تدریس ۳۵

 

در بخش قبلی به این نتیجه رسیدیم که مسیحیت تنها در سطح روحی توانست یک فرهنگ جهانی تاسیس کند و اینکه چرا نتوانست روح و جسم انسان را متحد سازد، و اینکه روح ما با واقعیتهای جسمی سروکار دارد و اینکه چرا ما هنوز با جنگها بین کشورها و نژادها و مذاهب از یک طرف و از طرف دیگر درگیریهای چپ و راست در امور دولتی در هر کشوری روبرو هستیم که همه ناشی از شکست عیسی در انجام ماموریتش بود.

با این همه ما امید داریم، چون همانطور که یوشع پایۀ موسی را به صورت واقعیتی قابل توجه با ورود موفقیت آمیز به کنعان بنا کرد، خدا پسر خود را دوباره بر روی زمین خواهد فرستاد. همانطور که موسی یوشع را صدا زد و ماموریت خود را به او واگذار کرد، عیسی نیز جانشین خود را صدا زده و ماموریت خود را به او محول کرده و ما قادر خواهیم بود تا با پیروی از همان اصول بازسازی پایۀ عیسی را به صورت یک واقعیت اساسی برپا کنیم.

اما ما می‌خواهیم تا با توسعه بخشیدن به مطالعات خود در کتابهای مقدس، حتی پا به ورای آنها گذاشته و با تشخیص الگوها و روشهای عنوان شده در کتاب مقدس، بدنبال شواهد آن در تاریخ بعد از کتاب مقدس باشیم.

مورخان علمی با بررسی دوره‌های تاریخ بشری، اغلب شاهد مواردی هستند که در آن خصوصیات یک دوره در تاریخ در دوره های دیگر تکرار می‌شود. تعدادی از مورخان مثل  اسپنگلر و توینبی به این اشاره کرده‌اند که تاریخ در یک وضع مارپیچی پیشرفت می‌کند که از طریق اصل الهی ما ‌می‌توانیم دلیل آن را درک کنیم.

وقتیکه در تاریخ رویدادهای یک دوره در طی دوره جدید تکرار میشود، اصل الهی این دو دوره را دوره‌های موازی و یا هویت زمانی مشیت شده معرفی میکند. هویت زمانی مشیت شده چگونه شکل می‌گیرد؟ این دوره‌ها به این دلیل شکل می‌گیرند که تاریخ بشری، مشیت بازسازی از جانب خدا است. همانطوری که گفته شد، مشیت بازسازی مردم را در مسیری مخالف جهت سقوط قرار داده تا از این طریق بتواند پایه برای ظهور ناجی را بنا کند.

در مطالعات کتاب مقدس متوجه شده‌ایم که وقتی یک شخص مرکزی در انجام مسئولیتش برای بازسازی پایه برای ظهور ناجی شکست می‌خورد، دورۀ مشیت شده متمرکز بر آن فرد به پایان می‌رسد. با این همه چون خدا تحقق واقعی خواستش را مقدر کرده است، فردی دیگر را انتخاب می‌کند تا همان ماموریت مشابه را به انجام برساند. و چون این دورۀ جدید درواقع دورۀ قبلی را بازسازی می‌کند ما شاهد رویدادهای مشابه مشیت شده مناسب با دورۀ جدید هستیم. به این ترتیب دوره‌های بازسازی در موازات یکدیگر قرار می‌گیرند و بعبارت دیگر عصر هویت زمانی مشیت شده شکل می‌گیرد.

این دیدگاه تاریخی بنیادین اصل الهی است و ما در اینجا به قوانین موجود در این دوره‌ها نگاهی میاندازیم:

نخست، وقتیکه مشیت بازسازی تمدید می‌شود، این تمدید ممکن است تا سه بار تکرار شود. چرا مشیت بازسازی تکرار می‌شود؟ همانطور که می‌دانید تقدیر خواست خدا مطلق است، اما انجام آن همیشه نسبی است. خواست خدا زمانی بواقعیت درمی‌آید که انجام سهم مسئولیت خدا و انجام سهم مسئولیت انسان با هم ترکیب شوند. بر این اساس وقتیکه شخص مرکزی در مشیت الهی در انجام سهم مسئولیت خود شکست بخورد، خدا مشیت الهی را با انتخاب یک شخص مرکزی دیگر تمدید می‌کند.

قانون تمدید سه بار براساس این نکته است که خدا ماهیتی براساس عدد سه بوده و همه چیز در شباهت به او در سه مرحله با حالت حیات، حرکت و رشدشان آفریده شده‌اند. بنابراین ممکن است که مشیت بازسازی تا سه مرحله تمدید شود. جبران شکست در خانوادۀ آدم در سه مرحله در خانواده‌های نوح و ابراهیم تمدید شد. جبران شکست ابراهیم در پیشکش قربانی‌های سمبولیک در پسرش اسحق و نوه‌اش یعقوب (یا نسل سوم) تمدید شده به انجام رسید. دوره‌های موسی و عیسی هر کدام به سه دوره تمدید شدند. بنابراین تمامی دورۀ مشیت بازسازی نیز تا سومین مشیت بازسازی تمدید شد یعنی آدم اول، آدم دوم (عیسی) و سرانجام آدم سوم (ناجی در ظهور دوباره).

دوم، لازم است تا شرطهای غرامت در یک گسترۀ طولانی زمانی فروریخته و در یک دورۀ زندگی واحد بازسازی شود. شرطهای انباشته شده در تاریخ مشیت شده بواسطۀ شکستها که باید براساس انجام سهم مسئولیت ما به انجام برسند، شرطهای عمودی غرامت نامیده می‌شوند. وظیفۀ شخص مرکزی در انجام تمامی آنها در یک دورۀ زمانی کوتاه، بازسازی افقی از طریق غرامت نامیده می‌شود. بعنوان مثال، ابراهیم می‌بایست از طریق پیشکشهایش تمامی شرطهای عمودی غرامت از خانوادۀ آدم و خانوادۀ نوح را بازسازی می‌کرد. یعقوب نیز می‌بایست تمامی شرطهای عمودی غرامت انباشته شده در طی ۱۲ نسل از زمان نوح را از طریق برپائی شرطی بصورت بازسازی افقی از طریق غرامت، به انجام میرساند. به همین خاطر صاحب دوازده پسر شد که به صورت دوازده قبیلۀ اسرائیل توسعه پیدا کرد. عیسی نیز برای اینکه بتواند تمامی شرطهای عمودی غرامت انباشته شده از زمان یعقوب را در یک مدت کوتاه بازسازی نماید، دوازده حواری و هفتاد پیرو انتخاب کرد که خدا در زمان یعقوب با دوازده پسر و هفتاد خویشاوند او کار کرد، و در زمان موسی با دوازده قبیلۀ اسرائیل و هفتاد ریش‌سفید قوم کار کرد. 

سوم، بازسازی افقی همچنین می‌تواند بصورت عمودی به انجام برسد. به خاطر اینکه ابراهیم در پیشکش قربانیهای سمبولیک شکست خورد، این شرط بطور عمودی در سه نسل از طریق اسحق و یعقوب تمدید شد که در برگیرندۀ دوره‌های ۱۲۰ سال، ۴۰ سال، ۲۱ سال و ۴۰ سال بود. بدینسان ابراهیم از طریق سه نسل شرطهای افقی غرامت را بصورت عمودی به انجام رسانید بگونه‌ای که انگاری تمدیدی صورت نگرفته است.

چهارم، دورۀ زمانی ضروری برای تاسیس پایۀ ایمان وجود دارد. بعبارت دیگر ما باید در طی یک دورۀ زمانی با تاسیس چهارپایۀ اساسی تجسم اعداد مشخصی بشویم. ما در مسیر تکمیل چهار پایۀ اساسی به یک دورۀ زمانی غرامت برای بازسازی اعدادی نیاز داریم که تحت تسلط شیطان قرار گرفتند. و ما نمودار این اعداد در تاریخ را داریم . آنها کدام اعداد هستند؟

  1. عدد ۱۲ باید بازسازی شود. بعنوان مثال: ۱۲۰ سال طول کشید تا نوح بتواند کشتی را بسازد. ۱۲۰ سال رهبری موسی، ۱۲۰ سال پادشاهی متحده، ۱۲۰ سال امپراطوری روم مقدس شارلمانی.
  2. عدد ۴ باید بازسازی شود. بعنوان مثال: ۴۰ روز روزۀ موسی، ۴۰ روز جاسوسی در کنعان، چهل روز روزۀ عیسی، چهل روز رستاخیز عیسی.
  3. عدد ۲۱ باید بازسازی شود. عدد ۷ مجموع اعداد ۳ و ۴ است. ۳ عدد بهشت و ۴ عدد زمین است. مراحل رشد یعنی تشکیل رشد و کمال هر کدام به یک دوره براساس عدد هفت نیاز دارند که در کل ما عدد ۲۱ را خواهیم داشت بعنوان مثال: نوح کبوترهایی را سه بار به فاصلۀ ۷ روز به بیرون از کشتی فرستاد. کار سخت یعقوب در سه دوره ۷ ساله در حران، ۲۱۰ سال دورۀ اسارت و بازگشت بنی‌اسرائیل، ۲۱۰ سال دورۀ اسارت و بازگشت پاپها به روم که در آستانۀ اصلاحات مذهبی در اروپا صورت گرفته بود.
  4. عدد چهل باید بازسازی شود. وقتیکه چهار عدد چهار پایۀ اساسی ضربدر ۱۰ عدد اتحاد بشود، حاصل چهل خواهد بود بعنوان مثال، خدا و نوح چهل روز سیلاب را تحمل کردند. نوح چهل روز بعد از اینکه کشتی بر روی کوه آرارات نشست، اولین کبوتر را به بیرون فرستاد. چهل روز روزۀ موسی، چهل سال سرگردانی بنی‌اسرائیل در بیابان، چهار صد سال از زمان نوح تا ابراهیم، چهار صد سال بردگی بنی‌اسرائیل در مصر و چهارهزار سال از آدم تا عیسی.

پنجم، دورۀ هویت زمانی متمرکز بر نسلها است. در بررسی تاریخ آموختیم که خدا ده نسل بعد از آدم یعنی ۱۶۰۰ سال بعد از آدم نوح را بعنوان شخص مرکزی برای تاسیس پایۀ‌ ایمان صدا زد. اما وقتیکه بواسطۀ اشتباه هام، دومین پسر نوح، خدا مجبور شد تا مشیت بازسازی را تمدید کند، ابراهیم را چهار صد سال بعد از نوح صدا زد. اجازه دهید تا اهمیت عدد ۱۶۰۰ و ده نسل را در دورۀ مشیت بازسازی را بررسی کنیم.

دورۀ رشد از سه مرحله تشکیل شده که هر کدام از آنها شامل سه مرحلۀ کوچکتر هستند که عدد ۹ را بوجود می‌آورند. بنابراین آفرینش بعد از طی طریق از عدد ۹، می‌تواند وارد حوزۀ تسلط مستقیم خدا شده و در یگانگی با خدا هدف آفرینش را بواقعیت درآورد. عدد ۱۰ عدد بازگشت یا اتحاد نامیده می‌شود. بر این اساس، خدا نوح را  ده نسل بعد از آدم صدا زد، و به این وسیله به جایگاهی برای تاسیس یک آدم تازه بازگشت.

قرار بود تا آدم و حوا با طی طریق از دورۀ ده مرحله‌ای بالغ شوند که در این صورت، آنها با تکمیل عدد چهل، تجسم کامل ۴۰ می‌شدند. بعد هر مقام چهار پایۀ اساسی می‌بایست از دورۀ غرامت برای بازسازی عدد چهل طی طریق کند که بدینوسیله عدد ۱۶۰ نتیجه می‌شود. و از آنجائیکه مردم سقوط کرده می‌بایست این عدد را در طی ده نسل تکمیل کنند، می‌بایست یک دورۀ غرامت ۱۶۰۰ ساله را به انجام برسانند.

به همین صورت، خدا ابراهیم را ده نسل یا چهار صد سال بعد از نوح صدا زد. اما این بار بواسطۀ کوتاه شدن عمر انسان، ده نسل به جای ۱۶۰۰ سال، ۴۰۰ صد سال به طول انجامید.

با توجه به بررسی رویدادها در کتاب مقدس، شش مرحله از زمان آدم تا یعقوب (۱۶۰۰ سال از آدم تا نوح،  ۴۰۰ سال از نوح تا ابراهیم، ۱۲۰ سال از ابراهیم تا یعقوب، چهل سال تا گرفتن حق نخست زادگی از جانب یعقوب، ۲۱ سال تا بازگشت از هران از جانب یعقوب، و چهل سال تا نخست وزیری یوسف در مصر) عصر مشیت شده پایۀ بازسازی خوانده می‌شود که هویت زمانی سمبولیکی است. و این دورۀ زمانی برای تاسیس پایۀ‌ خانوادگی برای ظهور نجات دهنده بود به همین خاطر همه چیز در سطح خانوادگی بود.

دومین دوره دوهزار سال در شش مرحله که با ورود یعقوب و خانواده‌اش به مصر شروع شد و تا ظهور عیسی ادامه پیدا کرد. (۴۰۰ سال بردگی در مصر، ۴۰۰ سال دوره قضات، ۱۲۰ سال پادشاهی متحده اسرائیل، ۴۰۰ سال دوره تقسیم پادشاهی شمال و جنوب اسرائیل، ۲۱۰ سال اسارت یهودیان و بازگشت آنها، و ۴۰۰ سال آمادگی برای ظهور نجات دهنده) این دوره عصر مشیت شدۀ بازسازی نامیده می‌شود که هویت زمانی چیزی بین سمبولیک و واقعی است که ما آن را هویت زمانی فرضی می‌نامیم. این دوره‌ای برای تاسیس پایۀ قومی برای ظهور نجات دهنده بود.

بدنبال آن، دوهزار سال با شش مرحله از زمان عیسی تا عصر حاضر است (۴۰۰ سال رنج و آزار تحت امپراطوری روم، ۴۰۰ سال کلیساهای مسیحی تحت تسلط اسقف سالاری، ۱۲۰ سال پادشاهی متحده مسیحی، ۴۰۰ سال تقسیم پادشاهی شرق و غرب، ۲۱۰ سال اسارت و بازگشت پاپها، و ۴۰۰ سال آمادگی برای ظهور دوباره نجات دهنده) که در این دوره مسیحیان با ایمان با شور و حرارت منتظر ظهور دوبارۀ عیسی بودند. آنها در اطاعت از عیسی در عین فشارها و سختیهای بسیار به هر گوشۀ کره زمین رفته تا به کلام و عشق عیسی شهادت دهند.

این دوره عصر مشیت شدۀ تمدید بازسازی نامیده می‌شود و در آن بعنوان دورۀ هویت زمانی واقعی، پایه در سطح جهانی برای ظهور نجات دهنده تاسیس میشود.

همینطور که متوجه شدید، تاریخ مشیت بازسازی از اصل آفرینش براساس عدد شش تبعیت کرده است که شبیه به شش مرحله یا شش روزی است که خدا تمامی جهان هستی را آفرید. ما همچنین در مسیر بازسازی شاهد بکارگیری عدد سه یا سه مرحله هستیم که کمال دوره‌های تشکیل، رشد و کمال است.

این ممکن است که انتزاعی به نظر برسد اما ما داریم از مردم و از مردان و زنانی مثل من و شما صحبت می‌کنیم که با این امید زندگی می‌کردند تا روزی شاهد یک دنیا با زندگی بهتری باشند اما نمی‌دانستند که کی و چطور می‌توانند به چنین چیزی دست پیدا کنند. اینها پدران و مادران ما در طول اعصار گذشتۀ تاریخ بشری هستند. و اصل الهی نشان می‌دهد که چطور زندگی هر فردی به نقشه و برنامۀ مشیت رستگاری از جانب خدا پیوند خورده و چگونه فرزندان خدا یک روز در غالب خانواده‌های عشق راستین در بهشت خواهند زیست.

تا به اینجا ما از مسائل مربوط به خانواده‌های آدم، نوح، ابراهیم در طی دوهزار سال دورۀ عصر مشیت شده پایۀ بازسازی صحبت کردیم. در بخش آینده عصر مشیت شده برای بازسازی و عصر مشیت شده برای تمدید بازسازی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.