مقدمه: عطش مقدس و تضادهای وجودی انسان
عزیزان و جویندگان حقیقت، امروز در نقطهای حساس از سفر روحی خود ایستادهایم؛ نقطهای که آرمانهای والای آسمانی با واقعیتهای ملموس و زمینی زندگی ما برخورد میکنند. همه ما در خلوت خود به این آگاهی رسیدهایم که رسالت اصلی ما در این جهان «عشق ورزیدن» و «آموختن» است. این دو، بالهای پرواز ما به سوی ابدیت هستند.
اما چقدر بارها در دل خود احساس کمبود کردهایم؟ این احساس کمبود، یک «عطش مقدس» است؛ نشانهای از اینکه ظرف وجودی شما بزرگتر شده است. به قول سقراط، هر چه بیشتر میدانیم، بیشتر میفهمیم که هیچ نمیدانیم. در عشق نیز چنین است؛ هر چه بیشتر وارد این اقیانوس میشویم، میفهمیم قلبمان چقدر تشنهتر است.
با این حال، در دنیای واقعی با دو گره کور مواجه میشویم: ۱. در مسیر عشق، گاهی با کسانی همسفر میشویم که در عین خواست عمیق برای دوست داشتن، توانایی آن را در خود نمیبینیم و هیچ محرک حسی ما را به وجد نمیآورد. ۲. در مسیر آگاهی، مشغلههای بیپایان زندگی، قسطها، کار و مسئولیتها ما را چنان در بر میگیرند که از آموختن بازمیمانیم و حسرتی جانکاه در دلمان باقی میماند.
امروز میخواهیم با کلام خدا و سخنان والدین راستین، راه باز کردن این دو گره را بیابیم.
بخش اول: بال اول؛ عشق و خدمت عملی در زمان خشکی قلب
وقتی درون ما خالی از احساس است و هیچ جرقه یا محرکی برای دوست داشتنِ اطرافیان یا حتی نزدیکترین عزیزانمان پیدا نمیکنیم، ارزش واقعی عشق مشخص میشود. اگر ما فقط زمانی عشق بورزیم که محرکی زیبا وجود دارد، این عشق نیست؛ این یک «تجارت عاطفی» یا پاسخ به غریزه است. ارزش عشق راستین در «انتخابِ فراتر از احساس» است.
نگاه کتاب مقدس: عشق به مثابه رفتار و عهد
کتاب مقدس محبت را یک احساس گذرا نمیداند، بلکه آن را یک «عمل و سبک زندگی» معرفی میکند. در رساله اول قرنتیان، باب ۱۳، آیات ۴ تا 7 میخوانیم:
”محبت بردبار و مهربان است؛ محبت حسد نمیبرد؛ محبت فخر نمیفروشد و کبر و غرور ندارد. رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را نمیجوید؛ به آسانی خشمگین نمیشود و کینه به دل نمیگیرد؛ محبت از بدی مسرور نمیشود، امّا با حقیقت شادی میکند. محبت با همه چیز مدارا میکند، همواره ایمان دارد، همیشه امیدوار است و در همه حال پایداری میکند.“
در این تعریف ماندگار، هیچ سخنی از “احساسات پرشور یا محرکهای بیرونی” نیست؛ همهچیز درباره رفتار، صبوری و خدمت است. همچنین در رساله اول یوحنا، باب ۳، آیه ۱۸ آمده است: ”ای فرزندان، بیایید محبت کنیم، نه به زبان و در گفتار، بلکه به راستی و در کردار!“ وقتی توانایی حسی ندارید، باید از «فعلِ» دوست داشتن شروع کنید: خدمت کردن، احترام گذاشتن و برداشتن قدمهای کوچک برای دیگری، بدون هیچ انتظار و یا پاداش فوری.
آموزه چان سانگ گیانگ: متصل شدن به منبع عشق راستین
در کتاب چان سانگ گیانگ، والدین راستین به ما یاد میدهند که منتظر تحریک حسی از سوی دیگران نباشیم:
”عشق راستین یعنی زندگی کردن برای خاطر دیگران بدون چشمداشت و به یاد سپردن. شما نباید منتظر بمانید تا کسی شما را مجذوب کند تا به او عشق بورزید؛ بلکه باید قلب خود را مستقیم به منبع عشق الهی وصل کنید. خداوند مانند خورشید است؛ او منتظر شایستگی زمین نمیماند، بلکه بیدلیل و بیقید و شرط میتابد. وقتی از خودخواهی عبور کنید و خدمت عملی را آغاز کنید، یخ قلب به مرور ذوب میشود و احساس به عنوان یک پاداش الهی به قلب شما بازمیگردد.“
بخش دوم: بال دوم؛ آموختن ابدی در هیاهوی مشغلههای زندگی
بسیاری از ما با حسرت زندگی میکنیم؛ حسرت کتابهای نخوانده و آگاهیهای کسبنشده که زیر آوار کارهای روزمره دفن شدهاند. اما ارزش آموختن در حجم اطلاعات انباشتهشده یا مدارک تحصیلی نیست، بلکه در ”کیفیت حضور و نگاه دانشآموز ابدی به کل هستی“ است.
نگاه کتاب مقدس: کتاب باز آفرینش
عیسی مسیح هرگز به شاگردانش نگفت برای شناخت خدا به مدارس بزرگ الهیات بروند و غرق در کاغذبازی شوند؛ بلکه آنها را به بطن زندگی و طبیعت برد. او در انجیل متی، باب ۶، آیات ۲۶ و ۲۸ میفرماید:
”پرندگان آسمان را بنگرید که نه میکارند و نه میدِرَوَند و نه در انبار ذخیره میکنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی میدهد… سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو میکنند؛ نه زحمت میکشند و نه میریسند. …“
این یعنی جهان هستی یک کتاب باز و بیانتهاست. آموختنِ ابدی یعنی تبدیل کردن مشغلهها به متون درسی. وقتی در اوج شلوغی کار و زندگی هستید، چالشها، استرسها و رفتارهای خودتان و دیگران را مطالعه کنید. این بالاترین سطح خودشناسی و حکمت الهی است.
آموزه چان سانگ گیانگ: صیقل دادن روح با تلاشهای کوچک
در کتاب چان سانگ گیانگ، والدین راستین ما را از غرق شدن در حسرتها برحذر میدارند و به اقدام در لحظه دعوت میکنند:
”جهان هستی تجلی مادی از قلب و قوانین خداوند است. کسی که مشتاق یادگیری است، نیاز به زمانهای بیپایان ندارد؛ او از هر اتفاق، هر فردی که ملاقات میکند و حتی از چالشهای سخت کاریاش درس میگیرد. قطرات کوچک آب هستند که اقیانوس را میسازند؛ تلاشهای کوچک روزانه و بیدار بودن در لحظه، روح شما را صیقل میدهند و ذهن را همیشه پویا، زنده و جوان نگه میدارند.“
برای رهایی از این حسرت، باید قانون «خردهعادتها» را پیاده کرد؛ گوش دادن به یک کلام عمیق در حین رانندگی، یا تامل روی رفتارهایمان در طول یک روز شلوغ. یادتان باشد که خدا از شما کارهای قهرمانانه و عجیب نمیخواهد. یک لبخندِ ارادی بدون حس قبلی، یا ۵ دقیقه تامل در مسیر خانه، همان بهشتی است که شما روی زمین میسازید.
نتیجهگیری: ساختن بهشت در زمان حال
به نظر میرسد مسیر واقعی و اصیل زمانی آشکار میشود که ایده را به عمل گره بزنیم. زندگی در زمان حال، وقتی با عشق جاری در لحظه (حتی در زمان سردی قلب) و اشتیاق برای آموختن (حتی در اوج مشغله) همراه شود، زیباترین نسخه ممکن از زندگی را میسازد.
یاد بگیریم که:
- در مورد عشق: وقتی حسی نداریم، مأیوس نشویم؛ دست به خدمت عملی و بیصدا بزنیم. احساس، پاداشی است که بعد از عملِ صالح از سوی خدا به قلب ما بازمیگردد.
- در مورد آموختن: حسرت وقت نداشته را نخوریم؛ کل جهان را کلاس درس ببینیم و با نگاه یک دانشآموز ابدی، در دل شلوغترین روزها نیز حکمت را صید کنیم.
پس منتظر نمان که احساس برای تو ایجاد شود یا وقت خالی برای تو بوجود آید، بلند شود و عمل کن. اینگونه است که با این دو بال صیقلخورده، تکه تکه بهشت را روی همین زمین و در همین زندگی کنونی بنا خواهیم کرد.
دعا
والدین آسمانی و خدای مهربان، تو را سپاس میگوییم برای عطش مقدسی که در وجود ما نهادی. به ما قدرتی عطا کن تا در روزهای سردیِ قلب، عهد عشق و خدمت عملی را نشکنیم. به ما چشمانی بینا ده تا در هیاهوی مشغلههای روزمره، تو و حکمتت را در تمام جزئیات هستی بیاموزیم. بگذار زندگی ما در زمان حال، تجلی اراده و ملکوت تو باشد…. اجو!