سخنان والدین راستین
…ما میدانیم که خداوند هم جهان فرشتگان و هم جهان انسانها را آفرید. در این صورت، جهان فرشتگان چگونه جهانی است؟ تنها زمانی که انسانها همچون گلهای خوشبو و زیبا شکوفا شوند و به میوه بنشینند، خانه شیرین محبت کامل خواهد شد. تمامی نیروی حیات از آنجا آغاز میشود و همه موجودات زنده قادر خواهند بود در آنجا به هماهنگی نائل شوند. انسانها منشأ این هماهنگیاند. اگر فرشتگان آسمانی، با محوریت چنین انسانهایی، قلمروی درونی از هماهنگی پدید میآوردند که در آن مانند پروانهها و زنبورها با انسانها تعامل میکردند، آنگاه جهان به باغ گلِ هماهنگی تبدیل میشد. در آنجا خدا، انسان و فرشتگان همگی در شادی و خوشحالی میبودند. تمامی جهان آفرینش در محبت غوطهور میشدند و جشن بهاری محبت آغاز میگشت.
…بزرگ فرشته ابلیس حوا را فریفت. برای تحقق مشیت تاریخی در قلمرو بزرگ فرشته، کافی نیست که تنها نماینده بزرگ فرشته به کمال برسد. زیرا بزرگ فرشته حوا را ربود و او را به سقوط کشاند؛ یعنی او را به قلمرو شیطانی فرشته برد. پس قلمرو نیکوی بزرگ فرشته باید آماده بازگرداندن حوا شود. از آنجا که شیطان حوا را ربود و جایگاه نخستین اجداد و نیاکان انسان را غصب کرد، شخصی در موقعیت بزرگ فرشته در حوزه الهی باید مأموریت نفی این روند را انجام داده و عروس را آماده سازد. به جای حوایی که به خواست خدا خیانت کرد، بزرگ فرشته در حوزه الهی در موقعیتی است که باید همه آن خیانت را جبران کند.
…در اصل، آدم و حوا باید با محوریت خداوند بر فرشتگان سلطنت میکردند، اما این روند وارونه شد و فرشته بر آدم و حوا سلطه یافت. به همین دلیل، پرداخت غرامت از طریق پسر دوم انجام میشود؛ کسی که جانب آدم یا خدا را نمایندگی میکند، با پیروزی بر قابیل که جانب بزرگ فرشته یا شیطان را نمایندگی میکند. چون هابیل در چنین موقعیتی ایستاد، خدا قربانی او را با خوشنودی پذیرفت. قابیل که میدانست هابیل شادی را به خدا بازگردانده، نباید اندوهگین میشد که قربانیاش پذیرفته نشد؛ بلکه باید هابیل را دوست میداشت و از طریق او به پیشگاه خدا نزدیک میشد. اگر چنین کرده بود، همانجا پایگاهی برای مشیت نجات برقرار میشد. اما قابیل از اینکه هابیل محبت خدا را دریافت کرده بود، دچار کینه شدید شد و برادرش را کشت. در نهایت، همانگونه که بزرگ فرشته بر آدم سلطه یافت، قابیل که در موقعیت بزرگ فرشته در جانب شیطان ایستاده بود، هابیل را که در موقعیت آدم در حوزه الهی بود، زد و کشت. در اینجا میتوانیم ثمرات گناه روحی و جسمی را مشاهده کنیم.
گزارشی از دکتر سنگ هان لی
۱. جهان اصیل فرشتگان
هنگامی که انسان به فرشته میاندیشد، معمولاً تصویر زیبایی، نیکویی و لطافت او در ذهن نقش میبندد. اما وظیفهٔ اصلی فرشته چیست؟ وظیفهٔ فرشته ابلاغ فرمانهای خداوند به انسان و یاری رساندن به او در هنگام سختی و دشواری است. به بیان ساده، فرشته موجودی روحی است که خداوند او را برای خدمت به انسان آفریده است. زیرا هدف آفرینش خداوند، عشق ورزیدن به انسان است.
حال این پرسش پیش میآید که ماهیت وجودی فرشته چگونه است؟ شاید کنجکاو باشید که آیا فرشته دارای جسم مادی یا فیزیکی است یا نه. خداوند فرشتگان را نه با بدن جسمی، بلکه تنها با وجود روحی آفرید. پس این سؤال مطرح میشود که فرشتهای که جسم ندارد چگونه میتواند در برابر انسان دارای جسم ظاهر شود و با او ارتباط برقرار کند؟ انسان در زندگی زمینی با بدن مادی و فیزیکی زندگی میکند، اما هنگامی که به جهان ابدی میرود، بیاستثنا بدن را کنار میگذارد و به صورت روح، یعنی بعنوان موجودی روحی، وارد دنیای روح میشود. این ارواح میتوانند هر زمان در برابر نسلهای زمینی ظاهر شوند و به آنان یاری رسانند.
فرشته گرچه تنها پیکر روحی دارد، اما چون روح خدمتگزار خداست، میتواند برای انسان فعالیتهای گستردهای انجام دهد. دامنهٔ فعالیت فرشتگان بسیار وسیع است. در اینجا بهطور مشخص دربارهٔ فعالیتهای آنان توضیح داده میشود. نخست این پرسش پیش میآید که آیا فرشته مذکر است یا مؤنث؟ همانگونه که پیشتر گفته شد، فرشته بهعنوان روح خدمتگزار خدا آفریده شد. بنابراین باید توانایی پذیرش و انجام هر مأموریت دشوار را داشته باشد، از این رو به صورت مذکر آفریده شد. با این حال، وقتی انسان به فرشته میاندیشد، بیشتر چهرهای لطیف و زیبا همچون زن را تصور میکند. پس چرا خداوند فرشته را به صورت مرد آفرید؟
پاسخ ساده است: عالم روح فراتر از زمان و مکان است. در آنجا هر موجود میتواند هر آنچه را که در ذهن دارد ظاهر یا ناپدید سازد. بنابراین، هرچند فرشته در اصل به صورت مرد آفریده شده، میتواند برای یاری انسان به شکل زن زیبا نیز ظاهر شود. بهویژه هنگامی که فرشته با انسان ارتباط برقرار میکند یا به او کمک میرساند، بسته به شرایط میتواند در هیأتهای گوناگون ظاهر گردد. وظیفهٔ اصلی فرشته این است که تا حد امکان با زیباترین صورت و رنگهای گوناگون انسان را مجذوب سازد. پس گرچه فرشته در اصل مذکر است، اما هنگامی که در برابر انسان ظاهر میشود، تنها به صورت زن دیده میشود، نه اینکه واقعاً زن باشد. آنچه تاکنون دربارهٔ زیبایی فرشتگان شنیدهاید، در حقیقت به معنای آن است که آنان پیامآوران خدا هستند.
— ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۰ —
(1) قانون چهار فصل و جهان فرشتگان
در طبیعت، تغییرات چهار فصل آشکار است. پس از زمستان، بهار بیهیچ کموکاست و بیوقفه فرا میرسد. هرچند انسانها ممکن است به سبب سرمای زمستان آن را ناخوشایند بدانند، اما زمستان به وقت خود میآید و میرود. این قانون طبیعی از آغاز آفرینش خداوند تاکنون، هزاران و میلیونها سال، بیوقفه و مطابق با نظم الهی ادامه یافته است. خداوند هرگز تابستان را سرزنش نمیکند که «چه میکنی؟» یا پاییز را که «چرا هنوز خبری از تو نیست؟». چهار فصل زمین همانگونه که در هنگام آفرینش مقرر شد، همچنان مطیع آن قانون هستند.
به همین سان، پس از آنکه خداوند جهان فرشتگان را آفرید، فرشتگان نیز مطابق با قانون الهی در هر گوشه و در هر موقعیت دشوار، سازمانیافته و مطیع باقی ماندهاند و وظیفهٔ خود را به انجام رساندهاند. هرچند پس از سقوط انسان، جامعهٔ بشری دچار فساد و آلودگی شد، اما سازماندهی فرشتگان که برای خدمت به انسان آفریده شده بود، همچون گردش چهار فصل، بیوقفه ادامه یافته است. حتی اگر دشواریهایی فراتر از تصور انسان بر فرشتگان وارد شود، آنان همچنان مطابق با جهت مشیت الهی و قانون خداوند عمل میکنند. سازماندهی و نظم فرشتگان همچون دستگاههای یک کارخانه است که با فشردن یک کلید برق، همهٔ ماشینها یکباره به حرکت درمیآیند.
انسان تنها با فرمان خداوند حرکت میکند و چیزی را درمییابد و فعالیت مینماید. اما در اصل، انسان باید حتی بدون فرمان مستقیم، بتواند قلب خدا را دریابد و بفهمد که قلب خداوند در کجا و چه نیازی دارد. این همان سیمای اصیل فرزند خداست. هرچند انسانِ امروز دگرگون شده و دیگر نمیتواند قلب و مشیت خدا را دریابد، اما فرشتگان که برای انسان آفریده شدند، هرگز از قانون بنیادین آفرینش خداوند منحرف نشدهاند.
سازماندهی و نظم فرشتگان و فعالیتهای آنان مستقیماً با «کلید قلب خدا» پیوند دارد. بنابراین، هر تغییر در قلب خداوند بیدرنگ در سازمان فرشتگان منعکس میشود. هنگامی که به این سازمان و نظم فرشتگان میاندیشیم، باید دریابیم که خداوند تا چه اندازه انسان را دوست دارد. محبت خدا به فرزندانش با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. تنها به خاطر عشق به فرزند است که خداوند حتی در گوشههای تاریک (جهان) نیز میخواهد گرمای وجودش از طریق فرشتگان جاری شود. این همان معنای اصیل آفرینش جهان فرشتگان توسط خداوند است.
– ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۰ –
(2) سیمای جهان فرشتگان
هنگامی که خداوند جهان فرشتگان را آفرید، مأموریت را نه به تکتک فرشتگان، بلکه بر اساس سازماندهی و گروههای آنان مقرر فرمود. فرشتگان در سطوح گوناگون سازماندهی شدهاند و تحت هر سازمان، گروههای مختلفی تشکیل شده است. از این رو فرشتگان میتوانند در اشکال و سیمای گوناگون ظاهر شوند. آنان بسته به موقعیت، گاه برای تبریک شادی انسان، گاه برای رساندن پیام و انجام مأموریت، و گاه برای ابلاغ پیشگویی، به صورتهای متفاوت جلوه میکنند. مأموریت ویژه و منحصر به فرد هر فرشته سبب میشود که ظاهر او نیز به گونهای خاص تغییر یابد.
هرچند مأموریت و عنوان فرشته تغییر نمیکند، اما دامنهٔ فعالیت او میتواند لباس و ظاهرش را کاملاً دگرگون سازد. همانگونه که انسان در زندگی زمینی برای هر آیین و مراسم، پوشش متفاوتی برمیگزیند، فرشته نیز چنین است. هیچکس برای شرکت در مراسم سوگواری لباس رنگارنگ جشن نمیپوشد. با این حال، پوشش فرشتگان با لباس انسانهای زمینی تفاوت دارد؛ آنان نه به خرید و دوخت لباس نیاز دارند و نه به زمان، بلکه فراتر از زمان و مکان، جامهٔ خود را میپوشند. لباس فرشتگان بسته به زمان و مکان تغییر میکند.
لباس فرشتگان همچون اطاعت از فرمانی پنهانی، در یک لحظه به شکلی زیبا و باشکوه درمیآید. هنگامی که فرشتگان به سوی مجلسی روانه میشوند، حرکت آنان سبب میشود که شکل و رنگ لباسشان تغییر کند. و در هنگام حرکت، نور و درخششی خیرهکننده از آنان ساطع میشود. بیشتر انسانهای زمینی قادر به دیدن این جلوهها نیستند.
بسیاری از انسانها شاید در رؤیا یا خیال، ظاهر فرشتگان را دیده باشند، اما آنچه در عالم روح دیده میشود کاملاً متفاوت است. بهویژه انسانهای زمینی نمیتوانند رنگهای درخشان و نورهای باشکوه لباس فرشتگان را ببینند. زیبایی فرشتگان در نگاه جسمانی انسان با آنچه در عالم روح با چشم روحی دیده میشود، قابل مقایسه نیست.
این زیبایی فرشتگان بازتابی نمادین از محبت خداوند به فرزندانش است. هنگامی که خداوند فرشتهای را برای رساندن پیامی به فرزندش میفرستد، میخواهد او را شاد کند، در آغوش محبت قرار داده و آرامش و سعادت را به دلش منتقل سازد. شاید انسان بیندیشد که «مرد با لباس پرزرقوبرق چقدر میتواند زیبا باشد؟» اما کافی است به پوشش رقصندگان مرد در زمین بیندیشید؛ آیا میتوان آن را با شکوه فرشتگان مقایسه کرد؟ هنگامی که انسان زمینی در خیال سیمای فرشتگان را میبیند، تنها به صورت زن زیبا جلوه میکند.
سیمای فرشتگان لحظهبهلحظه تغییر میکند و بسته به حوزهٔ فعالیتشان در اشکال گوناگون ظاهر میشوند. آنچه انسان با چشم جسمانی دیده، بیگمان زیباست، اما سیمای واقعی آنان بسی زیباتر است. گاه با هیبتی باشکوه و مقتدر، گاه با سیمای لطیف و پاکیزهٔ زنانه، در هر حال جلوهٔ آنان بینهایت زیباست. اما حقیقت روشن وم واضح این است که فرشتگان در هر سیمایی که باشند، همواره هماهنگ با «آنتن قلب خداوند» حرکت میکنند. پس ما انسانها باید از صمیم دل به خدای والدین، که جهان فرشتگان را برای ما آفرید، سپاسگزاری کنیم.
– ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۰ –
(۳) جایگاه فعالیت فرشتگان
پیشتر درباره سیمای جهان فرشتگان گفتیم. اکنون شاید این پرسش پیش آید که جایگاه انسان با جایگاه فرشتگان چه تفاوتی دارد؟
خداوند پیش از آفرینش انسان، همهٔ محیطهایی را که برای شادی، آرامش و لذت انسان لازم بود آماده ساخت. و برای مواردی که ارتباط مستقیم میان خدا و انسان ممکن نبود، جهان فرشتگان را آفرید. خداوند فرشتگان را در دوردست قرار نداده تا در هنگام نیاز آنان را فراخواند، بلکه همیشه در نزدیکترین جایگاه به انسان قرار داده است تا از فرزندانش محافظت کنند. از این رو، جایگاه اقامت فرشتگان بسته به گروه و مأموریت آنان متفاوت است. هر گروه فرشتگان مأموریت ویژهای دارد و جایگاه آنان بر اساس همان مأموریت تعیین شده است.
انسان میتواند در خانه بماند، به محل کار برود یا در تعطیلات به کوه و دریا سفر کند. در هر یک از این مکانها، فرشتگان نیز حضور دارند. در هر جایی که انسان حرکت کند یا اقامت داشته باشد، فرشتگان مطابق با فرمان خداوند در همان مکان فعالیت میکنند. انسان باید دریابد که در هر فعالیت و هر مکان، دست خداوند همواره همراه اوست.
با این حال، گاه انسان در قلمرو حمایت فرشتگان است ولی از برکات آنان بهرهمند نمیشود. زیرا اگرچه فرشته با فرمان خداوند نهایت تلاش را برای حفاظت از انسان میکند، اما قدرت او در برابر نفوذ شیطان و نیروهای اجداد و نیاکان محدود است و نمیتواند مداخله کند. همچنین، در مورد کسانی که مأموریت ویژهای از جانب خدا دارند، فرشتگان بدون اجازهٔ خداوند نمیتوانند تأثیر بگذارند؛ زیرا خداوند میخواهد آنان را در مسیر دشواری و سختیها همچون زر ناب استوار سازد.
پس انسان باید دریابد که هر بخش از زمین، تحت حمایت خداوند است. حتی در سختترین شرایط، باید بهعنوان موجودی جسمی احساس مسئولیت تازهای داشته و این حقیقت را همواره به یاد بسپارد.
– ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۰ –
(۴) گسترهٔ فعالیت فرشتگان
خداوند خواست تا انسان او را بشناسد، محبتش را احساس کند و رابطهٔ پدر و فرزند میان خدا و انسان برای همیشه برقرار گردد. فعالیت فرشتگان میتواند به هر نقطهای از زمین برسد. البته بسته به اینکه فرمان خداوند مستقیم یا غیرمستقیم به جایی برسد، جلوهٔ محبت الهی ممکن است بزرگ یا کوچک باشد. اما هر جلوهای، هرچند متفاوت در ظاهر، باز هم بیانگر محبت خداست.
در زندگی زمینی، گاه انسان هنگام شنا در ساحل دریا ناگهان با حادثهٔ غرق شدن روبهرو میشود. در چنین لحظهای، فرشتگان چگونه عمل میکنند؟ بیتردید آنان تمام توان خود را برای نجات فرزند خدا به کار میگیرند. با این حال، باید حقیقتی روشن شود: در کنار فرشتگان خدا که در خدمت او هستند، فرشتگان شیطان و ارواح پلید نیز وجود دارند که میکوشند انسان را به قلمرو تاریکی بکشانند. بنابراین، شرایط و محیط هر فرد تعیین میکند که در کدام جبهه قرار گیرد. از همین رو، نبردهای بیشمار میان فرشتگان و نیروهای شیطانی در طول تاریخ رخ داده است.
اینگونه نیست که فرشته از ضعف در برابر شیطان شکست بخورد؛ بلکه هنگامی که شیطان و ارواح پلید شرایطی را بر انسان تحمیل کنند که فرشته نتواند مداخله کند، یا مأموریت آن انسان در قلمرو شیطان باشد، تأثیر فرشته محدود میشود.
از آغاز تاریخ بشر، جنگهای بیشماری میان فرشتگان نیک و فرشتگان پلید در جریان بوده است. در جهان فرشتگان، جنگهایی شکل گرفته که با هدف اصیل آفرینش آنان تفاوت داشت و این حقیقت قلب خداوند را سخت آزرده است.
انسان باید به یاد داشته باشد که از آغاز، در محیطی پرورش یافته که تحت حمایت بیشمار فرشتگان بوده است و باید زندگی خود را بر محور همان محیط سامان دهد.
– ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۰ –
(۵) رابطهٔ ارواح و فرشتگان
در عالم روح، ارواح بیشماری حضور دارند. پرسش این است که این ارواح چگونه با فرشتگان ارتباط برقرار میکنند و رابطهٔ آنان چگونه است. هنگامی که انسانِ زمینی زندگی جسمی خود را به پایان رسانده و وارد عالم روح میشود، بیاستثنا هر کس به جایگاه مقرر شده خود میرود و در موقعیت تعیینشده زندگی میکند. سیمای این ارواح بسته به جایگاه و موقعیتشان متفاوت است.
چهرهٔ ارواحِ طبقهٔ عالی با ارواحِ طبقهٔ پست تفاوت چشمگیری دارد؛ همانگونه که در زندگی زمینی، ظاهر و پوشش اشراف با گدایان متفاوت است. جایگاه ارواح در عالم روح بر اساس نتیجهٔ زندگی زمینی آنان تعیین میشود؛ و این «قانون آسمانی» است. بنابراین، رابطهٔ ارواح با فرشتگان نیز بسته به جایگاهشان متفاوت است.
برای نمونه، ارواحی که در طبقهٔ عالی زندگی میکنند، در محبت خداوند به سر میبرند و فرشتگانی که مأمور ابلاغ دستورات ویژهٔ خدا هستند، با آنان همراهند. این فرشتگان هنگام ابلاغ فرمان الهی، سیمایی باشکوه و کامل به نمایش میگذارند و با ارواح ارتباط برقرار میکنند. شاید این پرسش پیش آید که چرا ارواحِ عالیمرتبه فرمان را مستقیماً از خدا دریافت نمیکنند و باید از طریق فرشته بشنوند؟ پاسخ روشن است: همانگونه که در زندگی زمینی گاه فرمان مستقیم از بزرگترین مقام صادر میشود و گاه از طریق واسطهها، در عالم روح نیز چنین است. ارواحِ عالیمرتبه گاه مستقیماً از خدا فرمان میگیرند و گاه از طریق فرشتگان. اما چون فرشتگان حامل فرمان مستقیم خدا هستند، ارواح بدون هیچ تردیدی آن را میپذیرند. و چون فرشتگان در سیمایی درخشان و باشکوه ظاهر میشوند، ارواح هیچ احساس کمبود یا ناراحتی ندارند.
اما فرشتگانی که نزد ارواحِ طبقهٔ پست ظاهر میشوند چه میکنند؟ مأموریت فرشتگان در همهٔ طبقات یکسان است: خدمت به انسان. با این حال، فرشتگانِ طبقهٔ پایینی عالم روح رنج بیشتری میبرند و سیمای آنان به اندازهٔ فرشتگانِ طبقهٔ عالی درخشان نیست. این وضع شبیه زندگی زمینی است؛ هنگامی که با انسانهای نیکوکار با قلبی گشاده و پذیرا روبهرو میشویم، حال و هوای ما روشن و شاد میشود، اما وقتی با انسانهای خشن با قلبی بسته و ناسازگار مواجه میشویم، حال و هوای ما تیره و محیط برای ما خسته کننده میگردد. در محیطهای تیره و آکنده از بوی ناخوشایندِ ارواحِ پست، فرشتگان نمیتوانند سیمای باشکوه خود را آشکار سازند.
از این رو، هرچند فرشتگان یکساناند، سیمای آنان بسته به جایگاه فعالیتشان بطور متفاوت جلوه میکند. رابطهٔ ارواح و فرشتگان رابطهٔ «فاعل و مفعول» است. فرشتگان به سراغ فرزندان زمینی میروند تا یاری برسانند، و در عالم روح نیز به سراغ ارواح میروند تا همکاری کنند. اصل یاریرسانی فرشتگان به انسان، چه در زمین و چه در جهان روح، یکسان است.
در نتیجه، هدف بنیادین خداوند از آفرینش فرشتگان، یاری و محبت به انسان در زمین و در عالم روح است. این همان محبت بیتغییر خداست. انسان باید در هر دو جهان، از خداوندی که ما را محافظت نموده و دوست میدارد، عمیقاً سپاسگزار باشد. همهٔ ما باید در برابر محبت بیپایان خداوند، شخصیت خود را کامل (نیل به کمال فردی) کنیم، خانوادهٔ خود را به کمال برسانیم و جایگاه فرزند خلف خدا را استوار سازیم.
– 2 اکتبر ۲۰۰۰ –
(۶) شمار فرشتگان
محبت خداوند نسبت به انسان، که او را آفرید و دوست میدارد، چیزی است که ما انسانها بهسختی میتوانیم بهطور کامل درک کنیم. همانگونه که والدین در هر حال نگران فرزند خود هستند، خداوند نیز در هر گوشه و هر موقعیت، برای حفاظت از فرزندانش فرشتگان بیشماری را گماشته است.
برای نمونه، انسان در زندگی زمینی به ساحل دریا میرود، شنا میکند، بر ماسهها استراحت میکند یا بازیهای گوناگون انجام میدهد. در هر یک از این مکانها، هرچند به چشم انسان دیده نمیشود، فرشتگان حضور دارند. آنان همواره همراه با هر حرکت انسان حرکت میکنند. همانند زمانی که برای عبور شخصی بزرگ فرش گسترده میشود، فرشتگان نیز پیوسته راه انسان را آماده و محافظت میکنند و از سر تا پا، حرکتهای او را به خداوند گزارش میدهند. با این حال، انسان بهندرت این حقیقت را احساس میکند.
اما هنگامی که انسان در قلمرو حمایت فرشتگان زندگی میکند و ناگهان با حادثهای چون غرق شدن روبرو میشوند، فرشتگان چه میکنند؟ تعداد بیشمار فرشته برای انسان زیسته و همراه او هستند، اما اگر انسان از «قانون آسمانی» منحرف شود، حرکت فرشتگان در یک لحظه تغییر میکند. همانگونه که هیچکس نمیتواند فردی را که در لحظهٔ برقگرفتگی نجات دهد، اگر انسان از مسیر الهی خارج شود، فوراً از قلمرو حمایت فرشتگان جدا میشود. بنابراین، شیوهٔ حفاظت فرشتگان بسته به معیارهای زندگی انسان تغییر میکند؛ معیارهایی چون اندیشه، نیت، رفتار روزمره، اعمال دیگران در حق او، و معیارهایی که خداوند میخواهد.
تعداد و شمار فرشتگانی که برای انسان گماشته شدهاند، از جمعیت کل زمین بیشتر است. با این حال، هر فرشته در جایگاه خود باقی میماند و مطابق با فرمان خداوند عمل میکند.
خداوند پس از آفرینش انسان، نهتنها در دوران رشد بلکه پس از بلوغ کامل نیز محیطی فراهم کرده است که فرشتگان بتوانند در هر زمان و هر مکان از انسان محافظت کنند. این فرشتگان بر اساس اندیشههای انسان حرکت نمیکنند، بلکه مطابق با جهت و فرمان خداوند عمل میکنند. از این رو، انسان نمیتواند بهراحتی حرکت آنان را درک کند. تنها زمانی که جهت، هدف و معیار زندگی انسان در قلمرو حمایت فرشتگان قرار گیرد، او میتواند مستقیم به سوی جایگاه خداوند رهسپار شود.
ما انسانها باید از اینکه بهعنوان فرزندان خدا آفریده شدهایم، سرشار از شادی و سپاسگزاری باشیم و بطور بیپایان از این نعمت و برکت بزرگ قدردانی کنیم.
– 5 اکتبر ۲۰۰۰ –
۲. جهان فرشتگان پس از سقوط ابلیس
هنگامی که خداوند فرشتگان را آفرید، هرگز پیشبینی نکرد که فرشتهٔ اصلی سقوط کند و به همین دلیل فرشتهٔ دیگری نیافرید. ابلیس در اصل بهعنوان فرشتهای برای انسان آفریده شد، اما جایگاه خود را ترک کرد و با قرار دادن خود در جایگاه خداوند به تقلید از او زندگی کرد. در این روند، ابلیس از همهٔ ابزارها و روشها بهره گرفت تا دیگر فرشتگان را به سوی خود جلب کند. هر بار خداوند او را در سطوح گوناگون اندرز داد، اما ابلیس سخن خدا را نادیده گرفت و در خفا پایگاهی برای خود ساخت. آیا خداوند از این امر بیخبر بود؟ نه، بلکه چون فرزندانش را دوست داشت، گردهم آوردن فرشتگان را آغاز کرد.
اما چرا حوّا، که همواره با خداوند در ارتباط بود و از حمایت فرشتگان برخوردار، فریب ابلیس را خورد و به رفتار و جایگاهی خلاف اصل سقوط کرد؟ این نکته باید این حقیقت روشن شود. چه پیش از سقوط و چه پس از آن، چه در زمین و چه در عالم روح، هدف اولیه آفرینش خداوند تغییر نکرده و محبت او به انسان همواره ثابت مانده است.
با این حال، انسان در مسیر رشد مسئولیت خود را بهطور کامل انجام نداد و فرشتگان نیز نتوانستند در حوزه الهی باقی بمانند. از این رو، آنان به وسوسهٔ ابلیس که میگفت جایگاهشان میتواند همچون خدا ارتقا یابد، گوش سپردند. همانگونه که انسانها میل به تحقق هدف آفرینش دارند، فرشتگان نیز چنین میلی داشتند و به همین دلیل در برابر وسوسهٔ ابلیس آسیبپذیر شدند. بدینسان، برخی فرشتگان از خداوند جدا شدند و فرمان ابلیس را پذیرفتند. در نتیجه، فرشتگان بیشمار آفریدهٔ خداوند به دو دسته تقسیم شدند. با شروع کار و فعالیت ابلیس در هر نقطهای، گروهی از پیروان او انسان را وسوسه کردند، به او آسیب رساندند و حتی نیرویی در برابر خداوند با توان جنگیدن تشکیل دادند.
پس چرا خدا فرشتگانی را که از ابلیس پیروی کردند، به حال خود رها نمود؟ آیا نمیتوانست آنان را فراخواند و با سرزنش مانع پیرویشان از ابلیس شود؟ پاسخ روشن است: همانگونه که میدانید، این امر به سبب رشد انسان بر پایهٔ مسئولیت فردی اوست. فرشتگان نیز موضوع سلطهٔ انسان و تحت فرمان او هستند، بنابراین خدا نمیتوانست در کار فرشتگانی که از ابلیس پیروی کردند، دخالت کند.
خدا چون باید با محبت فرمانروایی کند، ناگزیر بود بر پایهٔ محبت و اصل فرمان دهد. در غیر این صورت، خدا فرزندان خود، یعنی آدم و حوّا را که در مرحلهای که به بلوغ نرسیده و مسئولیت خود را به انجام نرسانده بودند، از دست میداد و نمیتوانست در جایگاهی قرار گیرد که مستقیماً به فرشتگانی که پیرو ابلیس بودند فرمان دهد. همانگونه که در اصل الهی روشن شده است، خدا نمیتوانست مستقیماً در کار ابلیس یا حوّا که به قلمرو غیر اصولی سقوط کرده بودند، دخالت کند.
در این میان، ابلیس تمام توان خود را به کار گرفت تا جهان خود را تبلیغ کند. اگر چه خدا نمیخواست، جهان فرشتگان به دو بخش تقسیم شد: جهان فرشتگانِ پیرو ابلیس و جهان فرشتگانِ اصلیِ خدا. بدین ترتیب، در قلمرو فرشتگان، دو جبهه پدید آمد: فرشتگان نیک در جانب خدا و فرشتگان شریر در جانب شیطان.
– ۵ اکتبر ۲۰۰۰ –
(۱) جهان فرشتگانِ شریر
از میان فرشتگان اصلی که خدا آفریده بود، آن دسته که با نوسیئل زندگی میکردند، ارتباطشان با عناصر حیاتی گوناگون ــ مانند «عناصر روح زنده» که باید از خدا دریافت میکردند ــ تقریباً قطع شد و در عوض از ابلیس عناصر شرارت، همچون حسادت، رشک، غرور و حرص بیحد را دریافت کردند. بدینسان فرشتگان گرداگرد ابلیس به موجوداتی با عناصر شیطانی بدل شدند و سیمای زیبا و درخشان اصلیِ عدول کرده و در مقام خدا رفتار میکرد، اما در عین حال پیوسته در هراس و اضطراب میزیست، زیرا بیم داشت که روزی هویت واقعیاش آشکار شود. از این رو، فرشتگان پیرو او و دیگر موجودات نیز در فضایی آکنده از ترس، نگرانی و اضطراب زندگی میکردند. یاران ابلیس همواره نگران بودند که انسانهای خدامحور چه زمانی عملیات پاکسازی علیه آنان را آغاز خواهند کرد. با این همه، ابلیس با اندیشهای باطل میپنداشت که اگر شمار پیروانش به اندازهٔ کافی زیاد شود، حتی خدا نیز کاری از پیش نخواهد برد. در چنین وضعیتی، آنان بشریت را به تاریکی کشاندند، خدا را فریب دادند و بشر را آزار و رنج دادند.
این ماجرای مظلومانه، اکنون با آغاز تاریخ تازهٔ هزارهٔ جدید، یکایک آشکار شده است. خدا حتی فرشتگانی را که برای انسان آفریده بود، به ابلیس واگذار کرده و صبر پیشه نمود. با ظهور والدین راستین، این داستان غمانگیز تاریخیِ خدا روشن گردید. اکنون انسان باید دریابد که با به تسلیم واداشتن ابلیس، مسئولیت بازگرداندن جهان فرشتگان به جایگاه اصلی خود بر دوش ماست. باید چهرهٔ شیطانی را به چهرهٔ اصلی فرشته بازگردانیم و زمین و آسمان را یکسره به مالکیت خدا برگردانیم. در این زمین هیچ چیز نیست که دست آفرینش خدا بر آن نرسیده باشد. همهٔ انسانها، همهٔ جهان، و همهٔ موجودات زمین و آسمان از آنِ خدا هستند.
اکنون روزی نزدیک است که در این کیهان، همهٔ موجوداتی که از آفرینش خداوندی بهرهمند شدهاند، سیمای خاص و زیبای منحصر به فرد خود را آشکار سازند. در آن هنگام، انسان و تمامی آفریدگان با خدا همنوا خواهند شد و روزهای خوشبختی را در تجبره خواهند کرد. ما همگی باید با یقین کامل باور داشته باشیم که آن روز بهزودی فرا خواهد رسید و تمام توان خود را برای تحقق جهان اصیل آفرینش خدا به کار گیریم.
– ۹ اکتبر ۲۰۰۰ –
(۲) هویتِ ارواحِ شرّ
هنگامی که خداوند انسان را آفرید، برای آنکه انسانِ نابالغ را دوست بدارد و از آنها محافظت کرده و به آنها یاری برساند، فرشتگان را آفرید. اما برخی از این فرشتگان، با پیروی از وسوسهٔ ابلیس، به سیمای شیطانی بدل شدند. آنان همراه با ابلیس انسان را آزار و رنج دادند و تاریخ را به بدترین شکل رقم زدند.
پس «روح شرّ» یا «ارواحِ شریر» چه نوع موجوداتی هستند؟ آیا خداوند موجودی جداگانه به نام «روح شرّ» آفرید؟ پاسخ منفی است. ارواح شریر همان انسانهایی هستند که خداوند آفرید، اما آنان در زندگی زمینی ارادهٔ خدا را نادیده گرفتند و از وسوسهٔ ابلیس پیروی کردند. انسانی که در زندگی زمینی خدا را خدمت کند و کارهای نیک انجام دهد، هرگز پس از ورود به عالم روح به روح شرّ تبدیل نمیشود. اما کسی که در زمین بهعنوان گناهکاری غیرقابل بخشش زندگی کرده باشد، پس از مرگ به جایگاه ارواح شریر میرود؛ همان جهنمِ عالم روح.
با این حال، همهٔ کسانی که در جهنم هستند، الزاماً به روح شرّ بدل نمیشوند. ساکنان جهنم همیشه در همان محیط یا جایگاه خود باقی نمیمانند، بلکه گاه سرگردان و آواره میشوند، و حتی کسانی که در یک مکان ثابت ماندهاند نیز گاه جایگاه خود را ترک میکنند. اینان همان ارواح شریرند. پس چگونه یک روح جهنمی به روح شرّ تبدیل میشود؟
در عالم روح، فرشتگان خوب و فرشتگان پلید هر دو فعالیت دارند. هنگامی که فرشتگان شریر میخواهند قدرت خود را گسترش دهند، اغلب نزد جهنمیان میروند و آنان را پیوسته وسوسه میکنند. مثلاً به برخی جهنمیان میگویند: «تو را به جایی بهتر از اینجا خواهم برد»، و با فریب، آنان را وادار میکنند که از محیط کنونی خود ناراضی شوند و دلشان برای ترک آنجا لک بزند. در چنین وضعیتی، جهنمیان که زندگیشان سرشار از رنج و فلاکت است، آرزوی شدیدی پیدا میکنند که به محیطی بهتر منتقل شوند.
فرشتگان شریر همچنین به ارواحی که وجودشان از درد شدید رنج میبرد نزدیدک شده و به آنها وعدهٔ درمان میدهند، اما در واقع به نسلهای آنان آسیب میرسانند، بیماری بوجود آورده یا کار و زندگی فرزندانشان را مختل میسازند. آنان در هر راهی دست به فریب میزنند تا قدرت خود را افزایش دهند. چون در ظاهر به ارواح جهنمی کمک میکنند، این ارواحِ گرفتار در شرایط سخت جهنم بهراحتی فریب میخورند و به دنبال فرشتگان شریر میروند.
در چنین وضعیتی، ارواح جهنمی با شیطان همپیمان میشوند تا انسانهای زمینی را آزار دهند. نزدیکترین کسانی که آنان میتوانند مورد حمله قرار دهند، فرزندان و نسلهای خودشان هستند. بنابراین، آنان به سراغ نسلهای خویش میروند و همراه با فرشتگان شریر و ارواح سرگردانِ جهنمی، انسانهای زمینی را آزار میدهند. در نتیجه، انسان ممکن است به بیماریهای سخت گرفتار شود و به بیمارستان کشانده شود، یا حتی به سبب بیماریهای ناشناخته جان خود را از دست دهد. در این هنگام، روحی که بدن خود را از دست داده است دوباره به جهنم بازمیگردد و در پناهگاه شیطان جای میگیرد، و بدینسان قدرت شرّ روزبهروز افزایش مییابد. در این روند، آن روح در جایگاهی پررنج و تنهایی باقی میماند، در حالی که خداوند همواره چشمانتظار بازگشت فرزندش به آغوش اوست. هر روحی که به سبب وسوسهٔ فرشتگان شریر (شیطان) به جایگاهی خلاف اصل سقوط کند، به روح شرّ بدل میشود.
با این حال، در زمین انسانهایی هستند که با ایمان و خرد خود ماهیت شیطان و ارواح پلید را درست تشخیص داده و وسوسههای آنان را شکست میدهند. شما باید واقعیت زندگی خود را بهخوبی بشناسید و بر خود مسلط باشید تا در دام وسوسهٔ شیطان یا ارواح پلید گرفتار نشوید. بیشتر مؤمنان میتوانند بر وسوسههای شیطان و ارواح پلید غلبه کنند. اگر کسی نتواند ماهیت شیطان و ارواح پلید را درست تشخیص دهد، بهتر است حتماً با پیشکسوتی در زندگی که از نظر ایمان، شخصیت و همهٔ جنبهها برتر است مشورت کند. در هر حال، ما انسانها باید با دقت ویژه مراقب باشیم تا در دام وسوسهٔ شیطان یا ارواح پلید نیفتیم.
در عصر عهد جدید، عصری که انسانها با نام خود دعا کرده و گزارش میدهند، والدین راستین حقایق بسیاری را برای ما آشکار کردهاند تا بتوانیم به ورای تمامی موانع برویم. بنابراین، باید با روحیهٔ یک مؤمن بالغ بکوشیم تا در این سرزمین جاودان به جایگاهی که خدا نمیخواهد سقوط نکنیم. در این زمانه، لازم است بار دیگر به موضع و رفتار خود بنگریم. اکنون که ماهیت ابلیس و پیروانش آشکار شده است، دیگر هیچ چیزی برای ترس وجود ندارد.
از سوی دیگر، باید این حقیقت را هرچه زودتر به همهٔ مردم زمین برسانیم. بنابراین، امید است که همهٔ شما پناهگاههایی را که پیروان ابلیس در آن سکونت دارند، بهکلی نابود کنید. این کار راهی است برای تثبیت جایگاه من و فراهم کردن مأمن ایمان من. بدینسان، باید تمام توان خود را به کار گیریم تا هرچه زودتر مأمن صلحآمیزی استقرار یابد که در آن بتوانیم والدین جاودان خود، خدا را میزبانی کنیم.