سخنان والدین راستین
”اگر بدن و ذهن متحد نباشند، آن قلمروِ ناهمگونی به حوزه و قلمروِ شیطان بدل میشود. نه جهنم و نه بهشت، هیچیک جدا از شما وجود ندارند؛ بلکه هر دو در درونِ شما هستند. تنها زمانی که بر محوریتِ عشق بتوانید برای انضباطِ بدنِ خود بکوشید، از زندگی و عشقِ فردیِ خود فراتر روید، و به دیگران—فراتر از نسب و تبارِ فردیتان—محبت و خدمت نمایید، میتوانید به این جهانِ شرور و دنیوی بهطور کامل پایان دهید. از طریقِ چنین آموزههای آسمانی، هنگامی که اخلاقِ الهی در خانواده، قبیله، قوم، ملت و جهان استقرار یابد، این جهان به ملکوت آسمانی بر روی زمین بدل خواهد شد. و انسانیت که در ملکوت آسمانی بر روی زمین زندگی میکند، دقیقاً به همان صورت که هست، به ملکوت آسمانی در جهانِ روح منتقل خواهد شد.“
”کمالِ انسان برای تحققِ آرمانِ عشقِ والامقام، تنها زمانی امکانپذیر است که مسئولیتِ عشق را بر عهده بگیریم. این مسئولیت بدان معناست که باید قدردان خدا باشیم که به ما آزادیِ عاشق شدن را عطا کرده است، و باید از طریق انضباطِ خویشتن و انکارِ خود، به سرور و اربابِ آن آزادی بدل شویم. ما مسئولیتِ خود برای عشق ورزیدن را بر اساس قوانین یا افکار عمومی پاس نمیداریم؛ بلکه آن را بر پایهٔ خویشتنداری و تصمیمِ خودآگاهانه—استوار بر یک رابطهٔ زنده و عمودی با خدا—پاس میداریم.“
اعضا و خانوادههای برکتگرفته، برادران و خواهرانِ عزیز،
امروز میخواهم دربارهٔ حقیقت و گوهری با شما سخن بگویم که در جهانِ امروز بطور جدی دیده نمیشود؛ رازِ پنهانِ جلالِ معنوی، یعنی ”انضباط برای پارسایی“.
در جهانی زندگی میکنیم که مملو از درگیریها و جنگهای خانمانسوز، ناامیدی، درد و رنج است—جهانی که بهراستی شیطانی است. با وجود تلاشهای بیوقفهٔ خدا در تأسیسِ ادیان برای آموزش و رشدِ بشر تا به باغِ عدنِ اصیل بازگردد و با خدا در حوزهای زیبا و پاک زندگی کند، متأسفانه امروز حتی ادیان نیز در دامِ شیطان اسیر شدهاند! آنها به جای آنکه پاسدارِ حقیقت و عشقِ راستینِ والدینِ آسمانی باشند، با انواع اسلحهها به جانِ هم افتادهاند و جهان را به سیاهی و خون کشیدهاند.
در چنین ظلمتی، تنها راهِ نجات و بازگشت، آشنایی با والدین راستین و دریافتِ کلامِ حقیقتِ تازهٔ این عصر، و عشق و برکتِ آسمانی از آنهاست. به همین دلیل، آنها از ما میخواهند تا با پیشه کردنِ ”انضباط برای پارسایی“، در مسیرِ راستینِ مسلح شدن به حقیقت، عشق و برکتِ الهی قرار بگیریم.
ما در روزگاری زندگی میکنیم که فرهنگ سقوط کرده غالب در جوامع، انسانهای سقوط کرده در مقام بنده بنده یا بنده، را به راحتی، انفعال، و نهایتاً بیخاصیتی تشویق میکند. تماشاگر بودن جای ”عمل کردن“ را گرفته است؛ اما کلامِ والدین آسمانی و والدین راستین، ما را در جایگاه فرزندان راستین الهی، به گونهای دیگر از زیستن فرا میخوانند.
ما بدون انضباط در هیچ عرصهای از زندگی به جایی نخواهیم رسید؛ چه در هنر باشد، چه در حرفهها، تجارت، ورزش یا علوم دانشگاهی. حوزهٔ تخصصی شما هرچه که باشد—شنا، فوتبال آمریکایی، فوتبال، بسکتبال، تنیس، موجسواری، کوهنوردی، گاوچرانی، موتورسواری، شطرنج، ریاضیات، علوم کامپیوتر، گیتار، سهتار، نویسندگی، شعر یا نقاشی—هرچه که باشد، بدون انضباط هرگز به جایی نخواهید رسید.
این امر در امور روحانی و معنوی دوچندان صادق است. در حوزههای دیگر، شاید بتوانیم ادعای نوعی برتریِ ذاتی داشته باشیم. یک ورزشکار ممکن است با بدنی قوی متولد شود، یک موسیقیدان با گوشِ مطلق، یا یک هنرمند با درکِ درخشانِ پرسپکتیو. اما هیچیک از ما نمیتواند ادعای برتریِ ذاتیِ روحانی داشته باشد. در واقعیت، همهٔ ما به یک اندازه ناتوان و محروم هستیم. هیچکس بهطور طبیعی جویای خدا نیست، هیچکس ذاتاً عادل نیست، و هیچکس بهطور غریزی کار نیک انجام نمیدهد. به همین دلیل ما در این زمان به والدین راستین نیاز داشتیم تا با به ارمغان آوردن حقیقت تازه، ما را در مسیر تازه برای زندگی تازه فرزندان راستین والدین آسمانی قرار بدهند از این رو، برای ما به عنوان فرزندانِ راستین، در مسیر بازگشت به جایگاه اصیل خود در باغ عدن، انضباطِ روحانیِ ما همه چیزِ ماست—همه چیز! تکرار میکنم: انضباط همه چیز است!
انضباطِ پارسایی دقیقاً چیست؟
شاید بپرسید: «وقتی از انضباط پارسایی حرف میزنیم، دقیقاً از چه چیزی سخن میگوییم؟» پارسایی یعنی نیل به شباهت به والدین راستین و والدین آسمانی، و زیستنی که در آن، رؤیاهای والدین آسمانی را به واقعیت درمیآوریم و اینگونه او را خشنود میسازیم. انضباطِ پارسایی، تمرینهای عملی و مداومِ روحی است که جانِ ما را برای دریافت نور و فیضِ الهی آماده میکند و ما بهطور طبیعی شبیه و تجسمِ والدین آسمانی خواهیم شد.
بدین ترتیب، ما قادر خواهیم بود تا زمینه و محیطی را بهوجود آوریم که والدین آسمانی بخواهد و بتواند در میان ما و با ما زندگی کند و از طریق ما ایدهآلهایش را عملی نماید. پاسخ به مادر راستین—آنجا که از خانوادههای برکتگرفته درخواست میکند تا محیطی را برای حضور خدا در زندگیمان و ملازمتِ واقعی با او بهوجود آوریم—دقیقاً از همینجا آغاز میشود!
همانطور که یک ورزشکار برای تقویت عضله، وزنه میزند، یک مؤمن نیز برای ورزیده ساختنِ روح خود، عادتهای معنوی را تمرین میکند. به عنوان نمونه میتوان از انضباطِ کلام حقیقت، انضباطِ دعا و رابطه قلبی، و انضباطِ ”زیستن برای دیگران“ نام برد. این تمرینها خودِ ”هدف“ نیستند، بلکه ”وسیله“ هستند؛ وسایلی که قلب ما را نرم، روح ما را قوی و ما را شبیه والدین راستین و والدین آسمانی میسازند.
۱. نبوغ و موفقیت، حاصل انضباط است نه شانس
ما اغلب عظمتهای بزرگ را میبینیم، اما هزاران ساعت تمرینِ پرزحمت و دور از چشم را فراموش میکنیم. اگر در دنیا انضباط ظاهری چنین معجزاتی میکند، چقدر بیشتر انضباط پارسایی روح ما را دگرگون خواهد کرد؟ بیایید به تجربهٔ نامآوران نگاه کنیم:
- وینستون چرچیل: او را بزرگترین سخنور قرن بیستم میدانند، اما او ناطقی مادرزاد نبود! چرچیل لکنت زبان داشت. راز او چه بود؟ او تمام سخنرانیهایش را از پیش مینوشت، مکثها، شوخیها و حتی واژهگزینیهایش را ساعتها جلوی آینه تمرین میکرد. او بهترین سالهای عمرش را صرف نوشتن سخنرانیهای ظاهراً ”بداهه“ کرد! (انضباطِ ذهن و گفتار)
- مایک سینگلتری: ستارهٔ افسانهای فوتبال آمریکایی که جثهٔ درشتی نداشت، اما برای تماشای نیمساعت از فیلم بازی حریف، ۳ ساعت زمان میگذاشت و یک صحنه را ۵۰ بار بازبینی میکرد تا ذهن حریف را بخواند. (انضباطِ تمرکز و تحلیل)
- ارنست همینگوی: او پایان رمان وداع با اسلحه را ۱۷ بار بازنویسی کرد. او هر روز از ۶:۳۰ صبح تا ظهر میایستاد و فقط دو صفحه مینوشت تا به ”واژهٔ دقیق“ برسد. (انضباطِ مداومت و کمال)
- لئوناردو داوینچی و یاشا هایفتز: داوینچی برای کشیدن یک تابلوی بینقص، ۱۰۰۰ دست مختلف را طراحی کرد. هایفتز، بزرگترین ویولننواز جهان، تا ۷۵ سالگی روزی ۴ ساعت تمرین میکرد—بیش از ۱۰۲۰۰۰ ساعت تمرین! (انضباطِ مهارت)
- توماس ادیسون پس از هزار بار شکست، موفق به اختراع لامپ رشتهای شد. (انضباط پشتکاری)
ساموئل بکت (نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر برجستهٔ ایرلندی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات ۱۹۶۹ که بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات قرن بیستم شناخته میشود) در زمینه انضباط پشتکاری میگوید:
”همواره تلاش کردی.
همواره شکست خوردی.
اهمیتی ندارد. دوباره تلاش کن.
دوباره شکست بخور. بهتر شکست بخور.“
اگر بزرگان دنیا مخصوصا در حوزه ورزش، برای تاجهای فناپذیر اینگونه جان میکَنند، آیا ما نباید برای پارسایی و تاج ابدی جان بکنیم؟ پولس در اول قرنتیان ۹: ۲۶-۲۷ میگوید: ”آیا نمیدانید که در میدان مسابقه، همه میدوند، امّا تنها یکی جایزه را میبرد؟ پس شما چنان بدوید که ببرید. هر که در مسابقات شرکت میجوید، در هر چیز، تن به انضباطی سخت میدهد. آنان چنین میکنند تا تاجی فانی به دست آورند؛ ولی ما چنین میکنیم تا تاجی غیرفانی به دست آوریم. پس من اینگونه میدوم، نه چون کسی که بیهدف است؛ و مشت میزنم، نه چون کسی که هوا را بزند؛ بلکه تن خود را سختی میدهم و در بندگیِ خویش نگاهش میدارم، مبادا پس از موعظه به دیگران، خودْ مردود گردم.“
۲. تفکیک انضباط روحانی از شریعتگرایی
شاید بپرسید: ”آیا این تمرینهای سخت ما را اسیرِ قانون و شریعت نمیکند؟“ پاسخ در ”انگیزه“ نهفته است:
- شریعتگرایی (خودمحور): میگوید ”من دعا میکنم و کلام میخوانم تا نزد خدا ثواب و اعتبار بخرم.“
- انضباطِ پارسایی (خدامحور): میگوید ”من باانضباط دعا میکنم و کلام والدین راستین را میخوانم، چون عاشق والدین راستین و والدین آسمانی هستم و میخواهم آنها را هر چه بیشتر بشناسم و خشنود سازم.“
انضباط ما را محدود نمیکند، بلکه به ما ”آزادی“ میدهد؛ همانطور که هزاران بار تمرینِ داوینچی او را آزاد ساخت تا شاهکارهای جهان را بیافریند، انضباط در تمامی سطوح زندگی با ایمان نیز روح ما را از بندِ وسوسهها و جاذبهٔ این جهان آزاد میکند تا با فرشتگان اوج بگیریم.
جمعبندی و گامهای کاربردی برای زندگی معنوی:
وقتی به تجربهٔ چرچیلها، داوینچیها و سینگلتریها نگاه میکنید، باید به خود بگویید: ”اگر آنها برای امور دنیا و استعدادهای فانی چنین انضباطی داشتند، من به قوت روحالقدس واقعی (مادر راستین) برای پارسایی و ملکوت والدین آسمانی چه خواهم کرد؟“
بدون عرقِ روحانی، قدوسیت به دست نمیآید. از همین امروز این سه گامِ عملی را برای انضباطِ پارسایی بردارید:
- حذف بارها و ارثیههای زندگیِ سقوطکرده: سبک زندگیِ پیش از آشنایی با حقیقت را بدون تعارف کاملاً کنار بگذارید و با تمرکز بر حقیقتِ تازه، زندگیِ تازه را از والدین آسمانی و والدین راستین بیاموزید و به ارث ببرید.
- تعیین برنامهٔ ثابت برای دعا و ارتباط قلبی با والدین آسمانی و مطالعه حقیقت تازه: زمانهای مشخصی برای دعا، رابطه قلبی و مطالعهٔ کلامِ والدین راستین در نظر بگیرید. بگذارید بوی ”باشگاه روحانی“ و عرقِ تمرین معنوی از زندگیتان بیاید.
- استوار ایستادن: در برابر فرهنگِ انفعال بایستید. تماشاگرِ محض نباشید؛ فرمانِ زندگی روحانیتان را به دست بگیرید، به ”نفس اصیل“ میدان برای عمل بدهید و مجری کلام والدین آسمانی باشید.
به یاد داشته باشید: بدون انضباط، شاگردی معنا ندارد؛ و بدون عرق ریختن، قدوسیت به دست نمیآید. از همین امروز وارد باشگاه والدین راستین و والدین آسمانی شوید و خود را برای پارسایی ورزیده سازید!
اجو!