هون دوک هه

سخنان پدر راستین (از کتاب شهروند جهانی صلح دوست)

 

تنها خط آتش بس نیست که مردم را از هم جدا میکند. مناطق “یانگ نم” و “هو نم” هم با خطی نامرئی از هم جدا شده‌اند. همچنین کره‌ای‌های ساکن ژاپن نیز در دو گروه “میندان” وابسته به کره جنوبی، و “چونگریون” یا انجمن کره‌ای‌های ساکن ژاپن وابسته به کره شمالی تقسیم شده‌اند. ناسازگاری بین این دو انجمن در ژاپن، بواسطۀ زادگاه اعضای این دو انجمن است. نسل دوم و سوم کره‌ای‌های ساکن ژاپن که هرگز در کشور زادگاه والدینشان نبوده‌اند، با هم ناسازگاری دارند چرا که در درون خطوط ترسیم شده توسط والدینشان زندگی میکنند. اعضای این دو گروه از لهجه‌های متفاوتی برای صحبت کردن بین خودشان استفاده کرده، فرزندانشان را به مدارس مختلف میفرستند و از ازدواج فرزندانشان با هم جلوگیری میکنند.

من در سال ۲۰۰۵ نقشه‌ای را عملی کردم که برای مدتهای مدید در نظر داشتم، و آن ایجاد یگانگی بین کره‌ای‌های ساکن ژاپن و کره‌ای‌های ساکن “یونگ نم” و “هو نم” بود. هزار نفر از “میندان” و هزار نفر از “چونگریون” را به شهر سئول دعوت کرده و آنها را در یک مراسم عقد برادری و خواهری با هزار نفر از “یونگ نم” و هزار نفر از “هون نم” نامزد کردم. کنار هم نشاندن “چونگریون” و “میندان” و صحبت کردن از اتحاد صلح آمیز شمال و جنوب از اموری غیر ممکن بود، تلاش برای دعوت از آنها و گردهم آوردنشان نیز بسیار دشوار بود، اما وقتی دیدم که آنها در کنار هم نشسته و یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند، بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بودم. یک نمایندۀ رسمی “چونگریون” که برای اولین بار به سئول آمده بود، با چشمانی مملو از اشک گفت که براستی احساس تاسف میکند از اینکه سالهای بسیاری را در جنگی سپری کرده که ربطی به او نداشته، بخصوص اینکه او حتی نمیدانست که والدینش از کدام قسمت این شبه جزیره بوده‌اند. او گفت که بشدت احساس خجالت میکند از اینکه تمامی زندگیش را در پس خط جدایی بی معنایی زیسته است که در قلبش ترسیم شده بود.

برای درک جدایی در شبه جزیرۀ کره و درگیری بین دو طرف، باید بطور جامع به گذشته، حال و آینده نگاه کنیم. هر رویدادی علتی ریشه‌ای دارد. جدایی در شبه جزیرۀ کره بواسطۀ تاریخ درگیری بین خوبی و بدی صورت گرفته است. با شروع جنگ کره، کشورهای چین، شوروی و دیگر کشورهای کمونیست در جهان برای کمک رسانی به کره شمالی وارد عمل شدند. به همین صورت، شانزده کشور دنیا نیز به رهبری ایالات متحده برای کمک به کره جنوبی نیروهای نظامی خود را به اینجا فرستادند. همچنین پنج کشور دیگر تسهیلات داروئی و بیست کشور دیگر تسهیلات نظامی به اینجا ارسال کردند. هیچ جنگ دیگری در تاریخ، این همه کشور را درگیر نکرده بود. دلیلش این بود که این جنگ در کشور کوچک کره، جنگی نیابتی بین نیروهای کمونیست از یکطرف و نیروهای آزاد از طرف دیگر بود. در نتیجه میتوان گفت که کره نمایندۀ تمامی دنیا بود و نیروهای خوبی و بدی در خاک این کشور با تندخویی تمام با هم درگیر شده بودند.

ژنرال آلکساندر هیگ، وزیر امور خارجۀ آمریکا، در حین سخنرانی‌اش در دهمین سالگرد تاسیس روزنامۀ واشنگتن تایمز در سال ۱۹۹۲ گفت: “من یک سرباز اسبق شرکت کننده در جنگ کره، بعنوان فرمانده مسئول حمله به زندان هونگ نم هستم، که در آن زمان بدترین حملات ممکن را به انجام رساندیم. وقتی شنیدم که رورند مون محبوس در زندان هونگ نم تحت نظر نیروهای کمونیست، بواسطۀ آن حملات آزاد شد، براستی تحت تاثیر قرار گرفتم. بنظر میرسد که در آن زمان من برای آزادی رورند مون به آنجا رفته بودم و حالا رورند مون برای نجات آمریکا به اینجا آمده است. روزنامۀ واشنگتن تایمز با ارائۀ یک دیدگاه تاریخی متوازن بدون هیچ تمایلی به چپ و راست، و نشان دادن راه برای پیشروی، مردم آمریکا را نجات خواهد داد. همانطور که میدانید در تاریخ هر چیزی بنا به دلیلی روی داده است.”

چند سال پیش در کره بعضیها درخواست برچیده شدن مجسمۀ ژنرال ”داگلاس مک آرتور” را داشتند، و ادعایشان این بود که اگر نیروهای سازمان ملل وارد جنگ کره نمیشدند، کشور ما در وضعیت قابل مشاهدۀ کنونی به صورت شمالی و جنوبی تقسیم نمیشد. با شنیدن چنین چیزی بسیار شوکه شده بودم. این چنین ادعایی تنها میتواند از جانب حزب کمونیست در کره شمالی مطرح شده باشد.

با وجود فداکاریهای بزرگ و عظیم در سطح جهانی، شبه جزیرۀ کره همچنان تقسیم شده باقی مانده است. ما بر زمان دقیق اتحاد این سرزمین واقف نیستیم، اما بطور واضح با گامهایی بلند در این مسیر به پیش میرویم. در مسیر راه موانع بسیار زیادی وجود دارند که باید بر آنها غلبه کرد، موانعی که باید یکی یکی با آنها روبرو شده، و با فرو ریختن آنها همچنان ادامه داد. اگر چه ممکن است که راه بسیار طولانی و دشوار بنظر برسد، اما اگر با همان درماندگی و بی پروایی کار کنیم که در حین شنا برای عبور از عرض رودخانۀ “یالو” خواهیم داشت، اتحاد بطور حتم فراخواهد رسید.

بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، رومانی یکی از کشورهای کمونیست اروپای شرقی و مرکزی، در مقابل تغییرات مقاومت میکرد. منتهی در پایان سال ۱۹۸۹ بود که با اعتراضات خونین مردمی روبرو شد و بدنبال واژگونی رژیم، نیکولای چائوشسکو که به مدت بیست و چهار سال بر این کشور حکومت کرده بود، همراه با همسرش اعدام شدند. او دیکتاتوری بود که تمامی مخالفان خود را بیرحمانه قتل عام کرده بود. در هر کشوری یک دلیل برای دیکتاتور در هر چه محکمتر کردن چنگهایش، به خاطر وحشت از دست دادن زندگیش در زمان از دست دادن قدرت است. من فکر میکنم اگر دیکتاتور اطمینان داشته باشد که زندگیش در خطر از دست رفتن قرار نخواهد گرفت، هرگز مثل چائوشسکو در بن بست گام نخواهد زد.

کشور ما هم دیر یا زود متحد خواهد شد، به همین خاطر سیاستمداران و اقتصاددانان ما هم باید هر کدام در حوزۀ خود آمادگیهای لازم را داشته باشند. من بعنوان یک فرد مذهبی برای استقبال از کرۀ متحده تمامی تلاشم را بکار خواهم گرفت تا در آن مردم کره شمالی را با عشق در آغوش گرفته و صلحی برای همگان را با هم سهیم شویم.

برای مدتها با مطالعۀ چگونگی اتحاد آلمان، به تجربیات افراد درگیر در این مسئله گوش دادم، با تمرکز بر این نکته که چگونه بدون شلیک حتی یک گلوله و بدون ریختن حتی یک قطره خون اتحاد ممکن بود. امید من در انجام این امر، این بوده تا راهی مناسب برای کره بیابم. در آن مطالعه آموختم که اتحاد صلح آمیز آلمان به این دلیل امکان پذیر بود که رهبران آلمان شرقی متوجه شده بودند که اتحاد باعث به خطر افتادن زندگیشان نخواهد شد. اگر آنها به چنین چیزی ایمان نمیداشتند، به آسانی تن به اتحاد نمیدادند.

من ایمان دارم که باید چنین درک و باوری را به حاکمان کره شمالی بدهیم. مدتی پیش بود که در ژاپن یک کتاب داستان دربارۀ کره شمالی چاپ شده بود. در بخشی از این داستان تخیلی، رهبران کره شمالی با تماشای مکرر ویدئوی اعدام چائوشسکو رهبر رومانی فریاد میزدند، “آه، با از دست دادن قدرت، عاقبت ما نیز چنین خواهد بود. به همین خاطر به هیچ وجه نباید دست از قدرت برداریم.” البته که این فقط یک داستان تخیلی چاپ شده در ژاپن بود. ما باید توجه خود را بر مشکلات واقعی متمرکز کرده و راه حلی برای رهبران کره شمالی در مسیر سرعت بخشیدن به اتحاد پیدا کنیم.

ایجاد صلح در شبه جزیرۀ کره امری دشوار نیست. وقتیکه کره جنوبی بطور کامل برای کره شمالی زندگی کند، کره شمالی سعی در جنگ با جنوب نخواهد داشت و صلح بطور طبیعی به این شبه جزیره روی خواهد آورد. نیرویی که میتواند یک بچۀ سرکش را تحت تاثیر قرار دهد نه مشت محکم و نه بیرحمی بلکه قدرت عشقی است که بطور طبیعی از قلبها میجوشد. این بسیار مهم است که ما بیشتر از برنج یا کود شیمیایی، به کره شمالی عشق بدهیم. هرگز نباید فراموش کنیم که تنها وقتیکه با درک وضعیت مردم در کره شمالی، با قلبی خالص و مملو از عشق برای خاطر آنها زندگی کنیم، آنها قلبشان را بر روی ما خواهند گشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.