هون دوک هه (قرائت کلامِ والدین راستین از کتاب چان‌سانگ‌گیانگ)

”کلامِ یگانهٔ متعال بی‌هدف بیان نشده است. از آنجا که کلامِ یگانهٔ متعال بر اصل استوار است و غایتِ آن خلقِ موجوداتی با ارزشِ نامتناهی است، هیچ‌کس نمی‌تواند در آن تشکیک کند یا به مناقشه بپردازد. همگان مطلقاً باید با آن به یگانگی (اتحاد) برسند. خودِ یگانهٔ متعال به این کلام—که حاملِ اصول و قوانین است—ایمان داشت و آن را به نمودِ عینی و تجسّمِ ذاتِ خویش بدل ساخت. از طریق همین نمودِ عینی است که فرزندانِ یگانهٔ متعال با ارزشِ نامتناهیِ بُعدِ پاسخگرِ او پدیدار می‌شوند. سپس، از آن نقطه و از طریقِ فورانِ محبت، پیوند (علقهٔ وجودی) میان یگانهٔ متعال و انسان‌ها شکل می‌گیرد. این امر چه در اشاره به خلقتِ فرزندان توسط یگانهٔ متعال و چه در نگاهِ آن فرزندان به یگانهٔ متعال، یکسان و یگانه است.

یگانهٔ متعال پیش از آفرینش وجود داشت. او از بطنِ وجودِ خویش، کلام را تصور و طرح‌ریزی فرمود. کلام همان مجرا و واسطه‌ای است که نمودِ عینی (عالمِ ماده و تجسّم) از طریق آن آفریده می‌شود. یگانهٔ متعال قصد نداشت صرفاً چیزی بیافریند و آن را به حالِ خود رها کند؛ بلکه او خواهانِ رابطه‌ای جاویدان با آفریدهٔ خویش بود. یگانهٔ متعال آرمانِ یگانگیِ کامل را مدّ نظر داشت؛ رابطه‌ای جدایی‌ناپذیر که هیچ‌کس توانِ گسستنِ آن را نداشته باشد، و حتی خودِ او نیز آن را نگسلد. از این رو، از همان زمانِ آفرینشِ نخستین انسان‌ها، مقدر چنان بود که یگانهٔ متعال و انسان‌ها با هم باشند، نه جدا از یکدیگر. از آن نقطهٔ آغازین، یگانهٔ متعال و ما انسان‌ها می‌بایست تا ابدیت در کنار هم و همراهِ هم باقی می‌ماندیم.

هدفِ زندگیِ ما، پیوند خوردن و متصل شدن به محبتِ یگانهٔ متعال است. ما که روی زمین زندگی می‌کنیم، کسانی هستیم که می‌توانیم کلامِ یگانهٔ متعال را اعلام و ابلاغ کنیم؛ همان کلامی که ما را به یگانهٔ متعال پیوند می‌دهد. از آنجا که کلامی که ما بر زمین منتقل می‌کنیم متعلق به یگانهٔ متعال است، انسان‌ها می‌توانند از طریقِ این کلام از نو بازآفرینی شوند. شما می‌توانید از طریقِ کنشِ دهش–پذیرش به معیارِ کمال دست یابید؛ این دیدگاهِ اصل است.

از آنجا که یگانهٔ متعال حاضر است، آن کس که کلامِ او را می‌شنود می‌تواند رستاخیز یابد. هنگامی که ما با آن شخص به عنوان بُعدِ پاسخگرِ خود به یگانگی می‌رسیم، می‌توانیم یک شالودهٔ عینی را شکل دهیم؛ و بر روی آن بنیان است که می‌توانیم قلبِ یگانهٔ متعال را تجربه کنیم. بسته به عمق و گستردگیِ آمادگیِ ما، ظرفیتِ ما برای تجربهٔ قلبِ یگانهٔ متعال رشد می‌کند.

در درونِ کلام، قلبِ یگانهٔ متعال در حالِ تپش است. از این رو، به محضِ اینکه کلام را می‌شنویم، حتی ما انسان‌های سقوط‌کرده نیز احساس می‌کنیم که قلبِ یگانهٔ متعال در درونِ قلبِ ما شروع به جوانه زدن می‌کند. هنگامی که قلب‌های ما این‌گونه شروع به جوانه زدن می‌کند، نیرو و توانی برای محبت کردن به دشمنِ خود به دست می‌آوریم، و نیروی مسلط شدن و مقهور ساختنِ جهانِ شیطان فعال می‌شود. بنابراین، هرگز نباید کلامِ یگانهٔ متعال را تنها برای خود نگه دارید؛ شما باید این توانایی را کسب کنید که قلبِ یگانهٔ متعال را در درونِ خود فعال و بیدار سازید.

ما از یک حقیقتِ دنیوی و سکولار سخن نمی‌گوییم، بلکه از کلامِ محبتِ یگانهٔ متعال سخن می‌گوییم. حقیقتِ یگانهٔ متعال از طریقِ شخصیت‌های خاصِ مشیتی به زمین عرضه و نازل می‌شود. حقیقتِ یگانهٔ متعال، مطلق است. حقیقتِ مطلق همانند یک کلیدِ اصلیِ همه‌فن‌حریف و قادرمطلق است؛ با به کار بستنِ آن می‌توانیم هر مشکلِ دشواری را حل کنیم.

هنگامی که کلامِ یگانهٔ متعال را دریافت می‌کنید، باید آن را به عنوان شریعت و قانونِ جاویدانِ راستین و حقیقتِ حیاتیِ زندگیِ خود بازشناسید و بتوانید بگویید: “این است کلامِ حیات‌بخش برای زندگیِ من.” افزون بر این، شما باید تجربهٔ آن نقطهٔ زمانیِ نخستین در ازل را داشته باشید، یعنی زمانی که یگانهٔ متعال انسان را با کلام آفرید. تا زمانی که آن را تجربه نکنید و تا زمانی که لمس و تماسِ کلامِ یگانهٔ متعال را بر روی پوست و وجودِ خود احساس نکنید، نمی‌توانید به فرزند (پسر یا دخترِ) یگانهٔ متعال تبدیل شوید.“

۱. فراخوان به هویت (مسئولیتِ ما در این عصر)

والدینِ آسمانی و والدینِ راستین، چشم به تک‌تکِ شما دوخته‌اند تا این کلامِ باشکوه که درباره‌اش شنیده‌ایم، به جهان و جهانیان ابلاغ شود. زیرا والدینِ راستین نمی‌خواهند که ما کلام و حقیقتِ تازه را فقط برای خودمان نگه داریم.

هر یک از شما که امروز در اینجا حضور دارید، تنها یک شنوندهٔ عادی نیستید؛ شما فرزندانِ والدینِ آسمانی، و نمایندگان، سفیران و والدینِ روحی در این عصر هستید. در نگاه به دنیای اطرافمان، می‌بینیم که میلیون‌ها انسان در تاریکی، خودخواهی، جهالت و دردِ ناشی از جدایی از خدای زنده در رنج و عذابند. آن‌ها تشنهٔ حقیقتند، اما راه را نمی‌شناسند.

امروز سؤالِ بزرگ این است: ما چگونه می‌توانیم کلامِ خدای زنده را—که در گفتارِ هون دوک هه عمقِ آن را احساس کردیم—به گونه‌ای ابلاغ کنیم که جان‌های رنج‌دیده را بیدار و دگرگون سازد؟

۲. اصلِ بنیادی: موعظه و شهادت از اعماقِ دل

پاسخِ این پرسش در یک حقیقتِ عمیق نهفته است: شما نمی‌توانید امید داشته باشید دلی را لمس کنید، مگر آنکه همواره از اعماقِ دل سخن بگویید و حقیقتِ تازه را ابلاغ کنید.

آنچه مردم را به تجربهٔ آن فرا می‌خوانید، باید خود نخست تجربه کرده باشید. آنچه والدینِ آسمانی و والدینِ راستین قرار است در دلِ شنوندگان و مخاطبانِ شما به انجام رسانند، معمولاً ابتدا در وجودِ شما و از طریقِ شما انجام خواهند داد. شما به عنوان فرزندان و نمایندگانِ والدینِ راستین، باید همانند شیشه‌ای شفاف باشید که مردم بتوانند از میانِ آن، جانِ شکسته‌ای را ببینند که با کلام و فیضِ الهی دگرگون شده است؛ به گونه‌ای که آنان نیز مشتاقِ داشتنِ چنین جان و روحی برای خود گردند.

در کتاب چان‌سانگ‌گیانگ، والدینِ راستین اهمیتِ این شفافیت و پیوندِ درونی را این‌گونه بیان می‌فرمایند:

”کلامِ خدا تنها یک دانشِ آکادمیک یا مجموعه قوانین نیست؛ کلام، تجلیِ حیات و قلبِ سوزانِ والدینِ آسمانی است. زمانی که شما با روح‌القدس و قلبِ والدینِ راستین متحد می‌شوید، کلامی که از دهانِ شما خارج می‌شود، دیگر سخنِ انسان نیست؛ بلکه نوری است که تاریکیِ جهالت را می‌شکافد. شما باید با قلبِ یک مادر و پدرِ روحی که برای نجاتِ فرزندانش اشک می‌ریزد، کلام را ابلاغ کنید.(چان‌سانگ‌گیانگ – کتاب ۴: کلام و حقیقت)

۳. پنج شاخصهٔ ابلاغِ کلام از اعماقِ دل

وقتی ما در نقشِ یک والدینِ روحی و ابلاغ‌کنندهٔ کلامِ والدینِ راستین قرار می‌گیریم، ”ابلاغ از اعماقِ دل“ در عمل چه شکلی به خود می‌گیرد؟

  1. مقتدرانه و قدرتمندانه کلام را ابلاغ می‌کنید:

شما تسلط بر خویشتن و اطمینان خواهید داشت و بدون خودنمایی و تکبر، لحنی از اقتدار می‌آفرینید؛ بدون هیچ نشانه‌ای از اینکه از اقتدار به خاطرِ خودِ آن لذت می‌برید. غیرمطمئن یا مضطرب نخواهید بود. شما به ماده و محتوای سخنِ خود اطمینان دارید و تلاش نخواهید کرد جلبِ رضایت کنید یا دست به خودنمایی و اجرا بزنید.

  1. شگفت‌زده و پر از تمجیدِ والدینِ آسمانی، والدینِ راستین و حقیقتِ تازه، کلام را ابلاغ می‌کنید:

خشوع و شگرفیِ انکارناپذیری نسبت به عظمتِ آن یگانه‌ای که مردم را به سوی او اشاره می‌دهید وجود خواهد داشت. برای شنوندگان روشن است که شما حتی همان‌طور که نجات و حقیقت را به دیگران عرضه می‌دارید، خود در حالِ ”چشیدنِ“ آن هستید.

  1. با صمیمیت و محبّت کلام را ابلاغ می‌کنید:

شما صراحت و شفافیتی بی‌تکلف و عاری از هرگونه تصنع به نمایش می‌گذارید. این امر با تعریف کردنِ داستان‌های شخصی دربارهٔ خود به دست نمی‌آید؛ بلکه تنها از داشتنِ دلی شکسته ناشی می‌شود که با حقیقتِ کلام التیام یافته است. نمی‌توان ادای این را درآورد.

  1. اصیل و بی‌ریا کلام را ابلاغ می‌کنید:

یکی از پارادوکس‌های سخن گفتن از اعماقِ دل این است که تمامیِ رفتارها و تصنع‌های احساسیِ دروغینی را که مبلغان یاد گرفته‌اند اتخاذ کنند و شنوندگان انتظارِ آن را دارند، کنار می‌زند. زبان و لحنِ صدای شما ساده و دور از تکلف خواهد بود.

  1. با پرستشِ والدینِ آسمانی و والدینِ راستین کلام را ابلاغ می‌کنید:

زمانی که جلالِ والدینِ آسمانی و والدینِ راستین و یا قلب‌های مملو از درد و اندوهِ ایشان را در پسِ تاریخ توصیف می‌کنید، در حالِ تلاوتِ حقایق یا امورِ انتزاعی نیستید، بلکه در حالِ ارائهٔ تصویرِ زنده و پررنگی از ایشان هستید. بسیاری از مخاطبان احساس خواهند کرد که تقریباً می‌توانند حضورِ ایشان را لمس کنند، از این رو نمی‌توانند خویشتن را از تمجید و پرستشِ او بازدارند.

۴. رهایی از بارِ سنگین: فخر در ضعف و اتکا به روح‌القدس

احساس می‌کنید بارِ سنگینی بر دوشتان است؟ احساس می‌کنید رسیدن به چنین استانداردی دشوار است؟ من هم همین‌طور! با این حال، کلیدِ پرورشِ این ویژگی‌ها این نیست که مستقیماً تلاش کنید آن‌ها را با اتکا به قدرتِ خودتان به دست آورید. راهکارِ کتاب‌مقدس این است:

”به ضعف‌های خود فخر کنید تا قدرتِ او در ضعف به کمال رسد.(دوم قرنتیان ۱۲: ۹)

”به ضعف‌های خود فخر کنید“ در این آیه یعنی غرور و خوداتکاییِ خود را کنار بگذارید، با شجاعت به محدودیت‌های انسانی‌تان اعتراف کنید و شادمان باشید که درست در همان نقطه‌ای که شما تمام می‌شوید، قدرت، فیض و حیاتِ خدای زنده آغاز می‌شود!

این انضباطی روحانی است که با آن مدام به خود یادآوری می‌کنید که تحتِ قدرت و توانِ خودتان چه هستید. این آگاهی، به اتکای اضطرارگونه به روح‌القدس می‌انجامد—اما همراه با این اضطرار، آزادیِ شادمانه‌ای خواهد آمد از این آگاهی که در نهایت، هیچ چیز در موعظه و ابلاغِ کلام بر فصاحت، حکمت یا تواناییِ شخصِ شما استوار نیست. هرگز هم نبوده است! هر موفقیت، برکت و ثمره‌ای که تا کنون آورده‌اید، از جانبِ او بوده است.

آزادیِ شگرفی پدید می‌آید زمانی که بتوانیم به محدودیت‌های خود بخندیم و به والدینِ آسمانی نجوا کنیم: ”پس تمامِ این مدت تو بوده‌ای!به یک معنا، آن روز و آن لحظه، آغازِ واقعیِ مسیرِ شما به‌عنوانِ والدینِ روحی، معلم و ابلاغ‌کنندهٔ کلامِ خدای زنده خواهد بود.

۵. تلفیقِ شگفت‌انگیز: ”محبتِ عمیق“ و ”اقتدارِ الهی“

در متنِ آموزه‌های الهیاتی دیدیم که واعظ و رهبرِ حقیقی کسی است که دو ویژگی را با هم تلفیق کند: صمیمیت (محبت) و قدرت (اقتدار).

  • بدون محبت و فروتنی: دادنِ کلام و خدمتِ ما خشن، متکبرانه و دورکننده خواهد بود.
  • بدون اقتدار و شجاعت: خدمتِ ما بی‌خاصیت، ضعیف و منفعل خواهد شد.

نگاهی به پولس رسول بیندازید؛ او می‌گوید با محبتِ یک مادرِ شیرده به ایمانداران عشق می‌ورزید (اول تسالونیکیان ۲: ۷)، اما در برابرِ گناه و تاریکیِ عصرِ خود با شجاعتِ یک شیر می‌ایستاد! و یا در سخنانِ والدینِ راستین داریم که از ما خواستند همیشه با قلبی والدینی در لباسِ یک خدمتکار به پیش برویم، مردم را در آغوش بگیریم و کلام را ابلاغ کنیم.

شما به عنوان فرزندان و نمایندگانِ والدینِ راستین، باید این پیوند را در وجودِ خود متجلی سازید. وقتی با یک انسانِ رنج‌دیده مواجه می‌شوید، با حلم، فروتنی و محبتی بی‌پایان گوش فرادهید؛ اما وقتی کلامِ نجات و حقیقتِ تازه را ابلاغ می‌کنید، با اقتدارِ روح‌القدس و صلابتِ حقیقت سخن بگویید!

۶. فراخوان به عمل و دعای پایانی

امروز بگذارید این بارِ سنگین از روی دوشتان برداشته شود و جای خود را به حضورِ قدرتمندِ روح‌القدسِ واقعی، والدینِ راستین و والدینِ آسمانی بدهد. وقتی به دیدار میهمانان و فرزندان روحی‌تان می‌روید پیش از آنکه متن سخن را آماده کنید، وجودِ خودتان را در حضورِ والدینِ آسمانی آماده سازید. از ضعف‌های خود نترسید، بلکه آن‌ها را به آستانِ فیضِ او بیاورید تا قدرتِ والدینِ راستین در شما کامل شود.

”پیام و موعظهٔ من با کلماتِ حکمت‌آمیز و ترغیب‌کننده نبود، بلکه با نشان دادنِ قدرتمندانهٔ روح همراه بود؛ تا ایمانتان بر حکمتِ انسانی استوار نباشد، بلکه بر قدرتِ خدا.“ اول قرنتیان ۲: ۴-۵