چان سانگ گیانگ – سخنانِ والدینِ راستین:

«تمامیِ خلقت ناله و افغان می‌کند، چرا که سقوطِ انسان همه‌چیز را واژگون ساخت. از همین روست که تمامیِ آفریده‌های خلقت، در انتظارِ ظهورِ فرزندانِ خدا بوده‌اند؛ همان کسانی که از اقتدار و شایستگی برای غلبه بر قلمروِ ناله و درد برخوردارند. آفرینش سرانجام تنها از طریقِ «خانواده‌های فرزندانِ خدا» می‌تواند اداره و تدبیر شود. خلقت مشتاقانه منتظرِ رسیدنِ این زمان بوده است، و رسالتِ دین، تحقق بخشیدن و به‌بار آوردنِ همین زمان است. تا پیش از آن، انسان‌ها هیچ اقتداری برای فرمانروایی و تسلط بر خلقت ندارند.»

«ما باید به تمامیِ آفریده‌های آسمان و زمین — که خداوند با تمامِ وجود و قلبِ خویش آن‌ها را آفریده است — عشق بورزیم و به وجودشان افتخار کنیم. خداوند همهٔ آفریده‌های خلقت را برای آسایش، سعادت و خیرِ فرزندانِ خود پدید آورد. آفرینش، میراثِ ماست؛ میراثی که با هیچ گنجینه‌ای، و با هیچ سیم و زری قابلِ خریدن نیست. با این حال، این میراثِ گران‌بها مغفول ماند و با تحقیر و بی‌حرمتی با آن رفتار شده است. از همین روست که تمامیِ موجوداتِ آفریده‌شده در حالِ ناله و زاری هستند. هنگامی که به کوه‌ها می‌نگرم، اندوهِ آن‌ها را حس می‌کنم. من می‌توانم سوگواریِ دشت‌ها و ناله و فغانِ بادِ لرزان را با تمامِ وجودم احساس کنم.»

مقدمه: فریادِ نالهٔ خلقت و بحرانِ میراث

سخنِ را از نقطه‌ای آغاز می‌کنیم که قلبِ والدینِ آسمانی و والدینِ راستین برای آن می‌تپد. همان‌طور که در کلامِ متبرکِ چان سانگ گیانگ خواندیم، سقوطِ انسان، عالم را واژگون ساخت. سقوط تنها یک انحرافِ ساده نبود؛ بلکه گسستی عظیم در تمامِ مراتبِ هستی بود. وقتی نخستین اجدادِ بشری در باغِ عدن سقوط کردند، نه تنها الگوی مقدسِ خانواده و نسلهای بشری فروپاشید، بلکه رشتهٔ پیوندِ پر از عشقِ میانِ انسان و آفریده‌های آسمان و زمین نیز گسسته شد.

والدینِ راستین به ما می‌آموزند که آفرینش، میراثِ قدسیِ ماست که خداوند با تمامِ قلب و وجودش برای سعادتِ فرزندانش پدید آورده است. اما وقتی انسان‌ها هویتِ فرزندِ راستینِ خدا را از دست دادند، این میراثِ گران‌بها با قرار گرفتن در زیرِ تسلطِ شیطان، مغفول ماند و تحقیر شد. از همین روست که تمامیِ موجودات — از کوه‌ها و دشت‌ها گرفته تا بادِ لرزان — در ناله و سوگواری‌اند.

در این میان، انسان‌های دور افتاده از حقیقت — انسان‌هایی که تحتِ تسلطِ شیطان در جایگاهِ «بندهٔ بنده» قرار گرفتند — دچار پوچیِ عمیقی شده‌اند؛ احساس می‌کنند از «هیچ» آمده‌اند و به سوی «هیچ» می‌روند.

کلامِ خدا در مزمور ۱۲۷: ۳-۵ حقیقتِ فرزندان را این‌گونه بازگو می‌کند: «فرزندان، میراثی از جانبِ خداوندند، و ثمرهٔ رحم، پاداشی از سوی او. بسانِ تیرها در دستِ مردِ دلاور، همچنانند فرزندانِ ایامِ جوانی. خوشا به حالِ آن که ترکشِ خویش از آن‌ها پر سازد!»

والدین با تربیت و نگرشِ خود، فرزندانشان را همچون تیرهایی به سوی هدفِ آینده شلیک می‌کنند. اما وقتی والدینی بی‌انضباط و بدونِ هدف‌گیریِ الهی، فرزندانِ خود را تربیت می‌کنند، تیرِ وجودِ این فرزندان در میانِ هوا می‌لغزد و تسلیمِ جاذبهٔ دنیا، فساد و پوچی می‌شود. آنان بی‌هدف سقوط می‌کنند چون والدینشان هدفِ مقدسی را نشانه نرفته بودند.

امروز رسالتِ ما متمرکز بر تعالیمِ والدینِ راستین ظهور در مقامِ خانواده‌های برکت‌گرفتهٔ فرزندانِ خدا برای پایان دادن به قلمروِ ناله و دردِ والدین آسمانی، بشریت و خلقت، در شکل‌گیری و توسعه حوزه حاکمیت ملکوتی است.

باید این حقیقتِ بنیادی را به خاطر سپرد که تنها و تنها فرزندِ راستینِ خدا می‌تواند دارایی‌ها و میراثِ والدینِ آسمانی را به ارث ببرد، نه بندهٔ بنده! تنها فرزندِ خدا می‌تواند سرور و مدیرِ راستینِ جهان باشد، نه بندهٔ بنده! و تنها فرزندِ راستین می‌تواند میراثِ والدینِ آسمانی را ارج نهد، نه بندهٔ بنده!

شما در پیوند با والدینِ راستین، از تمامیِ مراحل و درجاتِ گذشته — از بندهٔ بنده، بنده، و فرزندخوانده — گذر کرده و به جایگاهِ فرزندانِ بالغ و خلفی ارتقا می‌یابید که دیگر نه به خود، بلکه به خدا و دیگران می‌اندیشند. درست مثلِ والدینِ آسمانی، قلبی برای زیستن برای خدا، انسان‌ها و مخلوقات در خود پرورش خواهید داد و این‌گونه زیستن برای دیگران، به سیرت و روندِ طبیعیِ زندگیِ روزانهٔ شما بدل خواهد شد. در این مسیر انسان بطور طبیعی به همگان شادی و لذت برمی‌گرداند از جمله به مخلوقات.

بخش اول: پیروزیِ والدینِ راستین و شفای ریشه‌ها

چگونه می‌توان بر این قلمروِ اندوه و درد غلبه کرد که بواسطه سقوط بشر شکل گرفت؟ و چگونه انسان می‌تواند بار دیگر با قرار گرفتن در جایگااه فرندان راستین والدین آسمانی، اقتدارِ ادارهٔ شایستهٔ خلقت را به دست آورد؟

پاسخ در ظهورِ والدینِ راستین نهفته است. آنان با قرار گرفتن در جایگاهِ اصیلِ «آدم و حوای راستین»، انحرافِ باغِ عدن را بازسازی و ترمیم کردند و در جایگاهِ اجدادِ راستینِ تمامیِ بشریت قرار گرفتند. آنان گرهِ کوری را که شیطان بر گردهٔ بشریت و آفرینش زده بود گشودند، ما را از بندِ زنجیرهای سقوط رها ساختند و راه را باز کردند تا ما بتوانیم با تولدِ دوباره، در جایگاهِ حقیقیِ «خانواده‌های فرزندانِ خدا» قرار بگیریم.

کلامِ خدا یادآور می‌شود: «پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتِ تازه‌ای است؛ چیزهای کهنه درگذشت، اینک همه چیز تازه شده است.» (دوم قرنتیان ۵:۱۷)

ما در آشنایی با حقیقت و کلامِ زندهٔ والدینِ آسمانی از طریقِ والدینِ راستین در این عصر، و به‌ویژه با دریافتِ برکتِ مقدسِ ازدواج و قرار گرفتن در جایگاهی که خانواده‌های برکت‌گرفته و ایده‌آل را بوجود می‌آوریم، دیگر نباید خود را قربانیِ جاهل و بی‌دفاعِ گذشته یا «خانواده‌های ناکارآمد» بدانیم! اگرچه میراث‌های اجدادی و زمینیِ ما دچار نقص، ناپاکی و بی‌عدالتی بوده است، اما به فیضِ الهی و برکتِ والدینِ راستین، ما به سرچشمهٔ ابدیِ میراث متصل شده‌ایم.

اقتدارِ واقعی برای تسلط و ادارهٔ جهان، نه از طریقِ قدرتِ بشری و نه از مسیرِ «بندهٔ بنده»، بلکه تنها از طریقِ خانواده‌های برکت‌گرفته‌ای می‌گذرد که هویتِ فرزندانِ راستین و خلفِ خدا را یافته‌اند و قلب و عشق راستین والدین آسمانی را به ارث برده‌اند.

بخش دوم: چهار انضباطِ عملی برای ساختنِ میراثی مبارک و شایستهٔ آفرینش

برای اینکه در مقامِ «خانواده‌های فرزندانِ خدا» شایستگیِ ادارهٔ خلقت را پیدا کنیم و میراثی راستین برای نسلهای آینده به یادگار بگذاریم، باید چهار انضباطِ عملی را در زندگیِ خود جاری سازیم:

۱. انضباطِ قرار گرفتن در جایگاهِ اجدادِ راستینِ گذشتگان و آزادسازیِ آنان

چگونه می‌توانیم مسئولیتِ تاریخیِ خود را نسبت به نسلهای گذشته ایفا کنیم؟ والدینِ راستین مسیرِ روشنِ به ارث بردنِ سنت و بدل شدن به نیاکانِ قبیله را این‌گونه تبیین می‌فرمایند:

«اکنون زمان آن فرا رسیده است که به‌روشنی درک کنید والدینِ راستین چه کسانی هستند. تا زمانی که والدینِ راستین را به‌درستی و روشنی نشناسید، از «سُنّت» آگاه نخواهید شد و قادر نخواهید بود صاحب و مالکِ آن گردید. والدینِ آسمانی و والدینِ راستین در طولِ تاریخ، شرایطِ جبران (غرامت) را برپا داشته‌اند. من این مسیر را پیموده‌ام تا در جایگاهِ «جدّ و نیاکانِ جهان» قرار گیرم. از این رو، شما نیز باید این مسیر را بپیمایید تا سنت را به ارث برده و به جدّ و نیاکانِ قبیلهٔ خود بدل شوید. از آنجا که شما باید سنتی را برای قبیلهٔ خود بنا نهید، به شما توصیه می‌کنم که سنت را بشناسید و صاحب و مالکِ آن شوید.»

آفرینش در ناله است چون انسان‌ها در کینه و جراحت زیست می‌کنند. اما انسان‌هایی که به والدینِ راستین پیوند می‌خورند و آزادی، برکت و جایگاهِ فرزندِ خلف و راستینِ خدا را تجربه می‌کنند، به‌طور واقعی در جایگاهِ «جدِ راستین و روحانیِ تمامیِ اجداد و والدینِ گذشتهٔ خود» می‌ایستند.

در این جایگاه، ما باید با قلبی والدینی، نه تنها گذشته را ببخشیم، بلکه برای نجات و آزادیِ روحِ اجداد و والدینِ خود دست به عمل بزنیم. با آزادسازی و برکتِ اجداد، همراه با تمرکز بر زیستن برای دیگران و تجلیِ عشقِ راستین در زندگیِ روزانه، اشتباهات و گناهانِ بجاماندهٔ آنان را جبران می‌کنیم تا هم خود و هم نسلهای آینده را از هرگونه ارثیه و ریشهٔ شیطانی ایمن نگاه داریم. در غیر این صورت، ناآگاهانه آن رنجش‌ها، کینه‌ها و گناهانِ اجداد و تمامی ارثیه‌های شیطانی را در زندگیِ خود تکثیر و بازتولید کرده، به فرزندانمان منتقل می‌کنیم و تیرِ وجودِ آنان را منحرف می‌سازیم.

۲. انضباطِ نگاهِ نیکوبینانه و پاسداشتِ برکات

والدینِ راستین می‌فرمایند باید به تمامیِ آفریده‌های خدا عشق بورزیم، به آن‌ها افتخار کنیم و در همه حال قلبی قدردان را در تمامیِ لحظاتِ زندگی به تصویر بکشیم. این قدردانی، نگاهِ شاکرانه و داشتنِ طرزِ تلقیِ مثبت باید از درونِ خانواده آغاز شود.

به عبارتِ دیگر، انسانی که با ارج نهادن به سه برکتِ بزرگِ خدا، در جهتِ تحققِ آن‌ها در زندگیِ فردی و خانوادگیِ خود گام برمی‌دارد، در هر گام قادر خواهد بود تمامیِ قلب و وجودِ والدینِ آسمانی، تمامیِ رؤیاها، اراده و خواستِ الهی، و تمامیِ طرح‌ها و برنامه‌های آفرینش را از والدینِ آسمانی به ارث ببرد.

برای رسیدن به چنین قدردانیِ عمیقی، پدرِ راستین در چان سانگ گیانگ ما را به مسئولیت‌پذیریِ شخصی در حیاتِ ایمانی فرا می‌خوانند:

«در زندگیِ ایمانیِ خود، شما نمی‌توانید تنها یک تماشاگر باشید. شما از من پیروی می‌کنید، اما نباید زندگیِ ایمانیِ خود را متمرکز بر من پیش ببرید؛ بلکه باید آن را با مرکزیت و مسئولیتِ شخصیِ خود به انجام برسانید. از این رو، فارغ از اینکه دیگران چه می‌کنند، باید طریقِ ایمانِ خود را حفظ و پاسداری کنید. زندگیِ ایمانیِ خدامحور، حیاتی سرشار از قدردانی و رضایتِ قلبی در عمیق‌ترین لایه‌های درون است؛ تجربه‌ای یگانه که با هیچ رابطه‌ای با نزدیک‌ترین افراد نیز قابلِ مقایسه نیست. زندگیِ ایمانیِ ما باید چنان باشد که صرف‌نظر از میزانِ شرارتِ جهان، بتوانیم به آسمان و زمین بنگریم و بگوییم: «من قدردان و خرسندم؛ من خوشبختم.» اگر هنوز نمی‌توانید چنین احساسی را در درونِ خود تجربه کنید، باید در میانِ همین شرایطِ غم‌انگیز، عزمی تازه جزم کرده و دعا کنید: «من گناهکارم؛ لطفاً شجاعتی را که فاقدِ آنم به من عطا فرما.»

۳. انضباطِ آغاز کردنِ هر چیز با «ایمانِ مطلق، عشقِ مطلق و اطاعتِ مطلق»

کاستی‌ها و ناکامی‌های گذشته، بسترِ فرصت‌های تازهٔ ماست. اگرچه به دلیلِ تسلطِ شیطان، انسان‌ها هرگز نتوانستند در جایگاهِ کمال قرار گیرند، اما امروز با توجه به پایه‌های پیروزمندانهٔ والدینِ راستین، ما در موقعیتی تاریخی برای تحققِ این امر هستیم.

حتی اگر از گذشته‌ای بسیار تاریک آمده‌اید، در عصرِ تازه می‌توانید شالوده‌افکنِ یک سنتِ مبارک باشید. بنا به فرمودهٔ والدینِ راستین، همان‌طور که والدینِ آسمانی با ایمانِ مطلق، اطاعتِ مطلق و عشقِ مطلق همهٔ هستی و انسان را آفریدند، تمامیِ تلاش‌های ما — از جمله تأسیسِ شالودهٔ سنت — بایستی با ایمانِ مطلق، عشقِ مطلق و اطاعتِ مطلق از جانبِ ما صورت گیرد تا تضمین کنیم آنچه مدِ نظرِ والدینِ آسمانی است (یعنی تمامیِ رؤیاها و خواستِ الهی) بتواند از طریقِ ما به واقعیت درآید.

۴. انضباطِ زیستن در هویتِ «فرزندِ راستینِ خدا بودن»

مخصوصاً در این عصر، به‌دنبالِ تأسیس و گشایشِ حرمِ مقدسِ چان ایل در چان وان گونگ، و به‌دنبالِ پیام‌های مکررِ مادرِ راستین در راستای آماده‌سازیِ محیطِ لازم برای سکونتِ خدا از طریقِ خانواده‌های برکت‌گرفته در سراسرِ دنیا، هستهٔ مرکزیِ میراثِ ما، درکِ جایگاهِ واقعیِ والدینِ آسمانی (پدرِ آسمانی و مادرِ آسمانی) و ملکوتِ الهی است.

وقتی خدا را به عنوانِ والدینِ واقعیِ خود بشناسیم و در جامعهٔ ایمانیِ خود به عنوانِ یک خانوادهٔ برکت‌گرفتهٔ راستین که در پیوندِ قلبی و ملازمتِ واقعی با والدینِ آسمانی است زیست کنیم، آن‌گاه شایستگی و اقتدارِ روحانی را در به ارث بردنِ قلب و عشقِ راستینِ والدینِ آسمانی خواهیم داشت.

این‌گونه ما به‌طور واقعی در مقامِ فرزندانِ خدا، سروری و مدیریتِ راستین همراه با عشق بر خلقت را به تصویر خواهیم کشید؛ این‌گونه نه تنها اندوهِ آفرینش را عمیق‌تر درک می‌کنیم، بلکه درمان و شفای دردِ خلقت را در زندگیِ روزانهٔ خود عملی می‌سازیم.

نتیجه‌گیری و دعوت به عمل

والدینِ آسمانی کلِ جهانِ هستی را برای سعادت و شادیِ فرزندانشان آفریدند؛ همان‌گونه که والدینی مشتاق، پیش از تولدِ فرزند، خانه را پر از امکانات، پوشاک و اسباب‌بازی‌های زیبا می‌کنند. کوه‌ها، دشت‌ها و بادهای لرزان قرن‌هاست که در انتظارِ ظهورِ سرورانِ راستین — یعنی وجودِ زیبای شما — بوده‌اند.

آنان در انتظارِ «خانواده‌های فرزندانِ خدا» هستند تا با عشق، مسئولیت‌پذیری و پاکی، بر قلمروِ درد و ناله غلبه کنند و با قدرتِ آفرینندگی که از والدینِ آسمانی به ارث برده‌ایم، در جایگاهِ «آفرینندهٔ دوم و والدینِ راستینِ دوم»، دست در دستِ خدا برای توسعهٔ آفرینش بگذاریم.

امروز زمانِ آن است که:

  1. آزادسازیِ اجداد: در جایگاهِ اجدادِ راستینِ گذشتگانِ خود بایستیم و تمامیِ اجدادمان را که اینک در جایگاهِ فرزندانِ روحیِ ما هستند آزاد کنیم تا رهاییِ خود و آیندگان را از زنجیرهای تلخی، کینه و گناهِ گذشته تضمین کرده، بخشایش و نیکیِ محض را توسعه دهیم.
  2. پاسداشتِ میراث: حقیقت، برکتِ مقدسِ ازدواج و تمامیِ میراثِ قدسیِ عطاشده از سوی والدینِ راستین را شاکرانه پاس بداریم و عاشقانه به نسلهای آینده منتقل کنیم.
  3. هدایتِ درستِ فرزندان (نشانه رفتنِ تیرها): فرزندانمان همچون تیرهایی در دستِ ما هستند. با تربیتِ الهی، ایمان و انضباط، تیرِ وجودِ آنان را مستقیماً به سوی هدفِ جاویدانِ ملکوتِ الهی نشانه بریم تا در خلاء و پوچیِ دنیا سقوط نکنند.

اجازه ندهید میراثِ متبرکی که از والدینِ آسمانی و والدینِ راستین به ما رسیده نادیده گرفته شود یا از یادها برود؛ بلکه باید با هوشیاری از آن پاسداری و مراقبت کنیم. با ایستادن در جایگاهِ فرزندانِ راستینِ خدا، نالهٔ خلقت را به سرودِ شادی و جلال بدل سازید و این میراثِ جاودانه را برای نسلهای آینده به یادگار بگذارید.