حوزه جهنم
از مجموعه گزارشات دکتر سنگ هان لی، از دنیای روح
1. وضعیت جهنم
جهنم همان جایی است که خداوند بیش از هر چیز از آن بیزار است؛ مکانی که قلب او را غم و اندوهی بیپایان فرا میگیرد. انسانهای زمینی هنگامی که در زندگی با سختی و مشقت روبهرو میشوند، اغلب میگویند: «این زندگی مثل جهنم است!» یا «چه زندگی جهنمی دارم!». اما حقیقت آن است که جهنم واقعی بسیار دشوارتر و طاقتفرساتر از هر تجربهای است که انسان در زمین میچشد.
در آنجا هیچ چیز مطابق میل پیش نمیرود، شادی و امیدی یافت نمیشود و سختترین بخش آن آشکار بودن رنجهاست؛ هر کس ناچار است چهرهی دردآلود خود را نشان دهد، بیآنکه بتواند آن را پنهان سازد. همین آشکارگیِ رنجها دشمنی میان افراد را برمیانگیزد و فضای آن مکان را سنگینتر میکند. ساکنان جهنم هیچ امید و آرامشی ندارند؛ همواره خشمگین، دلتنگ و گرفتار روزمرگیای ملالآورند.
برخلاف زمین که حتی در سختترین شرایط روزنهای از آسایش و خوشی دیده میشود، در جهنم هیچ زیبایی و آرامشی وجود ندارد. هوا آکنده از بوی ناخوشایند است و محیطی تاریک و گرفته همهجا را فرا گرفته، تا آنجا که دیدن اطراف دشوار میشود.
هر کس در آنجا نتیجهی زندگی زمینی خود را به بدترین شکل تجربه میکند. اگر بهشت جایی است که انسان زیباترین جلوهی وجود خویش را آشکار میسازد، جهنم مکانی است که انسان با زشتیهای اعمالش زندگی میکند. حتی گیاهان و جانوران آنجا رنگ و نور خود را از دست دادهاند و در خاموشی و تاریکی فرو رفتهاند. روابط میان انسانها گسسته است و هیچکس توان آشکار کردن نور و حقیقت وجودی خود را ندارد. به بیان دیگر، انسانها از ذات اصیل خویش دور افتادهاند و ویژگیهای انسانیشان محو شده است. همهی موجودات در پردهای از تاریکی پوشیده شدهاند و نمیتوانند زیبایی و روشنایی خاص خود را بروز دهند.
آیا این مکان برای همیشه چنین خواهد ماند؟ ساکنان جهنم حتی نمیدانند چگونه به اینجا آمدهاند و چرا باید چنین سخت زندگی کنند. اما آیا راهی برای رهایی وجود ندارد؟ خداوند اراده کرده است که این مکان را از میان بردارد، دیوارها و حصارهایش را فرو بریزد و آن را به سرزمینی زیبا و پرنور بدل سازد؛ جایی که همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند. این همان قلب خداوند و دست نجاتبخش اوست.
به همین دلیل، در جهنم نیز سمینارها، آموزشها و مکانهایی برای تربیت برپا شده است. هر کس در این آموزشها شرکت کند و مطابق خواست خداوند به انسانی تازه تبدیل شود، راه نجات برایش گشوده خواهد شد. حتی نمایندگان مذاهب گوناگون میتوانند در اینجا حضور یابند و راههای تبلیغ فردی نیز فراهم است، تا آموزش برای گروههای مختلف انجام گیرد. با این حال، بیشتر افراد نمیتوانند از دیدگاههای محدود خود فراتر روند و اگر هم نجات یابند، تنها اندکی هستند که به مراتب بالاتر دست مییابند.
با وجود این، کسانی بودهاند که توانستهاند از حصار جهنم بیرون آیند. برای بازسازی این مکان و رساندن آن به حالت ایدهآل مد نظر خدا، تلاشهای گستردهای در زمینهی آموزش و تربیت در جریان است. مهمترین مسئولیت بر دوش «هونگجین» نهاده شده است؛ او میکوشد پیش از آنکه «پدر راستین» به عالم روح وارد شود، وضعیت جهنم را سامان دهد. در کنار او، «پارک جانگگو» مبلغ پرشوری است که همچون ببر میکوشد، و در کنار چهرهی اندوهگین هونگجین، امید آن میرود که قلبهای بیمار ساکنان جهنم هرچه زودتر به سوی حقیقت گشوده شود. ما آمادهایم تا برای بازگرداندن این مکان به حوزهی الهی، حرکت بزرگی را آغاز کنیم.
– ۱۷ اکتبر ۲۰۰۰
۲. ساختار جهنم
نام جهنم برای خداوند حقیقتاً واژهای است آکنده از درد و رنج؛ چنانکه او حتی سخنی دربارهی این مکان بر زبان نمیآورد، اما ما میکوشیم قلب و احساس او را دریابیم.
ساختار جهنم هیچ شباهتی به بهشت یا برزخ ندارد. این مکان بیش از هر چیز به زندگی پایینترین طبقات زمینی شباهت دارد، اما بسیار سختتر و طاقتفرساتر است. در آنجا، چه صبح باشد و چه شب، هیچ تغییری در جریان زندگی رخ نمیدهد. در زمین، حتی فقیرترین افراد گاهی اندکی کمک دریافت میکنند یا میتوانند شادی دیگران را ببینند، اما در جهنم حتی دیدن شادی دیگران نیز ممکن نیست.
برای نمونه، در زمین انسان صبح، ظهر و شب به محل کار یا وظیفهی خود میرود تا برای تأمین خوراک و پوشاک تلاش کند و در ازای زحمتش دستمزدی بگیرد. این همان زندگی مشترک زمینی است. اما در جهنم، حتی اگر صبح از خواب برخیزند، هیچ کار و هیچ محل کاری برای رفتن وجود ندارد. و اگر هم کاری باشد، همهی کسانی که در آنجا گرد آمدهاند، خود از ساکنان جهنماند. بنابراین نه تنها محل کار، بلکه خانه و محیط اطراف نیز همواره به میدان جنگ شباهت دارد. هیچکس قصد یاری یا محبت ندارد و تنها زندگی فردمحور و خودخواهانه دیده میشود.
در نتیجه، کار بیثمر است، فضای زندگی همیشه تاریک و گرفته است و همه با چهرههای خسته و رنجدیده در کنار هم روزگار میگذرانند.
در اینجا نیز مانند زمین، سازمانها و طبقات وجود دارد. اما حتی طبقات بالاتر جهنم، زندگیشان سختتر از پایینترین طبقات زمینی است. طبقات پایین جهنم چنان وضعیتی دارند که در زمین به ندرت دیده میشود.
وقتی مسئولان سازمان بخواهند دیگران را گرد آورند و مشورت کنند، هیچکس بهدرستی حاضر نمیشود. اگر مردم بارها دعوت شوند، تنها با پرتاب اشیای اطراف و بر زبان آوردن زشتترین ناسزاها پاسخ میدهند. تشریح چنین وضعیتی برای انسانهای زمینی بسیار دشوار است. بنابراین، هرچند سازمان و ساختار وجود دارد، هیچ کارکردی ندارد. به همین دلیل، جهنم بهخودیِ خود قادر به ایجاد تغییر یا انقلاب نیست.
مدتی است که «هونگجین» برنامهای تازه برای جهنم آغاز کرده و تلاش میکند با بخشیدن بیقید و شرط کالاهای ضروری به ساکنان طبقات پایین، به آنان نزدیک شود. ساکنان جهنم آنقدر زندگی سخت و طاقتفرسایی دارند که تنها به حل مشکلات خود میاندیشند. اما ما به آنان میآموزیم که خدا را بشناسند و دریابند تلاش برای یافتن ذات حقیقیشان نتیجه خواهد داد. آنان درمییابند که چون خدا را نمیشناختند و در گناه زندگی میکردند، به چنین وضعیتی گرفتار شدهاند. ما به آنان نشان میدهیم که وضعیت کنونیشان بازتاب زندگی سقوطکردهی خودشان است و از این راه، زندگی راستین را به آنان آموزش میدهیم.
وقتی اندکی تغییر در رفتارشان پدید آید، به آنان آموزش داده میشود که نتیجهی تلاش خود را از طریق خدمت به دیگران به دست آورند. همانگونه که ضربالمثل میگوید: «شروع، نیمی از راه است»، ما باور داریم روزی ثمرات زیبا فراخواهد رسید؛ به همین دلیل با جدیت در تلاش هستیم.
اما هر بار که به این مکان میآیم، خواهشی از انسانهای زمینی دارم: لطفاً هرگز به اینجا نیایید. فاصلهی جهنم تا برزخ بسیار دور است. پس چه زمانی میتوان به حضور خدا رسید؟
– ۲۰ اکتبر ۲۰۰۰
۳. انسانهای جهنم و زندگی آنان
خداوند در هنگام آفرینش انسان، جهنم را نیافرید تا مردمان آن همیشه در رنج و عذاب بمانند. او همواره به فرزندانش که در جهنم گرفتارند میاندیشد و دلش از حال آنان آزرده و غمگین است.
روزی خداوند مرا صدا زد و فرمود: «سنگهون! بزرگترین آرزوی تو چیست؟ در چه زمانی بیشترین خوشی را احساس میکنی و در چه زمانی قلبت از بیشترین ناراحتی و درد رنج میبرد؟»
من در پاسخ عرض کردم: «خداوندا، بفرمایید؛ هر سخنی که میخواهید بیان کنید.» سپس پرسیدم: «آیا میخواهید فرزندان رنجکشیدهی خود را ببینید؟» خداوند فرمود: «سنگهون! تو قلب و احساس مرا درک میکنی!»
در همان لحظه، در دل تاریکی و سیاهی، نوری ضعیف و لرزان پدیدار شد و در امتداد آن، قطرات ریز و درخشان همچون دانههای نقرهای پیدرپی فرو میریختند. با دقت نگریستم و دریافتم که آن چیزی جز اشکهای خداوند نبود؛ اشکهایی از اشتیاق دیدار فرزندانش. خواستم این اشکها را در آغوش گرفته و به جهنم ببرم تا به آنان بگویم: «این قطرات، اشکهای خداوند هستند؛ اشکهایی که از شوق دیدن فرزندانش جاری شده و به صورت دانههای درخشان گرد آمده است.» چنین لحظاتی بارها رخ داده بود، اما هنوز شرایطی فراهم نشده بود تا بتوان این حقیقت را برای آنان آشکار ساخت.
روزی «هونگجین» همراه با «یونگجین» به سختی به جهنم رفتند تا این مکان دردناک را به او نشان دهند. مبلغ «پارک» که به «تایگر پارک» شهرت داشت، آنان را همراهی میکرد و گفت: «هنوز زود است.» اما هونگجین و یونگجین با یک صدا پاسخ دادند: «اشکالی ندارد.»
ناگهان زنی در برابر ما ظاهر شد؛ زنی که از سر تا پا در فاضلاب فرو رفته و بیرون آمده بود. او فریاد زد: «مرا نجات دهید!» معلوم شد که این زن در جوانی دست به خودکشی زده و سالهای بسیاری را در این مکان گذرانده بود. او با التماس خواستار نجات بود. هونگجین و یونگجین با دیدن این صحنهی دلخراش، به تکاپو افتادند و با قلبی مملو از اشتیاق برای نجات او اطراف را نگریستند. اما چنین انسانهای درمانده در آنجا بسیار بودند. آنان در اوج ناتوانی تنها میگفتند: «این پیام ما را به خداوند برسانید» و سپس خاموش میماندند.
در آن روز، دو برادر تنها به یکدیگر نگاه کردند و هیچ سخنی بر زبان نیاوردند.
اما صحنههای جهنم تنها به این موارد محدود نمیشود. کسانی که به سبب فساد جنسی نابود شدهاند، در میان گودالهایی پر از مارهای هولناک سرگردان و هراساناند. آنان که به خاطر حرص و طمع مال و اموال دیگران به جهنم آمدهاند، دهانشان شکافته و معدهشان بیرون ریخته است. کسانی که با دروغ دیگران را نکوهش کرده بودند، چشمانشان از حدقه بیرون زده و زبانشان از دهان آویزان است. و آنان که به خاطر خیانت در اموال عمومی نابود شدهاند، زیر ساختمانهای عظیم له شدهاند. این صحنهها بیشمار است و قابل شمارش نیست.
این انسانها چه زمانی میتوانند به جایگاه اصیل خود بازگردند؟ روزی خداوند فرمانی ویژه به «هونگجین» داد: «هرچه زودتر همهی آنان را از رنج و عذاب رها کن.» چون شمارشان بسیار زیاد بود، هونگجین تصمیم گرفت با ایجاد شرطهای کوچکِ توبه و غرامت، آنان را سریعتر نجات دهد. او گروههایی برای آموزش اصول بنیادین تشکیل داد و افراد و وسایل لازم را فراهم کرد.
هرچند توضیح همهی جزئیات ممکن نیست، اما هونگجین با عزم راسخ تصمیم گرفت این صحنههای دلخراش را هرگز به «والدین راستین» نشان ندهد. او با تمام وجود میکوشد مانع آن شود که شمار تازهای از ارواح زمینی به این مکان افزوده گردد.
۴. جهنم چیست
انسان زمینی که دارای جسم است، هرچقدر هم دربارهی جهنم برایش توضیح داده شود، تنها میتواند آن را حدس بزند. اگر کسی بخواهد با ذهنیت زندگی زمینی این مکان را تصور کند، هرگز قادر به درک حقیقت آن نخواهد بود. چگونه میتوان واقعیت این مکان را ساده بیان کرد؟ و چگونه میتوان کاری کرد که انسانهای زمینی هرگز به اینجا نیایند؟ میل شدیدی برای آشکار شدن حقیقت این مکان داریم، اما راهی جز بیان آن در قالب یک جمله نیست.
انسان زمینی وقتی زندگیاش بسیار سخت و طاقتفرسا میشود، گاهی آرزو میکند که بمیرد. اما حتی در آن شرایط، میتواند خانه را ترک کند و به پارک، سینما، خیابان یا فروشگاه برود تا لحظهای از سختیها فاصله بگیرد. در جهنم حتی چنین لحظهای وجود ندارد. از همان روزی که کسی وارد جهنم میشود، رنج و عذاب بیوقفه ادامه دارد. ساکنان جهنم آنقدر در مشکلات خود غرقاند که وقتی کسی سخنی میگوید، نه توان شنیدن دارند و نه توان پیروی. به همین دلیل، تبلیغ و آموزش در این مکان بسیار دشوار است.
با این حال، آیا میتوان با دانستن حال خداوند و والدین آسمانی، این مکان را به حال خود رها کرد؟ هرگز. همین است که تلاش و فداکاری ما و بسیاری از انسانهای زمینی ضروری است. خداوند به سبب واقعیت این مکان حتی یک روز آرام ندارد. اگر دل خداوند را درک کنیم، وظیفهی ما روشن خواهد شد: باید برای بازگرداندن این مکان نهایت تلاش خود را انجام دهیم.
انسانهای زمینی باید برای این مکان دعا کنند. صف بیپایان کسانی که به جهنم میآیند، همچون آبکشی است که ته ندارد؛ هرچه آب در آن ریخته شود، بیثمر خواهد بود. پس پرسش بزرگ این است: چگونه میتوان این صف را قطع کرد؟
تا امروز هیچکس نتوانسته بود به این بیابان دست بزند یا آن را اصلاح کند. اما اکنون ما، با محوریت «هونگجین»، در حال آغاز کاری تازهایم. همانگونه که والدین راستین بیابان «جاردیم» در برزیل را آباد کردند، ما نیز با قلبی استوار و ارادهای سخت چنین میکنیم. اعضای ما با وجود سختیها زندگی میکنند، اما با نشان دادن حقیقت زندگی به ساکنان جهنم، آمادهاند آنان را جذب کنند.
اعضای طبقات بالاتر نیز همانند جاردیم، با برگزاری دورههای بیستروزه و چهلروزه در اعماق جهنم، به آموزش مردم میپردازند و به آنان نشان میدهند که جهانی بهتر وجود دارد. ما همهی ابزارها و راهها را به کار میگیریم تا هنگامی که «پدر راستین» به این مکان بیاید، جهنم سایهای از غم و اندوه بر ایشان نیفکند. این آرزوی بزرگ ماست.
هونگجین حقیقتاً فرزندی وفادار است؛ او حتی یک روز را بدون دعا برای این مکان نمیگذراند. با بهرهگیری از لطف خداوند و توبهی «ابلیس»، شرطهای کوچکِ غرامت برای گردهم آمدن ارواح در مرکز آموزشی و دریافت آموزش فراهم میشود. ما که در طبقات بالاتر هستیم، نهایت تلاش خود را برای آموزش در جهنم به کار میگیریم. در پایان دورهی چهلروزه، دعا میکنیم که حتی یک روح بیشتر به این مرکز بیاید، زندگی نادرست خود را ببیند، توبه کند و آن را اصلاح نماید.
ما نمیدانیم خداوند با تلاش و فداکاری ما چه درهایی را خواهد گشود. ای انسانهای زمینی! اگر نمیخواهید به چنین جهنم سختی گرفتار شوید، در زندگی زمینی خود اندکی به اطراف بنگرید، ارزشهای راستین زندگی را بیابید و به جای آسایش جسم، برای آرامش روح و زندگی پس از مرگ تلاش کنید. آسایش جسمانی صف جهنمیان را طولانیتر میکند، اما آرامش قلبی شما را در صف بهشتیان جاودانه قرار خواهد داد.
– ۲۱ اکتبر ۲۰۰۰