سخنان والدین راستین (از کتاب چان سانگ گیونگ)

  1. خانواده، باغِ عشق:

”هنگامی که معنای واژه‌ی خانواده (گاجانگ در زبان کره‌ای) را بررسی می‌کنیم، واژه‌ی دوم یعنی جانگ(庭)  به معنای ”باغ“ است. پدر و مادر و خواهران و برادران در یک خانواده، مانند گونه‌های گوناگون و رنگارنگِ گل‌های زیبا در یک باغ هستند. خانواده باید جایی باشد که در آن، هر یک از اعضا سرشار از شادمانی، سرودخوان و پای‌کوبان باشند. اگر اعضای خانواده با یکدیگر بجنگند، آن باغ به بیابانی لم‌یزرع بدل خواهد شد. هنگامی که گلی نوای دل‌نواز و هماهنگ می‌شنود، به‌خوبی رشد می‌کند، اما اگر موسیقیِ ناهماهنگ و گوش‌خراش بشنود، توانِ نمو نخواهد داشت. در مورد خانواده نیز امر بر همین منوال است؛ هنگامی که اعضای آن طنینِ ملودیِ عشق را می‌شنوند، می‌توانند به شکلی شگفت‌انگیز بالنده شوند. آنچه آنان را به چنین بالندگی می‌رساند، ”قلبِ لبریز از عشق“ است.“

  1. عاطفه‌ی متقابل، عاملِ یگانگی:

”در یک خانواده، پدر و مادر، شوهر و زن، و پسران و دختران حضور دارند؛ و قطعا خویشاوندان دیگری نیز در اطراف شما زندگی می‌کنند. اعضای خانواده شامل پدربزرگ و مادربزرگ، پدر و مادر، شوهر و زن، و پسران و دختران هستند. این واژگانِ محض نیستند که آنان را به یکدیگر پیوند می‌دهند. پول نیست که آنان را گرد هم می‌آورد، و نه الزامِ زندگی و غذا خوردن با یکدیگر. صرفِ شریک بودن در یک خانه، تضمین نمی‌کند که اعضای خانواده با هم به نیکی رفتار کنند. این ”عاطفه‌ی متقابل“ است—صرف‌نظر از اینکه چه کسی بزرگ‌تر و چه کسی کوچک‌تر است—که به آنان اجازه می‌دهد بر چالش‌های دشوارِ زندگی، در یگانگی و در کنار هم غلبه کنند. عمودی و افقی، چپ و راست، پیش و پس؛ در درونِ یک خانواده تمامیِ این روابط نه تنها از طریقِ عشقِ پدر و مادر، زن و شوهر، و برادران و خواهران، بلکه از طریقِ عشقِ پدربزرگ و مادربزرگ و نوه‌ها به هماهنگی و هم‌نوایی می‌رسند. خانواده‌ای که عشق، هسته‌ی مرکزی آن است، همان شالوده‌ای است که بر بنیادِ آن، هر یک از اعضایش با دیگران پیوند می‌خورد، به حرکت درمی‌آید و عمل می‌کند. بنیاد و اساسِ یک خانواده، بر ”عشق“ استوار است.“

  1. الگوی ایثارِ سالمون:

”ماهیِ سالمون (ماهی آزاد) پس از تخم‌ریزی می‌میرد. عشقِ ماهی سالمون به فرزندانش، عظیم‌تر و والاتر از عاطفه‌ی متقابلِ زوجی محکوم به مرگ است که در آستانه‌ی روزِ اعدامِ خود قرار دارند. پیش از آنکه ماهیِ ماده تخم‌ریزی کند، او و ماهیِ نر حفره‌ای در بسترِ رودخانه می‌سازند تا از تخم‌ها محافظت کنند. این به‌راستی یک زوجِ آرمانی و ایده‌آل است. پس از تخم‌ریزی و مراقبت از آن‌ها، این زوج می‌میرند. هنگامی که جان سپردنِ ماهیِ سالمونِ نر و ماده را دیدم، تکان خوردم. پیکرِ آنان به غذایی برای فرزندانشان تبدیل می‌شود. اگر آفریننده‌ای وجود دارد، به نظر شما چرا ماهیِ سالمون را این‌گونه آفریده است؟ با مشاهده‌ی این ماهی‌ها، چاره‌ای نداریم جز آنکه دریابیم فرزندانِ ما تا چه اندازه پراهمیت هستند و عشق تا چه حد حیاتی است. کاملاً طبیعی است بگوییم خدا سالمون را به‌عنوان الگویی آفریده تا نشان دهد عشق و فرزندانمان، ارزشمندترین چیزها هستند. ما نیز باید بتوانیم جانِ خود را در راهِ عشق و برای فرزندانمان فدا سازیم.“

مقدمه: تفاوتِ ”عشق تکلیفی“ و ”عاطفه‌ی صمیمانه

امروز می‌خواهیم درباره‌ی یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال مظلوم‌ترین ابعادِ زندگیِ ایمانی سخن بگوییم: عاطفه‌ی خانوادگی.

بسیاری از ما خانواده‌ی خود را دوست داریم، چون ”تکلیف“ ماست. عقل سلیم و آموزه‌های دینی به ما می‌گویند که باید کنار اعضای خانواده‌مان بایستیم. این ”عشق وظیفه‌ای“ و بر اساس تعهد است. اما آیا تابه‌حال از خود پرسیده‌اید که چرا برخی خانواده‌ها با وجودِ ایثار و فداکاری، خشک و بی‌روح هستند؟

پاسخ در کلام والدین راستین نهفته است: پول، هم‌سقف بودن یا الزاماتِ محض نمی‌توانند خانواده را متحد سازند. خانواده نیازمند عاطفه‌ی متقابل است. عاطفه یعنی اینکه ما علاوه بر دوست داشتن، از بودن در کنار یکدیگر لذت ببریم؛ یعنی خانه‌ی ما پر از خنده، شوخی‌های خاصِ خودمان و صمیمیت باشد. خداوند و والدین راستین در خانه‌ای مسکن می‌گزینند که صدای خنده، سرود و عشق والدین و فرزندان از آن به گوش برسد. برای رسیدن به چنین خانه‌ای، ما نیازمند ”انضباط‌های روحانی و عملی“ هستیم.

بخش اول: موانع و چالش‌های عاطفه در دنیای امروز

پیش از آنکه به راهکارها بپردازیم، باید موانعی که عاطفه‌ی خانوادگی را می‌بلعند بشناسیم:

  1. شتابِ سرسام‌آور و فقرِ زمان: ما در دنیایی مایکروویوی زندگی می‌کنیم. سفره‌های غذا جمع شده‌اند و هر کس در گوشه‌ای، یا جلوی تلویزیون و گوشیِ هوشمند، غذایش را می‌خورد. وقتی زمانِ مشترک نابود شود، عاطفه خشک می‌شود.
  2. سخن گفتنِ بدونِ عشق (نواهای گوش‌خراش): همان‌طور که والدین راستین فرمودند، خانواده یک ”باغ“ است. گل‌های این باغ با موسیقی و طنینِ هماهنگ رشد می‌کنند. اما وقتی ما حقیقت را با لحنی تلخ، خشن و در زمانی نامناسب می‌گوییم، نوایی گوش‌خراش ایجاد می‌کنیم که گل‌های این باغ—یعنی همسر و فرزندانمان—را پژمرده می‌سازد.
  3. خستگی و آوردنِ فشارهای بیرونی به خانه: ما خستگی‌های شغلی، استرس‌های مالی و خشم‌های بیرون از خانه را با خود به سر سفره می‌آوریم و وقارِ سخت و خشکِ خود را در خانه حفظ می‌کنیم.

بخش دوم: سه انضباطِ کلیدی برای بنای عاطفه‌ی خانوادگی

۱. انضباطِ اول: پیوند با سرچشمه‌ی عشق (عشق به خدا)

عشق ورزیدن به انسانی که همواره ”دوست‌داشتنی“ نیست، کارِ آسانی نیست! همسر یا فرزند ما همواره در بهترین حالتِ خود نیستند. چه چیزی به ما توان می‌دهد مداوم عشق بورزیم؟

عشق به خدا و پیوند قلبی با والدین آسمانی و والدین راستین، ما را به سرچشمه متصل می‌کند. وقتی از نور الهی پر باشیم، تواناییِ صبر و نوازش پیدا می‌کنیم. وقتی خدا در مرکز پیوند ما قرار گیرد، تفاوت‌های دو انسان نه مایه کلافگی، بلکه مایه تکاملِ یکدیگر می‌شود.

عشق به خدا شالوده‌ای حیاتی است؛ زیرا ما را به سرچشمه‌ی اصلیِ عشق پیوند می‌دهد و الگویی از عشق کامل و ایده‌آل را پیش روی ما می‌گذارد. اما مهم‌تر از همه، به ما توان می‌دهد تا به همان شیوه‌ای که «تکلیف» ایجاب می‌کند، عشق ورزیم: «ما محبت می‌کنیم، زیرا او نخست به ما محبت نمود» (اول یوحنا ۴: ۱۹). ما از طریق دریافتِ عشق الهی است که توانایی عشق به خدا و دیگران را پیدا می‌کنیم. عشق به خدا همان چیزی است که باعث پایداری و بقای سایر عشق‌ها می‌شود. این انضباط—یعنی همان توانمندیِ روزبه‌روز برای زیستن در مسیرِ عشق به انسان‌هایی که همیشه «دوست‌داشتنی» نیستند—همان نیرویی است که رشدِ مداومِ عاطفه را پرورش می‌دهد.

۲. انضباطِ دوم: عشق عیان میانِ والدین و ایثارِ والدینی

فرزندانِ ما نیازمندِ دیدنِ عشق ملموس میان پدر و مادر هستند. وقتی پدر و مادری دست یکدیگر را می‌گیرند، با لحنی نرم با هم سخن می‌گویند و در حضور بچه‌ها از یکدیگر قدردانی می‌کنند، بزرگ‌ترین حسِ امنیت را به فرزندان هدیه می‌دهند.

والدین راستین با مثالِ ماهی سالمون به ما یادآوری می‌کنند که خدا عشق و فرزندان را ارزشمندترین دارایی‌ها قرار داده است. ما نیز باید وقت، انرژی و غرور خود را فدا کنیم تا عاطفه را در خانه جاری سازیم. کودکان عاطفه را از کارهای کوچک می‌آموزند:

  • کمک کردن در شستن ظرف‌ها؛
  • وفای به عهد؛
  • و پاسخ سریعِ: ”عذر می‌خواهم، مرا ببخش!“ وقتی اشتباهی رخ داده است.

۳. انضباطِ سوم: ارتباطِ شفاف و پر از نشاط (هماهنگی عمودی و افقی)

کلام خدا به ما می‌فرماید که «راستی را در محبت بگوئیم» (افسسیان ۴: ۱۵). از این رو درمی‌یابیم که ارتباطِ ما باید آراسته به حقیقت و راستی باشد. اما بیانِ حقیقتِ محض—هرچقدر هم که والا و شگفت‌انگیز باشد—به‌تنهایی کافی نیست، بلکه باید در بسترِ عشق انجام شود. ممکن است انسان دست به کاری بزند که اسکاتلندی‌ها به آن «گفتنِ حقیقت در زمانِ نامناسب» می‌گویند؛ یعنی سخن گفتن بدون توجه به موقعیت‌شناسی یا رعایتِ احساساتِ دیگری. ارتباطِ عشق‌آمیز مانند یک مرهم و تسکین‌دهنده است؛ چنان‌که در امثال ۲۴: ۲۶ آمده است: «آن که پاسخی صادقانه می‌دهد، بر لب‌ها بوسه می‌زند.»

در کتاب افسسیان ۵: ۱۸-۱۹ آمده است که از علائم پر بودن از روح‌القدس، ”ارتباطی شادمانه، سرود خواندن و سخن گفتن با دلِ شاد“ است.

همان‌گونه که در کلام چان سانگ گیانگ آمد، عشق باید در تمام ابعاد عمودی (پدربزرگ‌ها و نوه‌ها) و افقی (همسران و خواهران و برادران) جریان یابد. ارتباطِ خانوادگی نباید صرفاً ”خبرخوانی“ و مرورِ رویدادهای روزمره باشد؛ ما باید یاد بگیریم با هم از ته‌دل صحبت کنیم.

بخش سوم: راهکارهای عملی و راهگشا برای این هفته

چگونه این انضباط‌ها را از همین امروز در خانه پیاده کنیم؟

۱. انضباطِ سفره و وعده‌ی شام:

  • تلویزیون و تلفن همراه را خاموش کنید: نیم ساعت در زمانِ شام، تمامی صفحه‌های نمایش را خاموش کنید تا چشم‌ها با هم تماس برقرار کنند.
  • پرسش‌های دو بخشی بپرسید: به جای ”مدرسه یا کار چطور بود؟“ بپرسید: ”امروز بهترین اتفاقی که برات افتاد چی بود؟ بدترینش چی بود؟“
  • شنونده‌ی واقعی باشید: همان‌طور که آن کودکِ خردسال به مادرش گفت: ”مامان، توی چشم‌های من نگاه کن!“، با تمام تمرکز به حرف‌های اعضای خانواده گوش دهید.

۲. انضباطِ ”سفرهای کوچک“ و ”زمان‌های ویژه:

نیازی نیست منتظر تعطیلاتِ گران‌قیمتِ سالانه باشید. همان‌طور که ماهی سالمون بسترِ امنی برای تخم‌هایش می‌سازد، ما هم باید با سرمایه‌گذاریِ زمان، بسترِ امنی از خاطرات بسازیم:

  • شب‌گردی با پیژامه : گاهی بچه‌ها یا همسرتان را بی‌هوا و با همان لباسِ خانگی سوار ماشین کنید و برای خوردن یک بستنی یا یک پیاده‌رویِ شبانه بیرون بروید.
  • پیاده‌روی‌های کوتاه پس از کار/مدرسه: نیم ساعت حضورِ کاملاً فعال و بدونِ دغدغه در طبیعت یا پارکِ محله.

۳. جشن گرفتنِ ”منحصربه‌فرد بودن“ و القابِ صمیمانه:

  • القابِ عاطفی: برای اعضای خانواده نام‌های مستعار و شیرین بگذارید که فقط مخصوصِ داخلِ خانه باشد.
  • خندیدن به غرایب و تفاوت‌ها: تفاوت‌های رفتاری، حرکاتِ خاص، و شوخی‌های خانوادگی گنجینه‌ای هستند که در روزهای ابری و سخت، به دادِ خانواده می‌رسند. به جای عصبانی شدن از تفاوت‌های یکدیگر، یاد بگیرید با هم به آن‌ها بگردید و شکرگزارِ این منحصربه‌فرد بودن باشید.

دعای پایانی

والدین آسمانی و والدین راستین عزیز،

از شما قدردان و سپاسگزاریم برای برکتِ بی‌نظیرِ خانواده‌های برکت‌گرفته که به هر یک از ما ارزانی داشته‌اید. اعتراف می‌کنیم که گاهی در میانِ هیاهوی دنیای امروزی، عاطفه و صمیمیت را فدای شتاب و وظایفِ روزمره کرده‌ایم.

امروز از شما می‌خواهیم که ما را از نور، کلام و روحِ الهیِ خود پر سازید. به ما انضباطی عطا کن تا سفره‌هایمان را به محلی برای شادمانی، خنده و شنیده شدن تبدیل کنیم. به ما تواضعی عطا کن تا وقارِ خشکِ خود را پشت در بگذاریم و با کلامی مهرآمیز، نوازشی آرام و آغوشی گرم، ملودیِ عشق شما را در خانه و در میان نسل‌ها جاری سازیم.

بگذار خانه‌های ما، باغی سرسبز، آموزشگاهی واقعی برای عشقِ ملکوت و آشیانه‌ای امن برای روحِ شما باشد.

اجو.