یک خلقت تازه در میان چالشها: شبیه شو، شبیه بمان و شهادتدهی در دوران تازه
«پس ای برادران و خواهران، در هر وضعیتی که کسی فراخوانده شد، بگذارید با خدا در آن باقی بماند… زیرا نه ختنه اهمیت دارد و نه ناختنه شدن؛ آنچه واقعاً اهمیت دارد، یک خلقت تازه است.» (قیاس با ۱ قرنتیان ۷:۲۴ و گلاتیان ۶:۱۵)
والدین راستین میفرمایند (چان سانگ گیانگ):
”کلامِ یگانهٔ متعال، ریشهٔ تمامیِ حقیقت است؛ از این رو، حقیقتِ مطلق به شمار میرود. افزون بر این، کلام، حقیقتی درونانسجام است. بهسبب سقوط، ما یگانهٔ متعال را از دست دادیم؛ حقیقتِ مطلق و ارزشهای مطلق را گم کردیم. هم حقیقتِ درونانسجام و هم ارزشهای درونانسجام را از کف دادیم. دیدگاهِ مطلقِ ارزشی از ارزشهای مطلق و حقیقتِ مطلق سرچشمه میگیرد. مقصود از «دیدگاه»، زاویهٔ دید، نظر و نظریه است. برپاسازیِ دیدگاهی درست نسبت به ارزشهای مطلق، همان گامی است که آشفتگیِ امروزیِ جهان را چاره خواهد کرد.“
”حقیقتِ فدراسیون خانواده، تنها حقیقتی نیست که از دلِ کشمکشها در تاریخِ خودِ آن پدیدار شده باشد. این حقیقیتی است که حتی پیش از آفرینش نیز وجود داشته است. این آرمانِ آفرینشِ یگانهٔ متعال است تا بر پایهٔ پیوند با والدین راستین، خانوادهای راستین، قبیلهای راستین، مردمی راستین، ملتی راستین و جهانی راستین را مستقر سازد. این حقیقتی که در تبیین اصل بنیادین آشکار گشته، همچنین در بر دارندهٔ جزئیاتِ رویدادهایی است که در تاریخِ مشیت بازسازیِ یگانهٔ متعال، برای تحققِ آرمانِ الهی به انجام رسیدهاند.“
”پس از پیوستن به کانون خانواده، کافی نیست که کلماتِ حقیقتی را که از تبیین اصل بنیادین آموختهاید، تنها در سطح ذهن و اندیشه بدانید؛ بلکه باید این آموزهها را در ژرفای قلبِ خود نیز احساس کنید. هنگامی که این آموزهها را به راستی هم با ذهن و هم با قلبِ خود شناختید، هرگز در اقدام کردن و رزمیدن با شیطان درنگ نخواهید کرد، زیرا اشتیاق خواهید داشت که غایت و هدفِ آن آموزهها را به انجام برسانید. افزون بر این، هرگز توان آن را نخواهید داشت که به پدر راستین بد بگویید یا طرز تفکر خود را دگرگون کرده و در جایگاهی قرار گیرید که به آسمان خیانت ورزد.“
در امتداد سنتِ «شبیه شدن» و «شبیه ماندن» در راستای ابلاغ حقیقت در دشواریها
برادران و خواهران عزیز، همراهان و مؤمنان وفادار؛
در امور ابلاغ کلام خدا، مخصوصاً در کشورها و فرهنگهایی که با موانع دشوار همراه هستند، میتوان دید که مبلغان مسیحی چون هارلی تالمن (مردی که سالها در خاورمیانه و آفریقا زیست، ریش گذاشت و لباس محلی پوشید تا با زحمت و فروتنی، زبان و فرهنگ مردم را لمس کند و به آنها بیاموزد که چگونه بدون از دست دادن هویت خود به مسیح ایمان بیاورند) و دیوید آنتونی (پژوهشگر و خادمی که به همراه همسرش بیش از بیست سال در میان جوامع مختلف مسلمان زندگی کرد و با زانو زدن در کنار مردم و خواندن کتابمقدس، راهِ ماندن در فرهنگِ خودی همراه با خلقت تازه را کشف کرد) سالها در میان جوامع اسلامی زیستند، با فرهنگ، زبان، آداب و حتی پوشش آن سرزمینها یکی شدند؛ نه برای آنکه هویت اصیل خود را گم کنند، بلکه تا با قلبی سرشار از محبت، «شبیه» مردم شوند و به آنها کمک کنند تا در مسیر ایمان به خدا، «شبیه» قوم و ریشههای خود باقی بمانند.
امروز ما نیز در خط مقدم این رسالتِ مقدس در راستای ابلاغ کلام والدین راستین قرار داریم. شما در جامعهای زندگی میکنید که هر روز با دشواریهای سخت، سوءتفاهمها و فشارهای اجتماعی روبرو هستید. از یک سو، مسئولیت خطیر نگهداری از شعلهی ایمان درونیتان به والدین آسمانی و والدین راستین، ناجی عصر بر دوش شماست؛ و از سوی دیگر، دردی مقدس درون سینهتان میتپد تا «حقیقت تازه» و ظهورِ برکتِ والدین راستین و ناجی زمانه را به طرق مختلف به گوش جویندگان حق برسانید.
در این مسیر بسیاری از میسیونرهای جهانی برای گشودن راه برای ابلاغ حقیقت، سنتِ شبیه ماندن و شبیه شدن را پیشه کردند؛ از جمله دو عزیزی که در بالا از آنها یاد کردیم. کتاب مقدس برای «شبیه ماندن» دستکم سه دلیل را برجسته میکند:
- نخست، «خداوند به هر کس سهمی بخشیده است» (اول قرنتیان ۷:۱۷)؛ یعنی شرایطی که در آن فراخوانده شده — پایگاه او — هدیهای از جانب خداست (نک: اعمال رسولان ۲۶:۱۷).
- دوم، مؤمن میتواند با یک همسر بیایمان بماند و در عین حال نجس نشود. در واقع، حضور مؤمن، همسر بیایمان را «تقطیس (مقدس)» میکند (اول قرنتیان ۷:۱۴).
- سوم، ماندن در جایگاه خود ممکن است موجب نجات آن شریک زندگی شود (اول قرنتیان ۷:۱۲-۱۶).
این اصول در خصوص جامعه اجتماعیِ وسیعترِ کسی که با همه دشواریها کلام را دریافت کرده و در تلاش برای زیستن بر اساس آن باقی میماند نیز صادق است. پیروِ مسلمانِ والدین راستین در جامعه اسلامی، فرزند عزیز والدین آسمانی است. همنشینی او با مسلمانانی که مانند او ایمان ندارند و زندگی نمیکنند، چیزی از او کم نمیکند؛ بلکه برعکس، حضور او جامعه را برای مقاصد والدین آسمانی «مقدس» میسازد. از همه مهمتر، با ماندن در میان آنها، کلام والدین آسمانی و والدین راستین برای نجات فرزندان گمشدهٔ خدا میتواند در سرتاسر شبکه روابط آن مؤمن جریان یابد و حرکتی به سوی کمال و نجات را امکانپذیر سازد.
۱. چالشهای زیستن در میان فشارهای پیرامون
زندگی در جوامعی که درک متفاوتی از حقیقت دارند، نیازمند صبری ایوبوار و قلبی بیدار است. شما دو بار مسئولیت به دوش میکِشید:
- حفظ ایمان درونی و کلام مطلق: در فضایی که شاید نتوانید آزادانه از باورهای عمیق قلبیتان بگویید، به یاد داشته باشید که والدین راستین به ما میآموزند:
«کلامِ یگانهٔ متعال، ریشهٔ تمامیِ حقیقت است؛ از این رو، حقیقتِ مطلق به شمار میرود… برپاسازیِ دیدگاهی درست نسبت به ارزشهای مطلق، همان گامی است که آشفتگیِ امروزیِ جهان را چاره خواهد کرد.» ارتباط شما با والدین آسمانی و ناجی عصر در این کلام ریشه دارد و باید به پناهگاهی امن در درون روحتان تبدیل شود.
- طرد نشدن، بلکه پیوند خوردن: درس بزرگ متون پیشین این بود که تغییر دین نباید به معنای خیانت به فرهنگ، خانواده و جامعه تلقی شود. فشار جامعهی اطراف اغلب به این دلیل است که گمان میکنند شما به دنبال «غربی شدن» یا «بیگانه شدن» با ریشههای خود هستید. اما حقیقتِ خلقت تازه این است که شما میتوانید با حفظ هویت انسانی، اخلاقی و فرهنگی خود، فرزندان راستینِ نور در زمین باشید.
۲. استراتژیِ آسمانی: ما «شبیه» میشویم تا آنها «شبیه» بمانند
همانطور که در تجربه مسیونرها میتوان دید که کلیدِ نفوذ در قلبها، انطباقِ محترمانه و عاشقانه با محیط پیرامون است، شما نیز برای رساندن این «حقیقت تازه» به مردمی که دوستشان دارید، به این اصول نیاز دارید:
- احترام به ریشهها و ارزشهای مشترک: وقتی با دیگران سخن میگویید، از ارزشهای مشترک انسانی، اخلاقی و مذهبی آغاز کنید—از مفاهیم پاکِ محبت، فداکاری، خانواده، و تمنای ظهورِ ناجی موعود که در قلب هر انسان حقطلبی ریشه دارد.
- شهادتِ زندگیِ عملی و ژرفای قلب: والدین راستین با صراحت به ما یادآور میشوند:
«این کافی نیست که کلماتِ حقیقت را تنها در سطح ذهن و اندیشه بدانید؛ بلکه باید این آموزهها را در ژرفای قلبِ خود نیز احساس کنید. هنگامی که این آموزهها را به راستی هم با ذهن و هم با قلبِ خود شناختید، هرگز در اقدام کردن و رزمیدن با شیطان درنگ نخواهید کرد، زیرا اشتیاق خواهید داشت که غایت و هدفِ آن آموزهها را به انجام برسانید.» بزرگترین معجزه، انعکاسِ کاراکتر و منشِ پرمحبتِ والدین آسمانی در رفتار روزمره شماست. بگذارید همسایگان و اطرافیان شما را به عنوان انسانهایی امین، صبور، بخشنده و سرشار از صلح بشناسند.
- بیان حکمت در کلام مناسب: نیازی نیست همهچیز را یکجا بازگو کنید. درست مانند پولس رسول که برای هر گروه به گونهای سخن میگفت تا پیام به جانشان بنشیند، شما نیز با حکمتِ والدین راستین، روحالقدسِ واقعی و کلامِ «ناجی عصر»، حقیقت را قطرهقطره و با زبانی قابلفهم در جان تشنگان جاری سازید.
۳. بشارتی گرمیبخش: شما مظهرِ «خلقت تازه» هستید
شما که در هر نقطهای از این سرزمینهای دشوار که زانو زدهاید و دعا میکنید، بدانید که تنها نیستید.
- بیایید این حقیقتِ تسلیبخش را از زبان والدین راستین در دل زمزمه کنیم که:
«یگانهٔ متعال بهعنوان سرچشمهٔ حیات، محبت و حقیقت، پدر و همچنین مادرِ تمامیِ بشریت است. نکتهٔ کانونی این است که یگانهٔ متعال، همان «والدین» است. با نگاه به این حقیقت، درک کردن یگانهٔ متعال امری آسان خواهد شد.»
- خدایی که پدر و مادر آسمانی ماست و ناجی عصری که در تلاش برای به ارمغان آوردنِ حقیقت تازه و برکتِ ازدواج برای مردم جهان و آزادسازیِ واقعی جهانیان هستند، گامهای شما را در کوچهها و خانهها مبارک میشمارند و اشکهای پنهانی شما را میبینند از طریق شما کار می کنند.
به خاطر بسپارید که شما مجبور نیستید هویت خود را انکار کنید؛ برعکس، شما در درونِ همان محیطِ قدیمی، حاملِ یک «خلقت تازه» هستید. حضورِ شما در میان مردم آن دیار، مایه برکت، نور و تقطیس (مقدس شدن) آن محیط است.
سخن پایانی و دعای دلگرمی
والدین راستین به ما وصیت کردهاند که: «هنگامی که کلامِ یگانهٔ متعال را دریافت میکنید، باید آن را بهعنوان قانونِ جاودانِ راستین و حقیقتِ حیاتِ خود بشناسید و قادر باشید بگویید: «این، کلامِ زندگیِ من است.» افزون بر این، باید تجربهٔ آن نقطهٔ آغازین در ازل را داشته باشید که یگانهٔ متعال انسانها را با کلام آفرید.»