براساس گفتار والدین راستین در چان سانگ گیانگ

  1. تاریخ اجداد و اهمیت فرد: هر فرد نماینده تاریخ اجداد خود و وارث تلاش‌های (خوب یا بد) آن‌ها است. مسیر زندگی ما باید خوبی را به بار آورد تا به میوه‌ای بهشتی مبدل شویم.
  2.  خوبی و بدی: بواسطه سقوط، انسان‌ها بین خدا و شیطان گرفتار آمده‌اند و باید در جستجوی خوبی باشند. زندگی در جستجوی خوبی و انجام اعمال خوب منجر به سلطه خوبی خواهد شد.
  3. ارزیابی اعمال خوبی و بد: اگر به ازای هر کار بد، یک کار خوب از بین ببریم و ببینیم که کارهای بد باقی می‌مانند، نتیجه می‌گیریم که (بسته به اینکه این ارزیابی در چه سطحی صورت گرفته) فرد بد، خانواده بد قبیله بد و یاجامعه بدی داریم.
  4.  خوبی و بدی در زندگی روزمره: خوبی و بدی نه در افکار بلکه در زندگی تعیین می‌شود. افرادی که تجارب روحی دارند باید بلافاصله قابل تشخیص باشند.
  5. نیاز به تولد دوباره: برای ورود به پادشاهی بهشتی، انسان‌ها باید دوباره متولد شوند و در تولد دوباره بهتر از آدم و حوا باشند.
  6. عمل به کلام و ثبت نام به عنوان روح الهی: سقوط به معنای شکستن ارتباط بین کلام، جوهر و قلب است. باید کلام را بدانیم و به آن عملی کنیم. تنها با اجرای واقعی کلام و ثبت نام به عنوان روح الهی می‌توانیم از جهنم نجات یابیم.

کلام والدین راستین (صفحه 724)

”…شما نماینده تاریخ رستاخیز اجداد خود هستید. به یک معنا، شما بدن‌های جسمی آن‌ها بوده و چهره‌های آن‌ها را دربرکرده‌اید. این تاریخ چقدر طول کشیده‌است؟ برخی می‌گویند صدها هزار سال است. در نهایت، هدف از مسیر طولانی و سخت تاریخ این بوده که یک نفر یعنی هر یک از ما، پا به عرصه وجود بگذارد. برای بوجود آمدن یک نفر، مثلا از خانواده کیم، اجداد بی‌شماری آمدند و رفتند. بنابراین، ما میوه‌های تاریخ بشری هستیم. آیا فکر می‌کنید بذر حاصلخیزی از شما به وجود خواهد آمد؟ آیا فکر می‌کنید که نسل بعدی شما قطعا میوه‌ای بهشتی خواهد شد؟ آیا فکر می‌کنید نهضت هماهنگ خوب بارور شده از قلب شما بیرون خواهد آمد؟ آیا قابل قبول است که این میوه شش هزار ساله بدون رسیدن، به زمین بیفتد و به میوه‌ای سقوط کرده تبدیل شود؟ آیا باید بگویید: “اوه نه، به نظر می‌رسد که ممکن است از شاخه بیفتم. اگر باد کمی قویتر بوزد، من می‌افتم. پدر راستین، لطفا من را تکان ندهید؛ بگذارید همین‌جا بمانم!”؟ ممکن است افرادی باشند که این‌گونه فکر کنند. از طرف دیگر، ممکن است افرادی هم باشند که بگویند: “حتی اگر پدر راستین با تبر به من ضربه بزند و شاخه‌ها را هر قدر که می‌خواهد تکان بدهد، این میوه هرگز نمی‌افتد، مگر اینکه شاخه‌ها شکسته شوند.” شما به کدام گروه تعلق دارید؟

… ما انسانها، بین خدای خوبی و شیطان شرور گرفتار آمده‌ایم. به همین دلیل، زمانی که در پی خوبی زندگی می‌کنید، خدای خوبی با شماست و زمانی که در طرف مقابل قرار می‌گیرید، شیطان شرور با شماست. این سرنوشت کنونی بشریت است. بنابراین، آنچه مردم بیش از هر چیز دیگری نیاز دارند، زندگی در اشتیاق به خدا و جستجوی خوبی است، و اینکه تنها خوبی از خود به جا بگذارند. با این کار، ما می‌توانیم در کنار خدای خوبی بایستیم. در غیر این صورت، در کنار شیطان پلید قرار خواهیم گرفت. تنها هنگامی که انسان‌ها به خدا، که بر محور خوبی مطلق وجود دارد، به طور مطلق ایمان داشته باشند و تلاش کنند راهی برای یگانگی با او پیدا کنند، سفر زندگی ما از خوبی آغاز شده، و ما با عبور از فرایند خوبی به ثمره خوبی نائل می‌شویم. در پایان زندگی خود، در سنجش میزان کارهای خوب و بد، اگر کارهای بد بیشتر از کارهای خوب باشند، معنایش این است که ما تحت تسلط پلیدی خواهیم بود. اما اگر حتی یک کار خوب بیشتر از کارهای بد باقی بماند، تحت تسلط خوبی خواهیم بود.

… اگر قرار بود برای پاک کردن یک کار بد در زندگی‌مان، یک کار خوب را فدا کنیم، هر یک از ما امیدوار خواهد بود که در نهایت آنچه باقی می‌ماند کارهای خوب باشد. اما سفر زندگی ما چنان است که احتمالا به جای کارهای خوب، کارهای بد باقی خواهند ماند. اگر همه افراد یک دوره زمانی را جمع کنیم و به ازای هر کار بد برای هر فرد، یک کار خوب را فدا کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر ببینیم که نه کارهای خوب، بلکه کارهای بد باقی مانده‌اند، نتیجه‌ای که به دست می‌آوریم این است که مردم زمین در آن دوره زمانی به طور کلی افراد خوبی نبوده، بلکه افراد بدی بودند و به علاوه، این جامعه نیز نه یک جامعه خوب بلکه یک جامعه بد بود.

 … خوبی و بدی در افکار شما تعیین نمی‌شوند. بلکه، در چگونگی زندگی شما تعیین می‌شوند. بهشت و جهنم نه از طریق دنیای افکار شما، بلکه در صحنه زندگی شما تعیین می‌شوند. این مهم است. وقتی سوار تراموا می‌شوید و به مردم اطراف خود نگاه می‌کنید، باید بتوانید بلافاصله تشخیص دهید که کدام یک از آن‌ها در وضعیت بدی و کدام در وضعیت خوبی هستند . کسانی که در حوزه بدی هستند، قدرت روحی کمتری نسبت به دیگران دارند. اما کسانی که در حوزه خوبی هستند، بالاتر از دیگران قرار دارند. اگر فردی وجود دارد که تجارب روحانی دارد، باید بلافاصله بتوانید آن را تشخیص دهید. باید بتوانید در نگاه اول بدانید که چنین افرادی چه کسانی هستند. حتی حیوانات می‌دانند که آیا زنده می‌مانند یا می‌میرند. پس چگونه ممکن است انسان‌ها که سروران مخلوقات هستند، بدون آگاهی از زندگی خود می‌زیند؟ ما به نادانی و جهالت دچار می‌شویم، زیرا در خودخواهی و تمایل خودمحورانه غرق شده و از خدا روی برمی‌گردانیم، اما وقتی با خدا زندگی کنیم، خواهیم دانست و درک خواهیم کرد.

… هنگامی که آدم و حوا ایمان، جوهر و عشق خود را از دست دادند، نسب خونی آن‌ها نیز از دست رفت. به همین دلیل، این فرایند باید معکوس شود. وقتی نیکودیموس نزد عیسی آمد و پرسید که چه کاری باید انجام دهد تا وارد پادشاهی بهشتی شود، عیسی پاسخ داد: ”تا کسی از نو زاده نشود، نمی‌تواند پادشاهی خدا را ببیند.“ سپس نیکودیموس پرسید: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ و عیسی پاسخ داد: تو معلّم اسرائیلی و این چیزها را درنمی‌یابی؟“ (یوحنا 3:3-11) از آنجا که نیکودیموس معلم ملت یهود بود، عیسی درباره مهم‌ترین چیز نه از طریق نمادها یا تمثیل‌ها بلکه در قالب یک واقعیت ساده صحبت کرد. او بطور اساسی عنوان کرد که “نمی‌توانید وارد پادشاهی خدا شوید مگر اینکه تولد دوباره را تجربه کنید.” و در این تولد دوباره، اگر از آدم و حوا پایین‌تر باشید، نمی‌توانید وارد پادشاهی شوید. وقتی دوباره متولد می‌شوید، باید بهتر از آدم و حوا باشید. این اصل است. در غیر این صورت، نمی‌توانید به موقعیت اصیل و بازسازی‌شده صعود کنید.

… سقوط به معنای قطع رابطه بین کلام، جوهر و قلب است. بنابراین شما باید کلام را بدانید و به آن عمل کنید. در عمل کردن به کلام، باید با قلب والدینی به پیش بروید. فقط کسانی که اقدامات عملی برای تحقق بازسازی از طریق پرداخت غرامت انجام داده‌اند، برکت دریافت خواهند کرد. این موضوع نباید فقط در حرف زدن باشد. حرف زدن به تنهایی کافی نیست. تنها با اجرای واقعی کلام، اعضای قبیله الهی یا بهشتی به عبارتی، ارواح‌ زندگی ملت خواهید شد. سپس باید به ارواح الهی تبدیل شوید. باید این کار را انجام دهید و سپس ثبت نام کنید، در نتیجه راه به سوی جایگاه (اصیل) خود پیدا کنید. این مسیر بازسازی است. بنابراین شما باید ثبت نام کنید. هنگامی که به عنوان یک روح الهی مرتبط شده و ثبت نام کردید، اشتباهی مرتکب نخواهید شد. شما به قانونی پایبند خواهید بود که از قوانین دنیای شیطان سخت‌تر است. آیا این در دنیای امروز نیز درست نیست؟ آیا شهروندان یک کشور می‌توانند بر اساس قوانین کشور دیگر مجازات شوند؟ این اتفاق نمی‌تواند بیفتد، زیرا آن‌ها ملیت متفاوتی دارند. وقتی وارد چنین قلمرویی می‌شوید، قوانین آن قلمرو بر شما اعمال می‌شود. در این صورت، هنگامی که به ورای دنیای شیطان می‌روید، از قانونی شدید‌تر پیروی خواهید کرد. از آنجا که قوانین دنیای شیطان را رعایت کرده‌اید، قوانین زمین مشکلی برای شما نخواهد بود. دلیلش این است که شما شرطهای غرامت لازم را پرداخت کرده‌اید. بنابراین به جهنم نخواهید رفت.“

نتیجه‌گیری

  1. تلاش برای خوبی: همیشه در زندگی تلاش کنید تا با تمرکز بر افکار، رفتار، گفتار و کردار مثبت، در تمامی سطوح فردی خانوادگی قبیله‌ای اجتماعی و ملی خوبی را توسعه ببخشید. این کار نه تنها به شما کمک تا احساس رضایت و خوشبختی داشته باشید.
  2. پایبندی به اصول معنوی: اصل الهی و تعالیم والدین راستین مخصوصا مثبت بودن در تمامی سطوح را در زندگی خود پیاده کنید و به آنها پایبند باشید. این اصول می‌توانند راهنمای شما در مواجهه با چالش‌های زندگی باشند و به شما کمک کنند تا در مسیر درست باقی بمانید.
  3. ارتباط با خدا: همیشه در جستجوی ارتباط نزدیک‌تر با خدا باشید و از طریق دعا و عبادت به این هدف برسید. این ارتباط می‌تواند به شما آرامش و قوت قلب بدهد.
  4. تولد دوباره و رشد معنوی: به اهمیت تولد دوباره و رشد معنوی توجه کنید. سعی کنید هر روز را بعنوان روز تولد خود به عنوان فرصتی برای بهبود خود و نزدیک‌تر شدن به خدا ببینید.
  5. خدمت به دیگران: خدا، والدین راستین، بشریت را در اولویت قرار داده و سعی کنید به عنوان یک فرزند خلف راستین، رویاهای خدا و والدین راستین و اجدادتان و بشریت را بواقعیت درآورید. این طرز تلقی و این سبک زندگی به شما کمک می‌کند تا به عنوان یک عضو مفید و مؤثر در جامعه دنیا و هستی شناخته شوید.

با بکارگیری این نکات، می‌توانید زندگی معنوی و اخلاقی خود را بهبود بخشیده و به سوی تشکیل پادشاهی بهشتی در خانه و خانواده خود گام بردارید.