیتِ او و در مقامِ “فرزندان خلف” و وارثانِ واقعی او بایستیم.

اما انجام این سهم مسئولیت، شوخی‌بردار نیست و دقیقاً همین‌جاست که به انضباط نیاز مبرم داریم! انسانی که به انضباط تن نمی‌دهد و زندگی‌اش را با وجدانش منظم نمی‌کند، در برابر طوفانِ خواسته‌های جسمانی کمر خم خواهد کرد و سهم مسئولیتش در زمین می‌ماند. اما آن ایمانداری که زندگی‌اش را منضبط می‌سازد، قادر است در هر مرحله از زندگی‌اش، چه فردی و چه خانوادگی، مسئولیتش را به گونه‌ای قابل قبول و پیروزمندانه به انجام برساند و به طور طبیعی، در جایگاهِ باوقارِ فرزند خلفِ و مایه افتخار والدین آسمانی بایستد.

۲. تمایز بنیادین: انضباطِ خدامحور در برابر قانون‌گراییِ انسان‌محور

اما انضباط هرگز به معنای قانون‌گرایی نیست؛ و وقتی تفاوت بین این دو آشکار نشود، اینجاست که راه کج می‌شود. ما نباید روحانیت را به یک «چک‌لیستِ خشک از بایدها و نبایدها» تقلیل دهیم. خداوند ما را از «خودپارساپنداریِ داورانه» و محکوم کردن دیگران حفظ کند.

نگرش قانون‌گرایی (انسان‌محور)نگرش انضباط مشیتی (خدامحور)
«من این کار را انجام می‌دهم تا در پیشگاه خدا کسبِ استحقاق و ثواب کنم.»«من این کار را انجام می‌دهم چون عاشق خدا و والدین راستین هستم.»
تمرکز روی پاداش شخصی و متر کردن اعمال دیگران است.تمرکز روی تسلی دادن به دلِ پر از رنجِ پدر و مادر آسمانی است.

ما با موفقیت‌هایمان در حال اندوختنِ گنجینه‌ای از ثواب نیستیم؛ بلکه ما با انضباط خود، خود را در مسیر فرزند راستینِ والدین راستین و والدین آسمانی قرار می‌دهیم و این به ما اجازه می‌دهد تا تجسمِ والدین آسمانی شدن را بهتر و زیباتر به تصویر بکشیم. این‌گونه ما قادر خواهیم بود تا به والدین آسمانی هدیه‌ای راستین بدهیم و بارِ رنجِ تاریخ را از روی دوشِ قلبی پدر و مادر آسمانی برمی‌داریم؛ والدینی که هزاران سال است در پشت صحنهٔ تاریخ، غریبانه به دنبال فرزندان گمشده‌اش اشک می‌ریزند. «زندگی با ایمان» همراهی و همدلی با والدین راستین و والدین آسمانی، یک رابطه زنده و شایستهٔ مراقبت منضبطانه است.

۳. حکمتِ کاربردی و بومی: چگونه سنت‌های روحانی را زندگی کنیم؟

برای اینکه این مطالب چراغِ راهِ قدم‌هایتان باشد، بیایید این انضباط را به شیوه‌ای واقع‌بینانه و قدم‌به‌قدم در زندگی پیاده کنیم:

الف) پرورش منِ روحانی (هون‌دوک‌هه و جونگ‌سونگ): تعهدات کوچک اما پایدار.

روز خود را هر روز صبح با قرائت منضبط کلام والدین راستین آغاز کنید. هون‌دوک‌هه تنظیم کردن فرکانسِ ذهن با کلام الهی پیش از ورود به غوغای جهان جسمانی است. برای تسلیم کردن جسم به وجدان، شروطِ جانگ‌سانگ (اخلاص) بگذارید (مثل بیداری در ساعت مشخص یا دعای توبه).

نکته مهم: لقمهٔ بزرگتر از دهان خود برندارید و البته لقمه‌ای هم بیرون نیندازید! بیایید زندگی‌مان را طوری برنامه‌ریزی کنیم که مثلاً سالی یک‌بار «تبیین اصل بنیادین» (اصل الهی) را به طور منظم مطالعه کنیم؛ لزومی ندارد چنان به خود فشار بیاوریم که باعث دلزدگی شود. روزی چند صفحه مطالعه با تعمق یا چند دقیقه دعای متمرکز کافی است؛ موفقیت، موفقیت می‌آفریند.

ب) حفاظت از حصارِ برکت در خانواده: انضباط مشترک.

انضباط ما یک مسیر انفرادی نیست؛ ما خانواده‌های برکت‌گرفته هستیم. حوزه‌های زندگیِ خود (وجدان، نفسِ درونی، پاکدامنی، دعا و شهادتِ ایمانی) را ارزیابی و اولویت‌بندی کنید و از همسرتان بخواهید شما را عینی ارزیابی کند. با همسر و فرزندان خود یک پیمانِ پاسخگویی روحانی ببندید. از یکدیگر بپرسید: آیا امروز وجدان ما بر رفتارهایمان حاکم بود؟ دایرهٔ خانواده را به محیطی امن برای اعتراف، بخشش و برخاستنِ دوباره تبدیل کنید.

پ) ایجاد پیمانِ پاسخگویی در جامعه: همراهی در ترینیتی.

از یک دوستِ نزدیک روحانی بخواهید بر عهدتان نظارت کند و شما را پاسخگو نگه دارد. ما به این همفکری و دعای مشترک نیاز مبرم داریم؛ مثلاً در ترینیتی‌تان مراقب و پشتیبانِ روحانی یکدیگر باشید.

برخاستن پس از لغزش: بدون شک، گاهی خواهید لغزید. وقتی این اتفاق افتاد، غرور و شرمساری نباید شما را وسوسه کند که بازی را رها کنید. شکست بخشی از فرآیند موفقیت است، مشروط بر اینکه به آن اعتراف کنیم و با اتکا به فیض والدین راستین و والدین آسمانی، دوباره به مسیر بازگردیم.

۴. سهم مسئولیت و تجلیِ فیض: بستر کارِ ما و بارانِ برکت او

برادران و خواهرانم، شاید بپرسید اگر سهم مسئولیت با ماست، پس جایگاه فیض الهی کجاست؟ آیا این دو با هم در تناقض نیستند؟ اصل الهی به ما می‌آموزد که این دو، شالودهٔ یک کنشِ دهش و پذیرشِ کامل هستند. ۹۵ درصدِ این مسیر—که شامل حیات، کلام، آفرینش و عشق والدین آسمانی است—تماماً «فیضِ مطلق» است. اما این فیضِ بیکران، برای اینکه در زندگی ما محقق و بارور شود، نیازمندِ ۵ درصد سهم مسئولیت و انضباطِ ماست.

در واقع، انضباطِ ما، تلاش برای تولید فیض نیست؛ بلکه ظرفی است که می‌سازیم تا فیضِ جاریِ خدا را در آن دریافت کنیم. به عبارت دیگر ما با انجام مسئولیت خود، زمینه را برای جاری شدن فیض الهی به وجود می‌آوریم. به زبان دیگر، حرکتِ مشتاقانهٔ من به خدا اجازه می‌دهد تا برکتش را جاری سازد. به این کلماتِ پولس رسول که این تعادل زیبا را آشکار می‌کند، گوش فرا دهید:

«اما به فیض خداست که آنچه هستم, هستم؛ و فیض او در حقِ من بی‌ثمر نبود. بلکه من بیش از همهٔ آن‌ها سخت کار کردم، هرچند نه من، بلکه فیض خدا که با من بود (اول قرنتیان ۱۵:۱۰).

ببینید! هیچ تناقضی میان فیض از یک طرف و کارِ سخت و مسئولیت‌پذیری از طرف دیگر وجود ندارد. کار سخت و انضباطِ ما، در حقیقت وقتی که به نتیجه واقعی ختم می‌شود، اعلام آمادگی ما برای دریافت فیضِ خداست. این سیلاب‌های محبت الهی است که به ما انگیزه و توانِ ایستادگی در برابر خواسته‌های سقوط‌کردهٔ جسم را می‌دهد.

روزی هنرمندی تابلوی نقاشی خود از آبشار نیاگارا را به یک نمایشگاه فرستاد، اما فراموش کرد عنوانی برای آن بگذارد. گالری این عبارت را نوشت: «باقی در پی خواهد آمد». آبشار سترگِ نیاگارا که هزاران سال است میلیاردها گالن آب سرازیر می‌کند، نمادِ زیبایی از سیلاب‌های فیض الهی است که پیاپی بر ما می‌بارد. فیضِ خدا همیشه آماده و جاری است؛ اما انضباط و انجام سهم مسئولیتِ ما، همان گشودنِ دریچه‌هاست تا این آبشار، جهانمان را سیراب کند. یوحنای رسول می‌گوید: « از پُری او ما همه بهره‌مند شدیم، فیض از پی فیض.زیرا شریعت به واسطۀ موسی داده شد؛ فیض و راستی به واسطۀ عیسی مسیح آمد. (یوحنا ۱:۱۶). جان بلنچارد  یکی از معروف‌ترین و پرکارترین نویسندگان، سخنرانان و الهی‌دانان مسیحیِ تبشیری (Evangelical) بریتانیایی می‌نویسد: «برای نیاز روزانه، فیض روزانه هست؛ برای نیاز ناگهانی، فیض ناگهانی؛ و برای نیاز کمرشکن، فیض کمرشکن.»

همان‌طور که والدین راستین در کتاب چان سانگ گیانگ ما را به این تجربهٔ زنده هدایت می‌کنند:

«از آنجا که یگانهٔ متعال وجود دارد، ما باید قادر باشیم وجودِ او را در تک‌تکِ سلول‌های خود احساس کنیم. دست یافتن به این آگاهی و تجربه است که اهمیت دارد (کتاب اول: خدا، فصل ۱، بخش ۲:۱).

امروز، بیایید با انجام منضبطانهٔ سهم مسئولیت خود، این فیضِ عظیم را در رگ‌های تاریخ جاری کنیم. بگذارید وجدانمان پادشاهِ وجودمان شود. از او توان بطلبیم تا در سنت‌های هون‌دوک‌هه و شرطهای جانگ‌سانگ استوار بمانیم، نه برای خریدنِ محبت خدا، بلکه به عنوان فرزندانی خلف، برای تحقق سه برکت بزرگ و نشاندنِ لبخند بر سیمای محزونِ والدین آسمانی‌مان.

فیض، برکت و اقتدارِ روحانیِ والدین راستین همراه و تقویت‌کنندهٔ گام‌هایتان باد.

اجو!