پیام هفتگی مدیرکل مقر ماموریت جهانی (شماره ۲۷) ارائه شده در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶

اعضا و خانواده‌های برکت گرفتهٔ محبوب و عزیز در سراسر جهان،

دعا می‌کنم در این هفته، در هر شرایطی که هستید، بتوانید هویت خود را به عنوان ”خانواده‌های برکت گرفتهٔ برگزیده“ محکم و استوار حفظ کرده و از طریق زیستنی سرشار از ملازمت با والدین آسمانی به شیوه‌های عینی، موجب شادمانی مادر راستین شوید.

۱. نگاهی به جریان نخست: آغاز استراتژی دو جریان

در طول چهار هفته از ماه ژوئیه، به بررسی این موضوع پرداختیم که چرا مطالعهٔ کتاب ”حماسهٔ بزرگ امت برگزیدهٔ هان در کره“ ارزشمند است. ما دریافتیم که این حماسه، هم طرح مشیتی برای بشریت است و هم شجره‌نامهٔ قلب. این حماسه با محوریت والدین راستین، هویت خانواده‌های برکت گرفتهٔ برگزیده را تثبیت کرده و ما را به بازگشتِ قلبی به موطن اصیلِ ایمان‌مان رهنمون می‌شود.

همچنین تأمل کردیم که چگونه ارزش‌های کره‌ایِ ”هیو“ (ادای دین فرزندی / احترام به والدین) و ”جونگ“ (پیوند قلبی)، که در فرهنگ امت هان پرورش یافته‌اند، در عشق راستین به تحقق کامل می‌رسند. علاوه بر این، با یادآوری آخرین دعای پدر راستین در لاس‌وگاس، تأکید نمودیم که این آموزه‌ها در نهایت باید با به‌کارگیری و عمل در درون خانواده‌های ما تحقق یابند.

مطالعهٔ چهار‌هفته‌ای ما پیرامون حماسهٔ بزرگ مردم هان، این امکان را فراهم ساخت تا مسیر کلی و چشم‌اندازِ جریان نخست از استراتژی دو جریان—که همان مشیتِ رستگاری بشریت و بازسازی جهان است—را درک کنیم. از این نقطه به بعد، توجه خود را معطوف به جریان دوم خواهیم کرد: زیستن در پادشاهی ملکوت روی زمین.

اگر جریان نخست، چشم‌انداز عظیم مشیتی را برای بازسازی و رستگاری جهانی ارائه می‌دهد، جریان دوم نشان می‌دهد که خانواده‌های برکت گرفتهٔ برگزیده چگونه باید با ملازمتِ عینی با والدین آسمانی در درون این مشیت زندگی کنند. این هفته، به عنوان گام نخست، با هم تأمل خواهیم کرد که چرا باید جریان دوم—یعنی زیستن در پادشاهی ملکوت روی زمین—را بیاموزیم و به آن عمل کنیم. در پیام‌های هفتگی آتی، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که زندگی در پادشاهی ملکوت روی زمین چیست و چگونه می‌توانیم آن را در عمل محقق سازیم.

۲. درسی که باید از اسارت بابل آموخت

برادران و خواهران عزیز،

با نگاهی به ژرفای تاریخ درمی‌یابیم که هویت یک امت هرگز تنها در دوران رفاه و شکوفایی شکل نگرفته است؛ بلکه دقیقاً در دوران بحران و سختی است که این هویت متمایزتر و آشکارتر می‌شود. نمونهٔ بارز آن، بنی‌اسرائیل در دوران اسارت بابل است. در سال ۵۸۶ پیش از میلاد، معبد اورشلیم ویران شد، پادشاهی داوودی به پایان رسید و مردم به اسارت در بابل گرفتار شدند. آنان کشورشان را از دست دادند، معبدشان را از دست دادند و حتی چنین به نظر می‌رسید که خودِ امید نیز محو شده است. با این حال، در کمال شگفتی، دقیقاً در همان دوران نومیدی بود که قوم اسرائیل بنیادین‌ترین پرسشِ ممکن را مطرح کرد:

ما کیستیم؟

آنان به‌جای چنگ زدن به بنای معبد، به عهد و پیمانِ ملکوت تمسک جستند؛ به‌جای سرزمین‌شان، به کلام متمسک شدند؛ و به‌جای قدرت سیاسی، ایمان خود را از طریق سنت‌های خانواده‌محور حفظ نمودند. آنان سَبِت را پاس داشتند، شریعت را به فرزندان خود آموختند و جوامع پراکنده را به یک ”امت واحدِ ایمانی“ تبدیل ساختند. در نتیجه، هویت جمعیِ اسرائیل فرو نپاشید؛ بلکه شفاف‌تر و استوارتر شد و پایه‌ای را فراهم ساخت که یهودیان توانستند جایگاه خود به عنوان یک امت و نیز ایمان‌شان را در طول ۲۰۰۰ سال پراکندگی (دیاسپورا) حفظ کنند.

از این‌رو مشاهده می‌کنیم که دوران بحران، زمانِ از دست رفتن هویت نیست؛ بلکه زمانی است که ملکوت، هویت امت برگزیده را بازسازی می‌کند.

امروز نیز ما در چنین نقطهٔ عطف تاریخیِ مهمی ایستاده‌ایم.

۳. عصری برای نوسازی و تجدید هویتِ ما

امروز، ما نیز در حال گذر از یک دورهٔ گذار تاریخیِ دیگر هستیم. در ”کشورِ پدر“ (کره)، محاکمات و مصایب مادر [راستین] همچنان ادامه دارد، در حالی که در ”کشورِ مادر“ (ژاپن) با واقعیتِ غیرقابل‌تصورِ انحلال شخصیت حقوقیِ نهضت مواجه هستیم. از نظر ظاهری، دشواری‌ها و عدم قطعیت‌ها پابرجا به نظر می‌رسند و بسیاری از برادران و خواهران، هر روزِ خود را در نگرانی و اضطرابی عمیق می‌گذرانند.

اما هنگامی که به تاریخِ مشیتِ والدین آسمانی می‌نگریم، می‌یابیم که چنین دوران‌های گذاری هرگز نشان‌دهندهٔ پایان نبوده‌اند، بلکه همواره آغازی نو را رقم زده‌اند. بحران، زمانی نیست که ملکوت امت برگزیدهٔ خود را رها کند؛ بلکه زمانی است که ملکوت آنان را هدایت می‌کند تا هویتِ اصیل و ذاتیِ خود را روشن‌تر از هر زمان دیگری بازسازی کنند. همان‌گونه که اسرائیل پس از اسارت بابل، هویتی تازه با محوریت عهد و پیمان الهی بنا نهاد، ما نیز اکنون باید دلیل وجودی و رسالت خود را به عنوان خانواده‌های برکت گرفته، عمیق‌تر از گذشته بر لوحِ قلبِ خویش حک کنیم.

ما اغلب با امید می‌گوییم: ”پس از زمستانی سخت، بهار یقیناً خواهد آمد.“ اما زمستانی که امروز با آن روبرو هستیم، واقعیتی سبک و ساده نیست که بتوان تنها با کلمات شاعرانه آن را تاب آورد. تنها کسانی که زمستان تلخ و طاقت‌فرسا را تا به آخر استقامت ورزند، در نهایت به پیشواز بهار خواهند رفت. از این‌رو، ما نباید صرفاً بدون هیچ آماده‌سازی اجازه دهیم زمان بگذرد و به انتظار رسیدن بهار بنشینیم. اکنون زمان آن نیست که تنها زمستان را تحمل کنیم؛ بلکه زمان آن است که فعالانه خود را برای بهارِ پیش‌رو آماده سازیم.

به‌ویژه در چنین زمانی، تمرکز ما باید بیش از شرایط بیرونی، معطوف به تحول درونی باشد. به‌جای آنکه بپرسیم چه چیزی را از دست داده‌ایم، باید بپرسیم والدین آسمانی اکنون از ما می‌خواهند چه چیز را بازسازی کنیم. پاسخ عبارت است از: زیستن بر پایهٔ ملازمتِ عینی با والدین آسمانی، و تحققِ رسالت اصیلِ خانواده‌های برکت گرفته برای بنای امت و جامعه‌ای بر پایهٔ فرهنگِ قلب.

بنابراین، این دوران تنها زمانِ تحملِ سختی‌ها نیست، بلکه زمانی است که باید شیوهٔ نوینی از زندگی را به عنوان امتِ برگزیدهٔ ملکوت بیاموزیم و به کار بندیم. این همان زمانی است که ملکوت ما را فرا می‌خواند تا این سبک جدید زندگی را فرا گیریم، و ”استراتژی دو جریان“ به عنوان راهنمایی تازه، مسیر پیش‌رو را به ما نشان خواهد داد.

۴. چرا باید جریان دوم را درک کنیم و بفهمیم؟

اسارت بابل دوره‌ای بیش از هفتاد سال بود که در آن، قوم اسرائیل بدون کشور ماندند. آن دوران، عصر تحول و دگرگونی بود که در آن خداوند هویت قوم برگزیده را از نو شکل داد. بنی‌اسرائیل بت‌پرستی را رها کردند و ایمان خود به خدا را بازسازی نمودند؛ آنان ایمانی را که محوریتش معبد بود، به جامعه‌ای تبدیل کردند که کلامِ خدا را در زندگی روزمره به کار می‌بست. علاوه بر این، قوم اسرائیل به‌جای چنگ زدن به حس برتری و امتیاز به عنوان قوم برگزیدهٔ خدا، حس مسئولیت را برای زیستن بر اساس عهد و پیمان آموختند و به عنوان امتی تجدیدیافته و برگزیده تولد دوباره یافتند.

امروز، ما نیز در حال گذر از دورهٔ گذار جدیدی هستیم. اگر از طریق آموزه‌های ”حماسهٔ بزرگ“، هویت خانواده‌های برکت گرفته را به عنوان امت برگزیده تثبیت و تأیید کرده‌ایم، اکنون زمان آن است که این هویت را از طریق زندگی‌مان به کمال برسانیم.

در حالی که ”جریان نخست“، مسیر کلانِ رسالت عمومی ما—یعنی رستگاری بشریت و بازسازی جهان—را ارائه می‌دهد، ”جریان دوم“، راهِ عملی و ملموسِ زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین از طریق ملازمتِ عینی با والدین آسمانی است. ما فراخوانده نشده‌ایم تا جریان دوم را صرفاً برای کسب دانشِ جدید تمرین کنیم؛ بلکه این عصرِ نو، امت برگزیدهٔ ملکوت را ملزم می‌سازد که شیوهٔ نوینی از زندگی را برگزینند.

در طول اعصار و قرون، والدین آسمانی همواره هویت امت برگزیده را نو و تجدید کرده‌اند. امروز نیز والدین آسمانی ما را فرا می‌خوانند تا آن هویت را از طریق زیستن در پادشاهی والدین آسمانی بر روی زمین محقق سازیم. دقیقاً به همین دلیل است که باید جریان دوم—یعنی زیستن در پادشاهی ملکوتی—را بیاموزیم و در زندگی خود اجرا کنیم.

شرط دعا و یا چانگ‌سانگ (اخلاص و وقف درونی) مسیرِ استوارِ پیشکش کردنِ قلب و احساس‌مان در برابر والدین آسمانی در هر روز است. در طول هفتهٔ پیش‌رو، هر بار که دعای خود را به پایان می‌برید، شکرگزاری و سپاسِ خود را به والدین آسمانی تقدیم کنید. همچنین دست‌کم روزی یک‌بار، این شکرگزاری را ابراز نموده و به فردی نزدیک به خود بگوئید. نخستین کسی باشید که به یکی از اعضای خانواده، یا همکارِ خود در محل کار می‌گوید: ”از شما سپاسگزارم.“

هنگامی که شکرگزاری نسبت به ملکوت به‌طور طبیعی به شکرگزاری نسبت به دیگران تسری یابد، فرهنگِ قلب در درون خانواده‌ها و جوامع ما شکوفا خواهد شد و زیستن در پادشاهی ملکوت بر روی زمین به واقعیتِ روزمرهٔ زندگی ما تبدیل می‌گردد.

دعا می‌کنم در طول این هفتهٔ پیش‌رو، عشقِ والدین آسمانی و فیض و برکتِ مادر راستین، هر یک از خانواده‌های برکت گرفته را در بر گیرد و تمامی کانون‌های خانوادگی شما را لبریز سازد.