مقدمه:

 

 

در این مجموعه گفتار می‌خواهیم تا با این امید که بتوانیم با ریشه کنی تمامی موانع در اطرافمان، دنیای ایده‌آل یک خانواده تحت تسلط والدین بهشتی را به شکلی راستین بوجود آوریم، با هم نگاهی بیندازیم به بیانی تازه از حقیقت در این عصر که یک راهگشای واقعی و راستین برای حل و فصل تمامی مشکلات درونی و بیرونی بشر در تمامی تاریخ تا به این زمان است.

می‌دانیم که حقیقت تغییرناپذیر است اما چطور می‌توان به بیانی از تحولات و تغییرات آن دست پیدا کرد. حقیقت همیشه دارای ماموریتی است و آن به ارمغان آوردن شادی و خوشحالی است.

امروز ما کرۀ زمین را بهمراه هفت میلیارد انسان با هم سهیم شده‌ایم. و می‌دانیم که در هر گوشۀ دنیا تک تک مردم در هر لحظه به انجام کاری مختص به خود مشغول هستند.

اما یک چیز هست که تمامی ما بطور مشترک در پی انجام آن هستیم و آن تقلا برای یافتن خوشحالی و اجتناب از بدبختی است. یعنی همگی در سطوح مختلف زندگی، در پی کسب شادی و لذت هستیم. در نتیجه از کوچکترین حرکتها گرفته تا بزرگترین رویدادها که به تاریخ ما شکل داده‌اند، همه انعکاس آرزوی کسی برای دستیابی به یک زندگی شادی‌بخش‌تر است.

نمی‌توان دربارۀ زندگی و دنیا در جهالت بود، چرا که در جهالت کمال وجود ندارد و در نبود کمال لذت و شادی شکل نمیگیرد. ضروری است تا با کسب آگاهی به شادی و خوشحالی بایسته و شایسته برسیم. اگر این مسیری که ما در آن قرار گرفته‌ایم راه راستین برای نیل به شادی است، در نتیجه می‌تواند صلح آفرین نیز باشد.

و اگر این موضوع می‌تواند برای یک فرد صادق باشد، در این صورت، می‌تواند برای خانواده نیز صادق باشد و بطور طبیعی خانوادۀ صلح‌آمیز، جامعۀ صلح‌آمیز را بوجود آورده و این امر گام به گام به سطوح ملت و دنیا گسترش پیدا خواهد کرد.

 

اما چه چیزی باعث شادی و لذت می‌شود؟

شادی زمانی حاصل می‌شود که امیال یا آرزوهای من برآورده شوند. بعنوان مثال :

  • زمانیکه چیزی خریداری می‌کنم که مدتها برای آن پول جمع کرده بودم
  • زمانیکه هدیه‌ای دریافت می‌کنم
  • زمانیکه کاری انجام می‌دهم که مدتها در پی انجام آن بوده‌ام
  • زمانیکه به شرکت یا اداره‌ای ملحق می‌شوم که مدتها برای آن برنامه ریزی کرده بودم
  • زمانیکه گواهینامۀ چیزی یا کاری را بدست می‌آورم
  • زمانیکه فردی را که دوستش ‌دارم به من پاسخ مثبت می‌دهد
  • زمانیکه با فردی بسیار محترم ملاقات و دیداری دارم
  • زمانیکه با عشق ابدی خودم ازدواج می‌کنم

در نتیجه، ما با ارضاء‌ امیال و آرزوهایمان، شادی و خوشحالی را تجربه می‌کنیم

یک روانشناس به نام ابراهام ماسلاو امیال و آرزو‌های بشری را در پنج مرحله تقسیم کرده  و اعلام می‌کند که امیال مردم دارای پنج سطح هست:

  • نخست امیال جسمی
  • دوم امیال ایمنی و امنیتی
  • سوم امیال اجتماعی
  • چهارم میل به مورد احترام واقع شدن
  • پنجم امیال ما در ارتباط درک نفس

با توجه به دستیابی ما به امیالی در سطوح مختلف، سطح خوشحالی و شادی ما گسترش پیدا میکند. ارضا، نیازهای جسمی به ارمغان آورندۀ خوشحالی موقتی جسمی است. اما تحقق میل به احترام و درک نفس احساس شادی عظیم‌تری را بهمراه دارد.

اما در اصل الهی کانون خانواده باور داریم که ما دارای دو نوع امیال متضاد هستیم: یکی امیال خوب و دیگری امیال بد. یعنی مردم از یک طرف دارای ذات اصیل هستند که در پی نیل به امیال خوب است و از طرف دیگر دارای ذات پلید هستند که در پی امیال پلید عمل میکند. و این ظنز تلخ انسان عصر حاضر و تصویر از وسط دوتیکه شدۀ ما است.

 برای نیل به خوشحالی باید از امیالی که ما را بسوی پلیدی سوق می‌دهند دست کشیده و بدنبال امیالی باشیم که در پی خوبی هستند. در نتیجه لازم است تا ما به این آگاهی برسیم که امیال پلید سرچشمه گرفته شده از ذات پلید را در خود از بین برده و در پی امیال خوب سرچشمه گرفته شده از ذات اصیلمان باشیم. اصل الهی چنین آگاهی را برای ما فراهم می‌آورد. و این به این معنا است که اصل الهی یک راهنما در مسیر نیل به خوشحالی از طریق تحقق آرزوها و امیال ما است.

ما بطور عمومی در درون افراد شاهد درگیری شدید هستیم یعنی درگیری بین ذات اصیل که در پی خوبی است و ذات پلید که در پی امیال پلید است. وجود دو چیز متضاد در یک ماهیت واحد، بطور اجتناب ناپذیری خود ویرانی و نابوده کننده است.

در مذهب به این وضعیت نابود کنندۀ درونی سقوط یا هبوط می‌گویند. وقتیکه از نقطه نظر فکری به این موضوع نگاه می‌کنیم این امر به منزلۀ نزول به جهالت می‌باشد. در نتیجه اجازه دهید تا یک نگاهی به جهالت بیاندازیم.

ما دارای روح و جسم یا یک جنبۀ درونی و یک جنبه بیرونی هستیم. به همین خاطر آگاهی یا اطلاعات درونی و بیرونی داریم و همینطور دارای دو نوع جهالت درونی و بیرونی هستیم. جهالت درونی همچنین به معنای جهالت روحی است، که این یعنی ما نمی‌دانیم که: ما از کجا آمده‌ایم؟ ارزش اهداف زندگی ما در چیست؟ بعد از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا خدا وجود دارد؟ خوبی و پلیدی چیست؟

جهالت جسمی به معنای نادانی دربارۀ دنیای بیرونی است یعنی جهالت در مورد: مسائل مربوط به بدن جسمی و تمامی دنیا جسمی، اساس و بنیان دنیای مادی و قوانین طبیعت و غیره.

  • بشریت بطور عمومی با تلاش پیوسته، از جهالت محض بسوی آگاهی در حرکت بوده است. ما برای مقابله با هر دو جهالت درونی و بیرونی از مذهب و علم استفاده می‌کنیم به این معنا که مذهب راهی برای نیل به حقیقت با غلبه بر جهالت درونی است و علم راه برای نیل به حقیقت با غلبه بر جهالت بیرونی است.
  • در نتیجه برای آزادی کامل از جهالت و پیروی از ذات اصیل در مسیر خوبی، فرد بایستی حقیقتی را بیابد که دربرگیرندۀ علم و مذهب و یا آگاهی درونی و بیرونی است.

برای این منظور ما به حقیقتی تازه نیاز داریم که بتواند راه دستیابی به خوشحالی برای ما شده و به تمامی درگیریها و فساد و ویرانی درونی پایان دهد.

خب حقیقت چیست؟

  • حقیقت یگانه، ابدی، تغییرناپذیر و مطلق می‌باشد
  • آیا یک کتاب می‌تواند حقیقت باشد؟ در مذاهب گفته شده که کتاب مقدس آن مذهب، حقیقت محض است. اما یک کتاب در خود حقیقت نبوده بلکه مجموعه کلمات و متنی است که دربارۀ حقیقت آموزش می‌دهد.
  • با گذشت زمان، همانطور که مراحلی تازه بطور تدریجی شکل می‌گیرند، ما در هر عصر به سطوح بالاتر و بالاتر روحی و همینطور سطوح بالاتر آگاهی دست پیدا می‌کنیم. چارچوب و محدودۀ حقیقتی که در آن عصر آموزش داده شده و سطح و روش بیان حقیقت با توجه به زمان ارائۀ آن حقیقت شکل گرفته است.

چطور می‌توان ماموریت برای نیل به شادی را به انجام رسانید؟ ما با استفاده از سه روش در مسیر نیل به خوشحالی قرار خواهیم گرفت و آن سه عبارتند از:

  • نخست مذهب: از طریق آموزش با استفاده از کتابهای مقدس
  • دوم علم: با آموزش و بوجود آوردن تعادل زیست محیطی
  • و سوم با کسب تجربیات تاریخی در تمامی درگیریهای خوبی و بدی

خصوصیات حقیقت

  • حقیقت نمی‌تواند تنها به یک مذهب خاص تعلق داشته بلکه باید جهان شمول باشد.
  • حقیقت نمی‌تواند براساس تجربیات زندگی روزانۀ کسی، یا براساس تحقیقات علمی و فلسفی کسی شکل گرفته باشد.
  • حقیقت نمی‌تواند محصول افکار کسی باشد
  • بلکه حقیقت باید بعنوان الهام از جانب خدا آمده باشد

در راستای ارائه حقیقت به انسان امروز:

خدا یک مرد و یک زن، یعنی سان میانگ مون و هاک جاهان مون را با توانائی حل و فصل مشکلات اساسی و بنیادی زندگی ما و تمامی جهان هستی، بر روی زمین فرستاد.

این عزیزان با کشف اصل الهی و ارائۀ آن، راه نجات روحی و جسمی را برای بشریت گشوده‌اند. بعبارت دیگر، اصل الهی آقا و خانم مون راه خوشحالی در عصر و قرن حاضر می‌باشد.

آنها تمامی زندگی خود را برای آزادسازی خدا و رستگاری بشریت وقف کرده و از طریق فعالیتهای مختلف در تمامی سطوح زندگی بشری، در سطح جهانی و در تمامی ۱۹۴ کشور دنیا پایۀ بازسازی را بنا نهاده‌ و برکات عظیمی را برای بشریت به ارمغان آورده‌اند.

در راستای آشنائی شما با بیان تازه از حقیقت، در گفتار آینده اصل الهی را بطور مفصل برایتان تشریح خواهیم کرد که از سه بخش کلی تشکیل شده:

  1. اولین قسمت درباره ایده‌آل آفرینش
  2. دومین قسمت درباره سقوط بشر و نتایج آن
  3. سومین قسمت در باره بازسازی به حالت قبل از سقوط

اما برای اینکه حقیقت تازه بتواند معنا و مفهوم اصیل خود را برایتان آشکار کند، شما باید لیوان وجود خود را خالی کرده، خود لیوان را بخوبی شستشو داده تا بتواند برای دریافت آب تازه زندگی در مسیر تولد دوباره شما بدرستی عمل کند. برای همین منظور درخواست می‌شود تا:

  • روح و قلب خودتان را باز کنید.
  • تعصبات و کلیشه‌ها را کنار بگذارید.
  • و با اتخاذ راه امید، راه زندگی برای تحقق خوبی و کسب تجربیات با ارزش را پیش گیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *