پیام هفتگی شماره 24 رورند کن دوو، ریاست کل دفتر مرکزی میسیونری جهانی – ارائه شده در ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶
اعضا و خانوادههای برکت گرفته [۱] محترم و محبوب در سراسر جهان،
دعا میکنم این هفته، هفتهای سرشار از فیض الهی باشد که در آن، حتی با رسیدن به درکی اندک عمیقتر از میهنِ والدین راستین [۲]، دلهایمان به والدین آسمانی [۳] نزدیکتر شود.
۱. خلاصهای از پیام هفته گذشته
هفته گذشته با هم تامل کردیم که حماسه بزرگ قوم برگزیده «هان» [۴] کره، صرفاً یک تاریخ ملی محدود به قلمرو کوچک شبهجزیره کره نیست. بلکه یک طرح مشیتگرایانه [۵] است که با دقت آماده شده و خداوند در سکوت از طریق آن کار کرده است تا رستگاری بشر را محقق سازد، و شجرهنامهای از «شیم جانگ» (قلب) [۶] است که همه ما را به عنوان فرزندان راستینِ والدین آسمانی به یکدیگر پیوند میدهد.
بر این اساس، از اعضا در سراسر جهان دعوت میکنم این هفته عمیقاً در این مورد تعمق کنند که چرا درک تاریخ و فرهنگ سرزمینی که والدین راستین در آن متولد شدهاند برای ما ضروری است، و همینطور به کاوش در اهمیت آن در تاریخ تمدن بشری و ارزش جهانشمول آن بپردازند.
من بهویژه میخواهم با اعضای جهانی خود از پیشینههای فرهنگی گوناگون به اشتراک بگذارم که چرا این مسیر یادگیری، به یک مناسک مقدس عبور در تکمیل هویت ما به عنوان یک شخص باایمان تبدیل میشود. با ردیابی سیر مشیتگرایانه الهی [۷] که در سراسر تاریخ روحی بشر بافته شده است، امیدوارم پاسخی برای این پرسش مهم ارائه دهم.
۲. تاریخ تمدن شرق و غرب بنا شده بر روح و عقل
برادران و خواهران عزیز،
هنگامی که به سیر سفر روحی و عقلی بشر نگاه میکنیم، در این تاریخ وسیع، دو کوه بزرگ را مییابیم که قد برافراشتهاند و سرنوشت نوع بشر را هدایت میکنند.
ریشههای بزرگ تمدن غرب از طریق همگرایی «هلنیسم» با محوریت یونان و روم شکل گرفت که پایههای عقل بشری و حاکمیت قانون را بنا نهاد، و «هبرائیسم» با محوریت کنعان و فلسطین که ایمانی پرشور به خدای واحد و حقیقی را حفظ کرد [۸]. اتحاد تاریخی این دو جریان، به بنیاد روحی تمدن مسیحی غرب آنگونه که امروز میشناسیم تبدیل شد.
همزمان، تمدن شرق نیز به همین ترتیب از طریق دو سنت بزرگ شکوفا شد. بودیسم—که در ابتدا محوریت آن در هند بود—به دنبال ماهیت درونی اصیلِ نفس بشر [۹] و راه رهایی روحی بود، در حالی که کنفوسیوسیزم—با محوریت خاور دور—هنجارهای اخلاقی را برای رفتار انسان و نظم بنیادین الهی پایهگذاری کرد [۱۰]. این دو سنت در کنار یکدیگر، چارچوب اساسی اندیشه شرق را شکل دادند.
برای هزاران سال، این تمدنهای بزرگ شرق و غرب به طور مستقل در محیطهای ژئوپلیتیک متمایز به تکامل رسیدند و هر یک خود را برای آخر زمانِ [۱۱] وعدهدادهشده توسط خداوند آماده میکردند.
با این حال، در حالی که بشریت در تکاپو بود و توانایی عبور از سدهای میان ایدئولوژیها، نژادها و مناطق جهان را نداشت، تاریخ معاصر کره به بوطقه بزرگ ذوبی تبدیل شد که همه این تمدنها در آن همگرا شدند [۱۲]. مسیحیت—که ثمره غایی تمدن غرب بود—مانند جزر و مدی خروشان سرازیر شد، در حالی که سنن دیرینه شرقیِ کنفوسیوسیزم، بودیسم و تائوئیسم در همان سرزمین به یکدیگر رسیدند.
بر پایه این همگرایی عظیمِ تمدنها، سرانجام در شبهجزیره کره کسانی ظهور کردند که تجسم جوهر روحی شرق و غرب بودند: پدر راستین «سان میانگ مون»، ناجیِ بازگشتی (ناجی در ظهور دوباره)، و مادر راستین «هاک جا هان»، یگانه دختر خدا که برای نخستین بار ظهور کرده است [۱۳]. با ظهور والدین راستین، فلسفهها و سنن روحی متنوع بشریت سرانجام به وحدت و کمال رسیدند.
از طریق والدین راستین، والدین آسمانی ادیان و فلسفههای شرق و غرب را در شبهجزیره کره به یکپارچگی رساندند و کار مشیتگرایانه برکت را گسترش دادند. والدین آسمانی از طریق برکت، سدهای میان فرهنگها، نژادها و ایدئولوژیها را در هم شکستهاند، آنها را یکپارچه ساخته و عصر نوینی از تمدن را گشودهاند که در آن، روح و عقل در عشق راستین [۱۴]—در روح و حقیقت—به کمال میرسند.
۳. دلیل یادگیری تاریخ و فرهنگ میهنِ ایمان ما
پس چرا باید تاریخ و فرهنگ میهنِ والدین راستین را عمیقاً مطالعه، تجربه و درونی کنیم؟
در تاریخ دین، هرگاه شخص مرکزی [۱۵] برای هدایت مشیتِ الهی ظهور کرده، سرزمینی که آن شخص در آن متولد شده و ماموریتش را به ثمر رسانده است، بسیار فراتر از یک مکان جغرافیایی صرف شناخته شده—بلکه به عنوان منشأ ایمان و تمدن به رسمیت شناخته شده است [۱۶]. تاریخ و فرهنگ آن سرزمین به عنوان مسیر مهمی عمل کرده است که از طریق آن، نسلهای بعدی مؤمنان به درک خواست و اراده خداوند میرسند، و به عنوان پایهای برای به ارث بردن سنت ایمان به شمار میرود.
در دوران عهد عتیق، مؤمنان با مطالعه تاریخ و سنن کنعان از طریق کتابهای مقدس—سرزمینی که نشان ابراهیم، موسی و پیامبران را بر خود دارد—مشیتِ خدا را درک میکردند. مسیحیان دوران عهد جدید، سرزمین اسرائیل و فلسطین را، جایی که عیسی در آن متولد شد و بشارت را اعلام کرد، به عنوان میهن روحی خود قلمداد میکنند و در عین حال، تاریخ و فرهنگ آن را به عنوان بخش جداییناپذیری از ایمان خود در آغوش میکشند. آنان حتی امروز نیز از طریق سفر زائرتی به این سرزمین مقدس و مطالعه کتاب مقدس، به بازکشف اهمیت آن ادامه میدهند.
در بودیسم، مکانهای مقدس هند، جایی که شاکامونی بودا به روشنایی رسید، به عنوان منشأ ایمان تکریم شدهاند و بوداییها همواره به کاوش در قلمرو روح ادامه دادهاند. در کنفوسیوسیزم، تاریخ چین باستان یعنی جایی که کنفوسیوس در آن تدریس میکرد، همراه با فرهنگ آداب و تشریفات مذهبی (لی، 禮)، به عنوان سرچشمه سنت کنفوسیوسی که نسل به نسل منتقل شده، پاس داشته شده است. به همین ترتیب، مسلمانان سرزمین عربستان را که حضرت محمد در آن وحی را دریافت کرد، به عنوان ارض مقدس گرامی میدارند و به حفظ تاریخ و سنن آن به عنوان پایهای ضروری برای زندگی دینی خود ادامه میدهند.
بدین سان، تمامی سنتهای بزرگ ایمانیِ بشریت، هویت خود را در دل تاریخ و فرهنگ اشخاص مرکزیشان کشف کرده، از آن میراث روحی درس آموخته و وفادارانه آن را به جلو پیش بردهاند.
[صفحه ۵]
۴. معطوف کردن دلهایمان به سوی میهن
خانوادههای برکت گرفته محبوب و اعضا در سراسر جهان،
با ملازمت معنوی با والدین راستین—کسانی که بنیادهای عقلی و دینی غرب را با معنویت و سنن اخلاقی شرق متحد ساخته و بدین ترتیب راه را به سوی دنیایی از صلح واقعی گشودهاند—ما از تمامی مرزهای تبار و قومیت فراتر رفتهایم. ما به عنوان وارثان تبارِ عشق راستینِ والدین راستین، به فرزندان مستقیم والدین آسمانی تبدیل شدهایم.
به همین دلیل، آموختن درباره حماسه بزرگ قوم برگزیده «هان» کره، به هیچ وجه مطالعهای بیخانواده و جداافتاده از تاریخ ملتی دیگر نیست، بلکه یک بازگشت مقدسِ دل به میهن است. ما با شناخت میهن والدین راستینمان که تمدنهای شرق و غرب را به کمال رساندهاند، نسبت به پایه «شیم جانگ» (قلب) و تباری که والدین آسمانی در طول مسیر طولانی مشیت آماده کردهاند، بیدار میشویم و میهن حقیقی ایمان خود را دوباره کشف میکنیم. ما از طریق این مسیرِ یادگیری، به تجسم عینیِ عشق جهانشمول و «شیم جانگ» (قلب) والدین راستین در زندگی خود میرسیم—همانهایی که مشیتِ شرق و غرب را در هم بافتند—و به عنوان پسران و دختران راستینِ والدین آسمانی که در عصر «چان ایل گوگ» [۱۷] زندگی میکنند، به کمال و بلوغ کامل میرسند.
۵. تمرین این هفته: نخستین قدم به سوی بازگشتِ دل به میهن
برادران و خواهران عزیز،
این هفته، چطور است زمان کوتاهی را به کاوش در تاریخ شبهجزیره کره یا فرهنگ کره با استفاده از منابع آنلاین اختصاص دهیم؟ همچنین از شما دعوت میکنم تا به بررسی زندگی شخصیتهای معرفیشده در این حماسه بزرگ بپردازید.
علاوه بر این، شما را تشویق میکنم آنچه را که کشف میکنید با دیگر اعضا به اشتراک بگذارید. یادگیری زمانی عمیقتر میشود که به اشتراک گذاشته شود، و چنین تبادلاتی میتواند فرصتهای ارزشمندی برای کسب بینشها و درکهای تازه از یکدیگر باشد.
با شروع از هر نقطهای که اشتیاق و علاقه شما، شما را به آن سو میکشاند، شما را تشویق میکنم تا گام به گام درک خود را از میهن والدین راستین عمیقتر سازید و بدین ترتیب، یک بازگشت روحی به میهن را تجربه کنید. امید است از طریق این سفر، بیش از پیش به «شیم جانگ» (قلب) والدین آسمانی و والدین راستین متصل شویم و به عنوان پسران و دختران راستینِ «چان ایل گوگ» رشد کنیم—کسانی که عشق و سنت آنان را در زندگی خود به تجسم عینی درمیآورند.
هفته آینده، به طور مشخصتر بررسی خواهیم کرد که چه چیزهایی را میتوانیم از طریق حماسه بزرگ قوم برگزیده «هان» بیاموزیم و چگونه میتوانیم آن آموختهها را در زندگی خود پیادهسازی و جاری کنیم.
امیدوارم عشق و برکات فراوان والدین آسمانی و والدین راستین در طول هفته پیش رو، به طور غنی در خانوادههایتان و در تمامی جنبههای زندگی شما حضور داشته باشد.
با سپاس و قدردانی.
بخش توضیحات و پاورقیهای جامع
- [۱] خانوادههای برکت گرفته : در ادبیات کانون خانواده، این اصطلاح اشاره به زوجهایی دارد که از طریق شرکت در مراسم ازدواج مقدس جهانی («برکت»)، از یوغ گناه اصیل پاک شده و تبار خانوادگی خود را به تبار الهی متصل کردهاند.
- [۲] والدین راستین : لقبی الهیاتی رورند سان میانگ مون و دکتر هاک جا هان، به عنوان اولین زوج بشری که بدون گناه اصیل، ایده خلاقیت و آفرینش ایدهآل خداوند را در زمین محقق ساختند و والدین معنوی و حقیقی کل بشریت محسوب میشوند.
- [۳] والدین آسمانی : معادل و جایگزین واژه سنتی “خداوند” در این الهیات، که بر ماهیت والدینی (پدری و مادری همزمان) و عاطفی خداوند تاکید دارد.
- [۴] قوم برگزیده «هان» : در زبان کرهای واژه «هان» (Han / 韓) معرفِ ریشه تمدنی و معنوی مردم کره است. در الهیات این نهضت، این قوم به دلیل رنجهای تاریخی طولانی و حفظ ریشههای اخلاقی، در دوران معاصر به عنوان بستر ظهور والدین راستین برگزیده شد.
- [۵] مشیت : در واژهنامه تخصصی کانون خانواده، به معنای برنامه، کارکرد و طرح استراتژیک خداوند در طول تاریخ برای اعاده و بازسازی جهانِ سقوطکرده به حالت آفرینش اصیل اولیه است.
- [۶] شیم جانگ : این مفهوم که در فارسی به «قلب» یا «انگیزه قلبی» ترجمه میشود، در اصل به معنای «نیرو و اشتیاق مهارناپذیر درون خداوند برای دوست داشتن مفعول خود و تجربه شادی از طریق این عشق» است که فراتر از احساسات عاطفی زودگذر بشری است.
- [۷] در مورد واژه آسمان و خدا: در متن اصلی انگلیسی و کرهای از واژه Heaven (Haneul / 하늘) استفاده شده است. از آنجا که در فرهنگ کرهای این واژه مستقیماً بار معنوی و خدامحوری دارد، در ترجمه فارسی برای جلوگیری از ابهام فیزیکی، در مواضع الهیاتی به «خداوند» یا «اراده الهی» برگردانده شد.
- [۸] هلنیسم و هبرائیسم: از منظر کتاب تبیین اصل بنیادین، یگانه متعال تاریخ تمدن غرب را از طریق دو بازوی اصلی آماده کرد: هبرائیسم (ایمان قلبی و شریعت خدامحور یهودی-مسیحی) و هلنیسم (عقلگرایی، فلسفه و ساختار قانونی یونانی-رومی). تلاقی این دو، بستر فکری و ساختاری جهان را برای مشیت نهایی آماده ساخت.
- [۹] نفس اصیل : روان و ذهنیت اولیه و پاک انسان پیش از سقوط بشر، که تمایل ذاتی و مطلق به انجام خواست آسمان و نیکی دارد.
- [۱۰] تمدنهای شرق به عنوان آمادهساز: بر اساس فلسفه تاریخ کانون خانواده، خداوند مشیت خود را صرفاً به غرب محدود نکرد؛ بلکه در شرق نیز از طریق سنن بزرگی مانند کنفوسیوسیزم و بودیسم، هنجارهای اخلاقی، احترام به والدین (فرزند خلف) و تصفیه نفس را ارتقا داد تا ذهن بشریت شرقی برای پذیرش اصول والدین راستین آماده شود.
- [۱۱] آخر زمان : در این الهیات، آخرالزمان به معنای نابودی فیزیکی جهان نیست، بلکه نقطه عطف تاریخی است که در آن دنیای سقوطکرده شر و گناه به پایان رسیده و فرآیند بازسازی و استقرار پادشاهی آسمان روی زمین آغاز میشود.
- [۱۲] کره به عنوان بوطقه ذوب تمدنها: از نظر تاریخی، کره طول قرن بیستم شاهدی بر یک پدیده بیسابقه شد؛ سنن باستانی شرق (کنفوسیوسیزم و بودیسم) با ورود انفجاری و گسترده مسیحیت غرب در یک خاک تلاقی کردند. این همگرایی منحصربهفرد تاریخی، بستر لازم را برای الهیات هماهنگ پدید آورد که هر دو تمدن را یکپارچه میکند.
- [۱۳] یگانه دختر خدا : یک مفهوم عمیق و متمایز الهیاتی در نهضت بیان میدارد برای تکمیل ایده خانواده و والدین الهی، مشیت آفرینش ایجاب میکرد همانطور که ناجی مذکر (پدر راستین) بدون گناه اصیل متولد میشود، ناجی مونث (مادر راستین) نیز باید به عنوان یگانه دختر خدا پا به جهان بگذارد تا زوجیت الهی کامل شود.
- [۱۴] عشق راستین: عشقی مطلق، بدون خودخواهی و فداکارانه که انگیزه اصلی آفرینش است و در آن شخص، ابتدا برای رفاه و شادی دیگران زندگی میکند.
- [۱۵] شخص مرکزی : فردی که از سوی یگانه متعال در یک دوره تاریخی خاص برگزیده میشود تا بار مسئولیت مشیت، ایجاد پایهای برای ایمان و هدایت مردم به سوی بازسازی را بر دوش بکشد.
- [۱۶] شبهجزیره کره به عنوان مرکز مشیت: به دلیل عدم پذیرش عیسی در دوران عهد جدید، مشیت الهی طبق اصول بازسازی از طریق غرامت، به کشوری در شرق (کره) منتقل شد که به دلیل رنجهای تاریخی عمیق، مقاومت در برابر کمونیسم، و داشتن فرهنگ احترام والدینی، شایستگی میهن روحی شدن را یافت.
- [۱۷] چان ایل گوگ : به معنای «پادشاهی یگانه متعال بر روی زمین و افلاک»؛ دورانی مشیتگرایانه و تمدنی جدید که در آن بشریت تحت سروری و حاکمیت والدین آسمانی، به عنوان یک خانواده واحد جهانی در صلح و صفا زندگی میکنند.