کلام والدین راستین:
”چرا باید با والدین راستین ملازمت داشته باشید؟ به این دلیل است که آنان نمایندهٔ جهانِ روحی و یگانهِ متعال هستند. از آنجا که نخستین والد، دومین والد و سومین والد، پیوندهای قلبی را شکل داده و در محبت گرد هم آمدهاند، با ملازمت با والدین راستین میتوانید صلاحیتِ مشارکت در پیروزیِ آنان در قلمروِ قلب را به دست آورید. به دلیل سقوط، همهچیز متلاشی و تقسیم شد. ما نتوانستهایم برای آفرینندهٔ جهان، برای والدینی که به ما حیات بخشیدهاند، و برای جهانِ روحی، فرزندانِ خلف باشیم. با این حال، با ملازمت با والدین راستین، میتوانیم دارای صلاحیتِ فرزندانِ خلف شناخته شویم. از همین روست که باید با پایداری و استقامت، این مسیر را دنبال کنید.
برای دستیابی به پیروزی در زندگیِ ایمانیِ خود، تنها کافی است سه کار انجام دهید. مسئلهٔ اصلی این است که تا چه اندازه پایداری میورزید. پایداری و تلاشِ شما تعیین خواهد کرد که آیا مسیرتان چند سال به طول میانجامد یا چند دهه. آن سه امر عبارتند از:
- نخست: تسلط یافتن بر ایدئولوژی (اندیشه)،
- دوم: داشتنِ وفاداری و فداکاریِ بینظیر و غیرقابلِ پیشیگرفتن،
- سوم: بهترین بودن در انجامِ اعمالِ نیک.
اگر خود را وقفِ این سه عمل سازید، پیروزی شما مسلّم و به دستآمده است. پایداری، بازهٔ زمانی و تلاشِ شما، نتیجهٔ نهایی را رقم خواهد زد و بسته به میزانِ تلاشِ خود، میتوانید زمانِ مورد نیاز برای پیروزی را از هفت سال به پنج سال، یا حتی به یک سال کاهش دهید.“
پیام مادر راستین به نسل دوم (۴ دسامبر ۲۰۱۶):
”شما که امروز در اینجا هستید باید حقیقت را بدانید. امیدوارم که شما اشخاص مرکزی شده و در مقام آنها قرار گیرید. اما برای انجام ماموریت و وظیفهتان باید کاملاً با والدین راستین متحد شوید. با من متحد شوید. متوجه شدید؟ شما آیندهای زیبا در پیش رو داشته و استعداد آن را دارید که در انجام مشیت خدا سهم زیادی داشته و به رهبران و افراد برجسته تبدیل شوید. شما نسبت به نسل اولیها از وقت و زمان بیشتری برخوردار هستید. اینطور نیست؟ امیدوارم که شما بهدرستی رشد کرده و بزرگ شوید. در گذشته آدم و حوا نتوانستند بر وسوسه غلبه کنند اما شما نباید اجازه دهید که وسوسههای شیرین شیطانی بر شما غلبه کنند. والدین راستین تاریخ را تغییر دادهاند و شما مسئول بازسازی این ملت هستید زیرا ما هنوز این مردم را بازسازی نکردهایم. من امیدوارم که شما با ایستادن در مقام اشخاص مرکزی بتوانید فضای اینجا را به تمام کشور بسط داده و در نتیجه تمامی مردم بتوانند به حوزۀ بهشت بازگشته و برکت بگیرند. شما قادرید چنان ملتی را به وجود آورید. آیا مسئولیتتان را انجام میدهید؟“ (جواب حضار: بله!)
کتاب مقدس (رساله به عبرانیان ۱۲:۱-۲): ”پسچون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به دست و پای ما میپیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقهای که برای ما مقرر شده است، بدویم. 2و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که بهخاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است. به او بیندیشید که چنان مخالفتی را از سوی گناهکاران تحمل کرد، تا خسته و دلسرد نشوید.“
مقدمه: دعوتی به میدانِ دوِ استقامت
امروز همهٔ ما در یک میدان بزرگ ایستادهایم. زندگیِ روحانی ما یک پیادهرویِ تفریحی یا یک دوِ سرعتِ کوتاهمدت نیست؛ زندگیِ ایمانی، یک مسابقهٔ دوِ استقامت (ماراتن) است. گاهی در طول این مسیر، پاهایمان خسته میشود، نفَسمان به شماره میافتد و از خود میپرسیم: ”آیا واقعاً میتوانم ادامه دهم؟“ اما کلام والدین آسمانی به ما یادآوری میکند که ما تنها نیستیم. ورزشگاهِ ملکوت پر از ”ابرِ شاهدان“ است—از ابراهیم و موسی تا اولیا، شهدا و نیاکانِ ایمانی—که ایستادهاند، ما را تشویق میکنند و نجوا مینمایند: ”دلسرد نشو! ما تا حدی توانستیم، تو میتوانی حتی از ما بهتر عمل کنی و پیروزیهای بیشتری را رقم بزنی!“
برای آنکه این مسابقه را نه تنها به پایان برسانیم، بلکه با جلال و پیروزی تمام کنیم، نیازمند ”انضباطِ پایداری“ هستیم. این انضباط در چهار گام حیاتی خلاصه میشود:
۱. سبکبار شوید: فروافکندنِ بارها و گناهان گریبانگیر
هیچ دوندهای با معطفی سنگین یا زنجیرهای فولادی بر پا، وارد میدان ماراتن نمیشود. کلام الهی میگوید: ”هر بارِ سنگین و گناهی را که چنان تنگ به ما میچسبد کنار بگذاریم.“ گناهان گریبانگیر—مانند حسادت، بدبینی، غرور و شهوت—همچون تارهای چسبندهای هستند که ما را در خود فرومیکشند. اما گاهی آنچه ما را کند میسازد گناه نیست، بلکه دلبستگیها و بارهای غیرضروری است؛ عادتها، تعلقات یا وابستگیهایی که انگیزهٔ روحانی ما را سلب میکنند.
والدین راستین در تعالیمشان از ما میخواهند: ”برای آنکه دانش و حقیقتِ آسمانی را دریافت کنید، ابتدا باید ظرف درونی خود را خالی کنید. اگر قلب شما از منیت، خودخواهی و تعلقات دنیوی پر باشد، فیض الهی جایی برای نشستن نخواهد داشت. خود را از بارهای سنگین آزاد سازید تا سبکبال به سوی نور الهی پرواز کنید.“
از چسبندهترین و گریبانگیرترینِ گناهان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- حسادت: دردی که وقتی دیگری موفق میشود، در جان خود احساس میکنید.
- بدبینی: منفیبافیِ مایوسکنندهای که همواره همهچیز را تلخ و تباه میسازد.
- شهوت و حرص: نسبت به دیگران، برای به دست آوردنِ چیزهای بیشتر، یا دستیابی به مقام و موقعیت.
- غرور و تکبر: گناهی خودمحورانه که شما را در مرکز همهٔ امور قرار میدهد.
- خشم: قلبی آتشفشانی که آتش به بیرون فوران میکند.
- دروغگویی: گناهی که صمیمیترین روابط شما را به نیرنگ و فریب میآلاید.
امروز زمانِ آن است که از خود بپرسیم: چه باری را حمل میکنم که توانِ دویدنم را گرفته است؟ آن بار را همین امروز در محضر والدین آسمانی فروافکنید.
۲. بدوید: پذیرشِ مسیرِ منحصربهفردِ خود با عزمِ استوار
والدین آسمانی برای هر یک از ما یک مسیرِ مشخص ترسیم کردهاند. مسیر شما شبیه مسیر برادر یا خواهر کنارتان نیست. برخی مسیرها هموارند و برخی پر از پیچ و خم و سربالاییهای تند. پایداری به معنای نداشتنِ درد یا خستگی نیست؛ پایداری یعنی ”قدمِ سنگینِ بعدی را جلو گذاشتن“، حتی زمانی که به ”دیوار خستگی“ خوردهاید. همانطور که بولس رسول میفرماید: ”در نبردِ نیکو جنگیدهام، مسابقه را به پایان رسانده و ایمان را حفظ کردهام.“ (۲ تیموتاوس ۴:۷)
در سال ۱۹۸۱، بیل برادهارست در مسابقهٔ ۱۰ هزار متر ”پپسی چالش“ در اوماهای نبرسکا شرکت کرد. جراحیِ آنوریسم مغزی در ده سال قبل، سمت چپ بدن او را فلج کرده بود. اما در آن صبحِ مه گرفتهٔ ژوئیه، او همراه با ۱۲۰۰ مرد و زنِ چابک در خط شروع ایستاد. صدای تیرِ شروع بلند شد و جمعیت به جلو یورش بردند. بیل پای چپِ خشکشدهاش را به جلو پرتاب میکرد و با برخورد پا به زمین روی آن میچرخید. ریتمِ کند و ناهماهنگِ گامهایش گویی او را به سخره میگرفت، در حالی که گروهِ دوندهها در دوردست پیش میرفتند. عرق از صورتش میریخت و درد در مچ پایش میپیچید، اما او به راهش ادامه داد. برخی از دوندهها مسابقه را در حدود سی دقیقه به پایان رساندند، اما دو ساعت و بیست و نه دقیقه طول کشید تا بیل به خط پایان برسد.
مردی از میان گروه کوچکِ تماشاچیان باقیمانده به او نزدیک شد. بیل با وجود خستگی مفرط، او را از روی عکسهای روزنامه شناخت. او بیل راجرز، دوندهٔ مشهور ماراتن بود که مدال تازه بردهاش در ماراتن بوستون را بر گردن بیل انداخت. پایانِ کارِ بیل برادهارست به همان اندازهٔ بزرگترین دوندگان جهان باشکوه بود، اگرچه او آخرین نفر از خط گذشت؛ زیرا با پایداری و استقامت دوید. پایداریِ کتابمقدسی که از منحرف شدن سر باز میزند، بر موانع و تأخیرها چیره میشود و با دلسردیهای درونی یا مخالفتهای بیرونی متوقف نمیشود، در دسترس همهٔ ماست.
تجلیِ پایداریِ مثبت و پیروزمندانه کاملاً در توان هر یک از ماست—اینکه پای سنگینِ خود را یکی پس از دیگری جلو بگذاریم تا به فرجامِ باشکوه برسیم. این مسابقه برای دوندگانِ دوِ سرعت نیست که پس از ۱۰۰، ۲۰۰ یا ۴۰۰ متر شعلهور و سپس خاموش میشوند. این مسابقه برای رهروانِ آهسته و پیوسته است—آدمهایی شبیه من و شما. تند یا کند، قوی یا ضعیف، همهٔ ما باید پایداری ورزیم. ایمان یعنی استقامت ورزیدن؛ چه تند بدویم و چه آهسته گام برداریم، مهم این است که متوقف نشویم!
۳. تمرکز کنید: چشم دوختن به الگوی جاودان
چرا دوندهها از پا میافتند؟ زمانی که چشمان خود را از خط پایان برمیدارند و به سختیهای راه یا به دوندههای دیگر نگاه میکنند. درسِ بزرگِ تاریخ ورزش را به یاد آورید: جان لندی، دوندهٔ برجستهٔ استرالیایی و دومین انسان در تاریخ که یک مایل را زیر ۴ دقیقه دوید، در مسابقهٔ تاریخی ۱۹۵۴ ونکوور (”مایل معجزهآسا“) روبروی راجر بنستر قرار گرفت.
- روند مسابقه: لندی از ابتدا پیشتاز بود و تا دورِ آخر جلوتر میدوید.
- لحظهٔ سرنوشتساز: در چند متریِ خط پایان، لندی تحت فشار روانی، تنها برای یک ثانیه تمرکز خود را از خط پایان برداشت و از روی شانهٔ چپش به عقب نگاه کرد تا ببیند بنستر کجاست!
- نتیجه: دقیقاً در همان کسر از ثانیه، بنستر از سمت راست او یورش برد، گذشت و مسابقه را برد. صحنهٔ نگاه کردن لندی به عقب چنان تاریخی شد که حتی مجسمهای برنزین از آن در ونکوور ساخته شد!
جان لندی به دلیل ضعف بدنی نباخت؛ او پیروزِ مسابقه بود اما دچار یک لغزشِ لحظهای در تمرکز شد.
در زندگیِ ایمانی نیز بسیار پیش میآید که ما مانند جان لندی رفتار میکنیم: ۱. نگاه به گذشته: به عقب برمیگردیم و به شکستهایی که خدا آنها را پاک کرده خیره میشویم. ۲. نگاه به سختیها: به جای خط پایان، به امواج خروشان و تپههای سختیِ راه نگاه میکنیم. ۳. مقایسه با دیگران: مدام سر میچرخانیم تا ببینیم دیگران چقدر از ما جلوتر یا عقبترند.
کلام خدا هشدار میدهد که نگاه به عقب، یعنی از دست دادنِ ریتمِ حرکت! برای پیروزی، نگاه ما باید تنها و تنها بر والدین راستین—کاملکنندگانِ ایمان در این عصر— و خطِ پایانِ جلال دوخته شود.
والدین راستین در اوج سختیها، رنجها و حتی زمانی که در کرهٔ شمالی تحت رژیم کمونیستی بارها به زندان افتادند، پایداریِ باورنکردنیِ خود را در انجام مشیت آسمانی به تصویر کشیدند. آنان دوندههای بیبدیلی بودند که سختیِ راه را ناچیز شمردند، زیرا چشمانشان بر ”شادیِ پیشِ رو“ (نجات و برکتِ انسانها) دوخته شده بود.
والدین راستین از ما میخواهند نگاه خود را از موانع روزمره بردارید و به هدفِ والای آفرینش بدوزید. زمانی که قلب شما با هدفِ قلبِ خداوند یگانه شود، هیچ رنجی در این جهان نمیتواند ارادهٔ شما را در هم بشکند. شادیِ والدین آسمانی و والدین راستین، شادیِ ماست. مادر راستین بارها فرمودهاند: ”اگر با من متحد شوید، کاری نیست که نتوانید با موفقیت به انجام برسانید.“
۴. تأمل کنید: غرق شدن در محبت و الگوی کلام
در نهایت، کلام الهی ما را دعوت میکند: ”بر او تأمل کنید… تا خسته و دلسرد نشوید.“ هنگامی که بر فداکاریها و مسیرِ پر از رنج اما پر از عشق راستین والدین آسمانی و والدین راستین تأمل میکنیم، آتشی تازه در جانِ ما برپا میشود.
نتیجهگیری و دعوت به عمل
پدر راستین در دنیای روح و مادر راستین در عین بیگناهی در آزمونها و شرایط سخت بهسر میبرند، اما از ما میخواهند که نگران نباشیم و تمام تمرکز خود را بر انجام مسئولیتهایمان بگذاریم. این یعنی مسابقه برای ما هنوز تمام نشده است! مهم نیست در گذشته چند بار لغزیدهاید یا چقدر احساس خستگی میکنید؛ امروز روزِ نو، فیضِ نو و قوتی تازه است. امروز والدین آسمانی به شما میگویند:
- سبکبار شو از هر گناه، تردید و ناامیدی!
- بدو در مسیری که مخصوص تو طراحی شده است!
- تمرکز کن بر والدین راستین و هدفِ والای ملکوت!
- تأمل کن بر عشقِ راستینِ بیکرانی که تو را تا به اینجا آورده است!
کلمه ”هینِنی“ به عبری: הִנְנִי – Hineni در زبان عبری و فرهنگ یهود یکی از عمیقترین و پرمعناترین کلمات است. ترجمه لغوی آن ”من اینجام“ یا ”آمادهام“ است، اما کاربرد و مفهوم آن بسیار فراتر از یک اعلام حضور ساده روزمره است. ”هینِنی“ از ترکیب دو بخش تشکیل شده: ”هینه“ (به معنای اینک/بنگر) و پسوند ”نی“ (به معنای من). این کلمه بیانگر حضور کامل، آمادگی مطلق، مسئولیتپذیری و تسلیم در برابر یک فراخوان است؛ یعنی: ”من با تمام وجودم اینجایم و حاضرم فرمان یا مسئولیتی را بپذیرم.“ در متن مقدس عبری (عهده عتیق / تورات)، پیامبران و بزرگان زمانی که ندای خداوند را میشنیدند، در پاسخ از ”هینِنی“ استفاده میکردند:
- حضرت ابراهیم: وقتی خداوند او را صدا میزند تا ایمانش را بیازماید، ابراهیم میگوید: ”هینِنی“ (من اینجام/آمادهام).
- حضرت موسی: هنگام مشاهده بوته سوزان، زمانی که خداوند او را نام میبرد، موسی پاسخ میدهد: ”هینِنی“.
- حضرت سموئیل: وقتی در کودکی ندای الهی را در خواب میشنود، میگوید: ”هینِنی“
در کلام والدین آسمانی برای انضباط پایداری و پشتکاری، همه ما صدا زده شده و فراخوانده شدهایم. بیایید دست در دست هم، بگوییم هینِنی! و با قلبی پر از امید و ارادهای پولادین گام برداریم. خط پایان نزدیک است و تاج جلال و شادیِ ابدی در انتظار ماست! دلیل اصلیِ شکست و از پا افتادن دوندهها، از دست دادن تمرکز است. مانند جان لندی نباشیم که با یک ثانیه نگاه کردن به عقب، پیروزی را از دست داد. نباید به گذشته، سختیها یا دیگران نگاه کنیم؛ چشمان ما باید تنها بر والدین راستین و خط پایانِ جلال دوخته شود.