پیام هفتگی شماره 18 رورند دوو مدیر دفتر مرکزی ماموریت جهانی، ۲۹ مه ۲۰۲۶
خانوادههای برکتگرفتهی عزیز و گرامی در سراسر جهان، دعا میکنم که عشقِ والدین آسمانی و فیضِ والدین راستین همواره با شما و عزیزانتان، و در تمامی ابعاد زندگیتان جاری باشد. امروز از آلبانی در اروپا، با شما سخن میگویم.
اعضای عزیز، در طول سالیان متمادی، ما در انتظارِ استقرارِ کاملِ «چان ایل گوگ»، برنامههای الهامبخشِ بسیاری را اعلام کردهایم. امروز میخواهم دربارهی بنیادیترین چشمانداز با شما گفتگو کنم؛ همان ریشه و نقطهی آغازی که تمام چشماندازهای دیگر از آن نشأت میگیرند.
چشماندازِ «چان ایل گوگ» که مدتهاست رویای آن را در سر داشته، اعلام کرده و برای تحققاش تلاش نمودهایم، هرگز امری دور از دسترس یا انتزاعی نبوده است. رویای بزرگِ والدین آسمانی ما — یعنی تحققِ خواستِ خدا بر روی این زمین — درست از همان لحظهی آفرینش آغاز شد؛ زمانی که جهان هستی پدید آمد و آدم و حوا در تصویرِ والدین آسمانی استقرار یافتند.
۱. شش هزار سال انتظار و ماموریت خانوادههای برکتگرفته
والدین آسمانی ما چشماندازی پرشور داشتند که قلبِ آن، آرمانِ فرزندانِ راستینی بود که عشقِ والدینشان را به طور کامل متجلی سازند. این همان خانوادهی آدم و حوا بود. اگرچه سقوطِ بشر به این معنا بود که تاریخِ انسانی، مسیری پر از اندوه و شرطِ بازپرداخت در طول هزاران سال باشد، اما چشماندازِ والدین آسمانی ما هرگز متزلزل نشد.
حتی خانوادهی راستینی که والدین آسمانی میکوشیدند از طریق عیسی و روحالقدس برقرار کنند، در آن زمان به طور کامل محقق نشد و بنابراین، این مشیت میبایست دو هزار سال دیگر منتظر میماند. سرانجام برای نخستین بار در طول شش هزار سال، ”سان میانگ مون“ و هاک جا هان یک خانوادهی راستین را بنیاد نهادند. آنها با به انجام رساندنِ ماموریتِ آدم و حوای بازسازیشده، به عنوان والدین راستین و قهرمانان پیروزِ آسمانی، بر روی این زمین ظاهر شدند.
هنگامی که درک میکنیم چشماندازِ والدین آسمانی چگونه از طریق مشیتِ والدین راستین متجلی شده است—از آدم و حوا، به عیسی و روحالقدس، و سرانجام به والدین راستین، ”سان میانگ مون“ و هاک جا هان—آشکار میگردد که هدفِ نهایی ما تحققِ «خانوادههای برکتگرفتهی راستین (یا الگو)» است.
بنابراین، بزرگترین ثمرهای که از طریق سختیها و رنجهای بیشماری که والدین راستین تحمل کردهاند بر روی این زمین بنیاد نهاده شده، چیزی جز خودِ خانوادههای برکتگرفته نیست. حتی مشیتِ عظیمِ بازسازیِ ملی و جهانی نیز در نهایت از طریق خانوادههای برکتگرفته محقق میشود. آرمانِ اصیلِ والدین آسمانی ما، یعنی «یک خانوادهی بشری تحت سروری خدا»، با گسترش و استقرارِ خانوادههای برکتگرفته با محوریتِ مردان و زنانِ نمونه آغاز میشود.
۲. چرا «ایجاد محیط» باید مقدم بر «کاشت درخت» باشد؟
حال، در این عصرِ استقرارِ کاملِ ”چان ایل گوگ“، چگونه باید خانوادههای برکتگرفته را گسترش دهیم و مستقر کنیم؟. والدین راستین دربارهی یک تغییر پارادایمِ شگفتانگیز با ما سخن گفتهاند:
«ما نباید گلهایی باشیم که در گلخانه پرورش یافتهاند. ما باید پیشگامانی باشیم که همچون علفهای وحشی که در میان باد و باران در دشتها میرویند، فارغ از هرگونه آزمونی که پیش آید، بتوانند دوباره روی پای خود بایستند.» (چان سانگ گیانگ).
والدین راستین بر سرزندگی و تابآوریِ علفهای وحشی تأکید کردهاند که حتی در زمینهای بایر نیز ریشه میدوانند. درست مانند گیاه بارهنگ که زیر پای عابران لگدمال شده و زیر چرخها در هم میشکند، اما روز بعد دوباره با برگهایی که به پهنا گشوده، برمیخیزد؛ ما نیز به ایمانی نیازمندیم که هرچه بیشتر پایمال شود، ریشههایش را عمیقتر فرو برده و گسترش یابد.
با این حال، ما باید یک گام فراتر برویم؛ چرا که علفهای وحشی در نهایت زمین بایر را آباد میکنند. آنها با تبدیل شدن به موجوداتی زنده، بیابانی متروک را به منطقهای سرشار از حیات بدل میسازند. در اینجا، رازِ مشیتِ «ایجاد محیط» نهفته است که خانوادههای برکتگرفته باید آن را به ارث ببرند.
در گذشته، ما تأکید بسیاری بر ویتنسینگ (ابلاغ کلام) و رشدِ عددی داشتیم و بر «کاشتنِ» بذرها (نسلِ جدید) و نهالهای تازه (اعضای جدید) متمرکز بودیم. اما فارغ از اینکه آن بذر یا نهال چقدر عالی باشد، نمیتواند به درستی در محیطی بایر و بیابانگونه ریشه بدواند. این همان واقعیتِ سختی است که امروز در خط مقدمِ ویتنسینگ با آن روبرو هستیم.
مسیری که اکنون باید در این عصرِ استقرارِ کاملِ ”چان ایل گوگ“ بپیماییم، تنها با کاشتنِ بذر و نهال به پایان نمیرسد. هنگامی که موجودِ زنده ریشه دواند و جنگلی شروع به روییدن کرد، ما باید آن محیط را برای بقای آن جنگل پرورش داده و حفظ کنیم. وقتی جنگلی رونق میگیرد، درختان زندگیِ خود را با یکدیگر سهیم شده و سپس به طور طبیعی شکوفا میشوند. بر روی این بسترِ سرسبز از حیات است که آن جنگل به شکلی گسترده و عمیق توسعه مییابد.
۳. استقرار نسلها از طریق «گرهها» در ساقههای بامبو
گسترشِ جامعهی ایمانیِ ”چان ایل گوگ“ نه از طریق رشدِ عددیِ نامنظم، بلکه از طریق فرآیند «رشد و گرهها [همان گرههایی که ساقه بامبو را به بخشهای مختلف تقسیم میکند]» محقق میشود.
والدین راستین این موضوع را با استعارهای از بامبو تبیین فرمودهاند:
«آنها [باید] بر هر مانع یکی پس از دیگری غلبه کنند، همانطور که یک درخت بامبو در حال رشد، هر گره را یکی پس از دیگری تشکیل میدهد. اگر آنها نتوانند این کار را انجام دهند، سقوط خواهند کرد.» (چا سانگ گیانگ، ص ۳۶۳).
دلیل اینکه بامبو میتواند در برابر بادهای شدید مقاومت کند و مستقیم تا ارتفاع دهها متر رشد کند این است که در هر مرحله از رشد، یک «گره» یا مفصل قوی تشکیل میدهد. بدون این مفاصل، ساقههای بامبو در یک طوفان سهمگین بلافاصله میشکستند.
با نگاهی به گذشته، اعلامیههای متعددی که پدر راستین در طول زندگی خود انجام دادند، صرفاً رویداد نبودند، بلکه اقداماتِ مشیتی بودند که «گرههای» تاریخیِ مقدسی را بنا نهادند تا مشیت الهی در هنگام عبور از طوفانهای تاریخ شکسته نشود. با تکمیلِ هر مرحلهی مشیتی، پدر راستین آن را از طریق یک مراسم اعلامیه مهر و موم کردند و بدین ترتیب، یک «گرهی» محکمِ مشیتی ایجاد کردند که مرحلهی بعدی میتوانست بر روی آن شکل بگیرد.
با این حال، زمانِ کنونیِ استقرارِ کاملِ ”چان ایل گوگ“ از عصرِ اعلامیه فراتر رفته و به عصرِ تحققِ پایه واقعیت وارد شده است.
جایی که پدر راستین با زحمت فراوان نقشهی راهِ ”چان ایل گوگ“ را ترسیم کردند، چیزی جز یک بیابانِ بایر نبود. بنابراین، مسئولیتِ آباد کردنِ آن بیابانِ متروک و تبدیلِ آن به خاکی حاصلخیز و سرشار از حیات، کاملاً بر عهدهی ماست که امروز زندهایم. این ماموریت و مسئولیتی است که به نسلِ ما سپرده شده است.
بر روی این زمینِ حاصلخیزی که با جانگ سانگ (تلاشهای خالصانه) خود آباد میکنیم، بذرها و نهالهای یک نسلِ جدید به جنگلی سرسبز از ”چان ایل گوگ“ تبدیل خواهند شد. و در این عصرِ تحققِ پایه واقعیت، سرنوشتسازترین «گرهای» که خانوادههای برکتگرفته ما باید ایجاد کنند، تداومِ نسلها در درونِ خودِ خانوادهی برکتگرفته است.
ایمان و رشدِ نسل اول تنها از طریق «گرهی» نسل دوم به شکلی مستحکم بنا میشود. به نوبهی خود، رشدِ نسل دوم از طریق گرهی نسل سوم ادامه یافته و به نسلهای چهارم، پنجم و ششم در آینده امتداد مییابد. اگر نسل اول قادر نباشد گرههای ایمان و شیمجانگ (قلب) را با نسل دوم ایجاد کند، آنگاه زندگیِ ایمانی و رشدِ روحی که نسل اول تمامِ عمر خود را وقفِ ساختنِ آن کرده است، همانجا به پایان خواهد رسید.
۴. ما باید کشاورزانِ خردمندِ ”چان ایل گوگ“ شویم
عیسی مسیح مدتها پیش با تشبیه کردنِ ما به کشاورزان و بذرها، حکمتِ آسمانیِ بسیاری را به ما منتقل کرد. ما که امروز زندگی میکنیم، باید به کشاورزانِ خردمندِ ”چان ایل گوگ“ تبدیل شویم.
یک کشاورزِ خردمند هرگز بذرها یا درختان را سرزنش نمیکند.
وقتی درختان در یک باغ به درستی رشد نمیکنند یا از بیماری و آفات رنج میبرند، تقصیرِ درختان نیست. به همین ترتیب، وقتی بذری به زمین میافتد اما جوانه نمیزند، تقصیرِ بذر نیست.
مراقبت از درختان و غنیسازیِ خاک برای اینکه آنها بتوانند شکوفا شوند، میوه دهند و به طور طبیعی تکثیر شوند، و همچنین آمادهسازیِ محیطی که در آن بذرها بتوانند با امنیت در زمین ریشه بدوانند؛ تماماً بر عهدهی کشاورز است.
ما هرگز نباید فراموش کنیم که چشماندازِ مشتاقانهای که والدین آسمانی به دنبالِ تحققِ آن بر روی این زمین بود، با خانواده آغاز شد و اینکه این خواستِ مشیتی از طریقِ آدم و حوا، عیسی و والدین راستین منتقل شده و سرانجام در زمانِ حاضر به خانوادههای برکتگرفته ما رسیده است.
بنابراین، بیایید خانوادهها و جوامعِ کانون خانواده خود را به خاکی حاصلخیز تبدیل کنیم که در آن فرزندان و اعضای جدید بتوانند نفس بکشند، رشد کنند و شکوفا شوند. پرورشِ خوبِ محیط، مسئولیتِ کشاورزِ خردمند است.
دفتر مرکزی ماموریت جهانی آرزو دارد که همچنان در کنارِ شما گام بردارد، در حالی که ما جنگلِ پربار و شکوفای ”چان ایل گوگ“ را پرورش میدهیم؛ جایی که چشماندازِ اصیلِ والدین آسمانی ما به طور کامل محقق میشود.
از اینکه به این مطلب دل دادید، سپاسگزارم.