سخنان والدین راستین:
وقتی دعا میکنید، باید ابتدا برای ملت خود دعا کنید، سپس برای جهان، برای فرشتگان و اجداد خود در جهان روح، و سپس برای آزادسازی خدا. بدون آنکه بدانید چه باید بکنید و چگونه بخت و جریان مشیت این جهان در حال تغییر است، فقط اینگونه دعا نکنید که: ”ای خداوند، مرا به پادشاهی بهشتی بفرست.“ این کاری نیست که باید انجام دهید. امروز، برای اینکه بتوانید عیسی را از درد و رنجش آزاد کنید، تاریخ باید دربارهٔ شما شهادت دهد: ”تو شایستهٔ همدردی ما هستی.“ اجداد شما باید شهادت دهند: ”در میان نسلهای ما، تنها تو قامت برافراشتهای. تو تمام تاریخ را نجات دادی.“ و حتی فراتر از آن بگویند: ”تو مأموریتهای فرزند و والدین، انسانی وفادار و فرزند خلف را با بر عهده گرفتن مسئولیت قوم خود در این زمان به انجام رساندی.“
باید اینگونه دعا کنید: ”اگر نتوانم پسر یا دختری باشم که تو میخواهی، راه خادم را میروم تا فرزندان تو را نجات دهم. من سنگها و تختهها را میگذارم تا پلی بسازم، یا سنگچینهایی میگذارم تا فرزندانت بتوانند از آن عبور کنند.“ اگر چنین دعا کنید، خدا شما را حمایت خواهد کرد. اما دعای ”از فرزندان من مراقبت کن“ دعایی نیست که خدا بتواند از آن حمایت کند. شما باید ابتدا قدیسان جهان را برکت دهید و سپس برای خود دعا کنید؛ ترتیب همین است. در غیر این صورت، هرچقدر هم دعا کنید، دعای شما اثر نخواهد داشت. باید بدانید چگونه دعا کنید. کسانی که ایمانشان برای نفع شخصی است، پس از آنکه برکت دریافت کردند، خدا را ترک خواهند کرد، زیرا هدفشان دریافت برکت است. وقتی برکت را گرفتند و امورشان خوب پیش رفت، سقوط خواهند کرد.
وقتی فیض دریافت میکنید و جهان روح را تجربه میکنید، بهطور طبیعی خواهید دانست چه چیزهایی را در دعاهای خود بگنجانید. سپس اگر محتوای دعاهای خود را بررسی کنید و نتایج آن را تحلیل کنید، خواهید دید که روش و محتوای دعاهای شما رشد کرده و عمومیتر و بزرگتر شده است. انسان سقوط کرده اگر در آغاز زندگی دعایی خود بخواهد برای مسائل در سطح جهانی دعا کند، از پا درخواهد آمد. آنها ابتدا برای نجات کسانی دعا میکنند که به آنها نزدیکترند—پدر و مادر محبوب، فرزندان و همسرشان. اما با گذشت زمان و رشد دعا، محتوای دعا تغییر میکند. کسانی که خواست خدا را میشناسند، برای چه دعا میکنند؟ آنها برای خانوادهٔ خود دعا نمیکنند؛ برای جهان دعا میکنند. همچنین میدانند کجا هستند، در چه وضعیتی قرار دارند، و خدا میخواهد آنها کجا باشند؛ و مصمماند که با پرداخت غرامت، راه را در همان جایگاهی که خدا میخواهد، پیشگامانه بگشایند. چنین کسانی حکیم هستند.
وقتی دعا میکنید، برای افراد مشخص یا موضوع مشخصی که در ذهن دارید دعا کنید. فقط بهطور کلی دعا نکنید؛ باید آن افراد یا آن موضوع را در ذهن داشته باشید. آنگاه رابطهٔ فاعل و مفعول برقرار میشود و قانون عمل داد و دریافت آغاز به کار میکند. فاعل و مفعول با هم داد و دریافت میکنند، و با دعا کردن با جدیت و تقدیم جانگ سانگ کامل، مکانی ایجاد میکنید که در آن عمل متقابل میتواند رخ دهد. همچنین باید با قلبی صادق دعا کنید—قلبی که از هزاران سال تاریخ بشر فراتر میرود. اینکه انسان با چنین قلبی خدا را بخواند و با تقدیم جانگ سانگ در یگانگی کامل درونی و بیرونی با او باشد، امری مقدس و شگفتانگیز است. وقتی چنین کنید، با خدا بهطور عینی یکی خواهید شد. آنگاه همان یک کلمهٔ ”پدر“ که بر زبان میآورید، بزرگترین زیبایی را در خود خواهد داشت.
کسانی که دعاهایشان امروز همانند دیروز است، واقعاً زندگی ایمانی را پیش نمیبرند. حتی اگر هر روز همان چیز را ببینید، باید چیزی تازه در آن بیابید. آنگاه میتوانید وارد جهان اسرارآمیز ایمان شوید. وقتی وارد این جهان شگفتانگیز ایمان شوید، جهانی نو را کشف خواهید کرد. اگرچه هر روز همان کار را انجام میدهید—دعا کردن—اما چون آن را دوست دارید و آن را غنیکننده مییابید، با ادامهٔ آن، در ایمان خود رشد خواهید کرد.
انضباط دعا
دعا فقط یک عمل مذهبی نیست؛ نَفَسِ روحانیِ حیات ماست. همانگونه که در متن آمده است، ”دعا کار است، جنگ است“. و همانطور که والدین راستین در چان سانگ گیانگ میفرمایند: ”وقتی دعا میکنید، باید قلبتان را همچون قربانی بر مذبح بگذارید. دعایی که از عمق قلب نیاید، به آسمان نمیرسد.“ میخواهیم به قلب دعا وارد شویم؛ به انضباطی که دعا را از یک عادت پراکنده، به نیرویی آسمانی تبدیل میکند.
بخش اول: دعای ملهم از روح — ”در روح دعا کنید“
پولس رسول میفرماید: ”روح نیز در ضعف ما به یاریمان میآید… خودِ روح با نالههایی که به بیان نمیگنجد، برای ما شفاعت میکند.“ (رومیان ۸: ۲۶) این یعنی دعا فقط از ما آغاز نمیشود؛ روحالقدس دعا را در ما میزاید. والدین راستین نیز میگویند: ”دعا زمانی قدرت دارد که روح شما با روح خدا هماهنگ شود. هماهنگی، کلید دعاست.“
دو کار روح در دعا: 1. روح به ما میگوید برای چه دعا کنیم. دعاهای ما محدودند، اما روح ما را به آگاهی آسمانی میبرد. 2. روح قدرت دعا را در ما میریزد. حتی وقتی خستهایم، روح ما را برمیخیزاند. بیاموزیم که منتظر روح بمانیم؛ نه اینکه فقط فهرست خود را بخوانیم، بلکه اجازه دهیم روح، فهرست را بنویسد.
بخش دوم: دعای مستمر — ”در هر وقت“
پولس میگوید: ”بدون انقطاع دعا کنید.“ (۱تسالونیکیان ۵: ۱۷) این یعنی وضعیت قلب، نه فقط کلمات. برادر لارنس میگفت: ”در میان سر و صدای آشپزخانه، همانقدر خدا را دارم که در محراب.“ والدین راستین نیز میفرمایند: ”زندگی باید تبدیل به دعا شود. هر قدم، هر کار، هر فکر باید گفتوگویی با خدا باشد.“ این همان ”حضور دائمی“ است.
بخش سوم: دعای متنوع — ”با هر نوع دعا و التماس“
زندگی ما متنوع است؛ پس دعا نیز باید متنوع باشد: دعا برای حکمت، دعا برای محافظت، دعا برای پیروزی بر وسوسه، دعا برای خانواده، دعا برای نهضت، دعا برای ملتها، دعا برای جهان، دعا برای مشیت الهی، دعا برای انجام خواست خدا، د عا برای نجات تمامی مردم جهان …. والدین راستین میگویند: ”دعا باید همچون رودخانهای باشد که از سرچشمهٔ قلب جاری میشود و همهٔ زمین را سیراب میکند.“
بخش چهارم: دعای مُصرّانه — ”با تمام پایداری“
عیسی فرمود: ”بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛ بجویید، که خواهید یافت؛ بکوبید، که در به رویتان گشوده خواهد شد.(متی ۷: ۷) در چان سانگ گیانگ آمده است: ”اگر دعا میکنید و پاسخی نمیآید، بدانید که خدا قلب شما را میآزماید. کسی که دست از دعا میکشد، نشان میدهد که هنوز قلبش کامل نشده است.“ پایداری، نشانهٔ بلوغ روحانی است.
بخش پنجم: دعای شفاعتی — ”برای همهٔ مقدسین“
پولس میگوید:”برای همهٔ مقدسین دعا کنید… و برای من نیز.“ (افسسیان ۶: ۱۸–۱۹) دعای شفاعتی، فیض را به زندگی دیگران جاری میکند. والدین راستین میفرمایند: ”وقتی برای دیگران دعا میکنید، خدا برای شما کار میکند. کسی که فقط برای خود دعا میکند، هنوز قلب پدر و مادر آسمانی را نشناخته است.“ شفاعت، قلب خدا را آشکار میکند.
بخش عملی: چگونه اینگونه دعا کنیم؟
۱. فهرست دعا: فهرست، ذهن سرگردان را بازمیگرداند. نامها، نیازها، پروژهها، ملتها… همه را بنویسید.
۲. زمان خلوت: سکوت، بستر شنیدن صدای خداست.
۳. مکان: جایی که مزاحمتی نباشد؛ حتی اگر ماشین پارکشده باشد.
۴. وضعیت بدن: زانو زدن، نشستن، راه رفتن… مهم ”توجه قلب“ است.
۵. آمادگی: گاهی یک فنجان قهوه، یک دوش، یا چند دقیقه تنفس عمیق، ذهن را آماده میکند.
۶. مدتزمان: کوتاه اما پرحرارت.به جای دو ساعتِ غیرواقعی، ۱۵دقیقهٔ واقعی.( 5 دقیقه هون دوک هه، 5 دقیقه تعمق و 5 دقیقه دعا)
۷. انضباط: دعا ”کار“ است. والدین راستین میگویند: ”دعا باید مانند تنفس باشد؛ نه از روی احساس، بلکه از روی تعهد.“
اگر این پنج نکته فوق را تمرین کنیم، دعا تبدیل به قدرتی آسمانی میشود که زندگی ما، خانواده ما، نهضت ما و حتی ملت ما را دگرگون میکند. بیایید تصمیم بگیریم که مردان و زنان دعا باشیم. نه دعاهای پراکنده، بلکه دعاهای منضبط، پرفروغ و آسمانی.
×××××××××××××
درباره برادر لارنس
برادر لارنس یکی از زیباترین الگوهای تاریخ مسیحیت در سادهزیستی روحانی و دعای مستمر است؛ مردی که نشان داد دعا فقط در کلیسا یا در ساعات خلوت نیست، بلکه میتواند در میان شلوغترین کارهای روزمره نیز جریان داشته باشد.
برادر لارنس که بود؟ برادر لارنس (Lawrence of the Resurrection) راهبی فرانسوی در قرن هفدهم بود که در صومعهٔ کارملیتها خدمت میکرد. او نه واعظ بزرگی بود، نه الهیدانی مشهور؛ بلکه آشپز صومعه بود. اما همین آشپز ساده، به یکی از عمیقترین معلمان دعا در تاریخ تبدیل شد. کتاب مشهور او، ”تمرین حضور خدا“ حاصل گفتگوهایش با دوستان روحانی و نامههایی است که دربارهٔ تجربهٔ دعا نوشته بود.
راز دعاهای برادر لارنس
۱. دعا یعنی حضور مداوم خدا: برادر لارنس باور داشت که دعا فقط زمانی نیست که زانو میزنیم؛ بلکه حضور دائمی خدا در قلب است. او میگفت: ”برای من زمان کار با زمان دعا هیچ تفاوتی ندارد. در میان هیاهوی آشپزخانه، همانقدر خدا را دارم که در محراب.“ این جمله، عصارهٔ تمام زندگی اوست.
۲. دعا یعنی محبت کردن به خدا در هر کار: لارنس میگفت: ”کارهای کوچک را با محبت بزرگ انجام دهید.“ وقتی سیبزمینی پوست میگرفت، وقتی ظرفها را میشست، وقتی غذا میپخت—همه را برای خدا انجام میداد. همین نیت ساده، کارهای روزمره را تبدیل به دعا میکرد.
۳. دعا یعنی بازگشت سریع به خدا: او اعتراف میکرد که ذهنش گاهی از خدا دور میشود، اما بلافاصله برمیگشت: ”اگر هزار بار در یک دقیقه از خدا غافل شوم، هزار بار در همان دقیقه به او بازمیگردم.“ این نگاه، بار سنگین ”کمالگرایی“ را از دعا برمیدارد.
۴. دعا یعنی آرامش در حضور خدا: لارنس میگفت: ”باید با خدا همچون با دوستی صمیمی سخن گفت.“ او دعا را پیچیده نمیکرد. نه کلمات رسمی، نه ساختارهای سنگین. فقط گفتوگوی سادهٔ قلب با خدا.
۵. دعا یعنی اعتماد کامل: برادر لارنس باور داشت که خدا در کوچکترین امور نیز حاضر است. او میگفت: ”اگر خدا میخواهد که من ظرفها را بشویم، همانقدر خوشحال میشوم که اگر مرا به دعا در محراب بفرستد.“ این یعنی ارادهٔ خدا مهمتر از نوع کار است.
چرا دعاهای برادر لارنس هنوز الهامبخشاند؟ زیرا او نشان داد: دعا برای ”روحانیون“ یا ”عارفان“ نیست، دعا فقط در سکوت و خلوت نیست، دعا فقط با کلمات نیست، دعا فقط در زمانهای خاص نیست. او ثابت کرد که هر کسی—حتی یک آشپز ساده—میتواند در حضور خدا زندگی کند.
پیامی برای ما: در دنیایی که پر از شلوغی، سرعت و حواسپرتی است، برادر لارنس به ما یاد میدهد: خدا در آشپزخانه هم هست، خدا در محل کار هم هست، خدا در خیابان، در اتوبوس، در خرید، در خستگی هم هست. و دعا یعنی دیدن او در همانجا.